پایداری

سهم اصفهان در قونیه

پرونده ویژه ورزشکاران اعزامی نصف جهان به بازی های کشورهای اسلامی

هورا لیگ!

پرونده ویژه اصفهان‌زیبا برای لیگ بیست‌ودوم

هورا لیگ!

پرونده ویژه اصفهان‌زیبا برای لیگ بیست‌ودوم

پس از چندماهی که کرکره لیگ برتر پایین بود و هیجان رقابت‌های فوتبال باشگاهی فروکش کرده بود، از فردا ماراتن لیگ دوباره از سر گرفته خواهد شد و 16 تیم لیگ برتری در بیست‌ودومین فصل فوتبال باشگاهی ایران موسوم به حرفه‌ای، به مصاف هم خواهند رفت که همانند ادوار گذشته لیگ، دو تیم سپاهان و ذوب‌آهن نمایندگان فوتبال نصف جهان هستند. به این بهانه، مروری بر شروع لیگ و شرایط تیم‌ها خواهیم کرد.

حکایت یک رفاقت؛ از غرب تا جنوب به روایت «حاج اکبر نصر»
رونمایی از جام زرین سه‌هزارساله در جانونی 63هزارتومانی!

چمران؛ یک نفر بود، تمام شد!

به روایت مردی که خود را «مسئول ادوات ستاد جنگ‌های نامنظم» شهید چمران معرفی می‌کند
صدای جان‌دار و جاافتاده‌اش را برای اولین‌بار، آن‌هم از پشت تلفن و از چهارصدکیلومتری اصفهان، با این جمله می‌شنوم: «محمد نخستین هستم؛ از بسیجی‌هایی که اول جنگ به جبهه رفتند.» می‌گوید یک ماه اول جنگ را به فرمان امام در جبهه مهران بوده است؛ در «کنجان‌چم». یک روز در کنجان‌چم، روزنامه‌ای به دستش می‌رسد که توی آن نوشته‌شده خرمشهر در محاصره عراق است و نیاز به کمک دارد. همان لحظه عزمش را جزم می‌کند برای رفتن و رسیدن به خرمشهر. اجازه‌اش را می‌گیرد و مسلح با یک تفنگ از مهران می‌رود اهواز و ازآنجا به سمت خرمشهر. راه رسیدن به خرمشهر اما بسته است. چیزی نمی‌گذرد که خبردار می‌شود ستاد شهید چمران اعزام به خرمشهر دارد. همین می‌شود که راهش را دوباره به سمت اهواز کج می‌کند و می‌رسد به ستاد شهید چمران. چندروزی می‌گذرد و درگیرودار انتظار اعزامش به خرمشهر، خبر سقوط این شهر، همان‌جا ماندگارش می‌کند و کم‌کم جزو نیروهای ستاد جنگ‌های نامنظمِ شهید چمران می‌شود. این‌ها بخشی از مقدمه گفت‌و‌گویمان با «سردار محمد نخستین» است که روزی روزگاری «مسئول ادوات ستاد جنگ‌های نامنظم» شهید چمران بوده و البته تا آخر جنگ در همین رستۀ ادوات می‌ماند. او در توصیف شهید چمران معتقد است ارزش و بزرگی و کارایی او را باید از نتیجه کارهایش متوجه شویم؛ نه از سخنرانی‌ها و ادعاهایی که برایش می‌شود! «نخستین» که یکی از همراهان و نزدیکان دکتر مصطفی چمران در ستاد جنگ‌های نامنظم بوده، حالا و در چهل‌ویکمین سال شهادت این بزرگ‌مرد، خرده‌روایت‌هایی را از او برایمان بازگو می‌کند.
 

در رثای «مهاجر سرزمین آفتاب»

نگاهی به زندگی «کونیکو یامامورا» تنها مادر شهید ژاپنی که این روزها در بستر بیماری است

یازدهمین دوره پویش کتاب‌خوانی «کتاب و زندگی» با محوریت کتاب «مهاجر سرزمین آفتاب» این روزها درحالی به راه افتاده که شخصیت محوری این کتاب خانم «کونیکو یامامورا»، تنها مادر شهید ژاپنی در بستر بیماری است و این خبر علاقه‌مندان به حوزه دفاع مقدس و کسانی که این بانو را می‌شناختند، متأثر کرده است. 

سردار گمنام جنگ؛ یعنی «بهروز مرادی»!

یک روز گرم خردادی و مهمانانی که در دانشگاه هنر اصفهان از رفیق شهیدشان گفتند
یک روز گرم خردادی، دانشگاه هنر اصفهان، دفتر مدیریت! مردان موسپید و جاافتادۀ روزگار نشسته‌اند دور یک میز و هرکدام خود را، رفیق و هم‌رزم شهید «بهروز مرادی» معرفی می‌کنند؛ شهیدی که اگرچه نامش با خرمشهر و کوچه و خیابان‌هایش گره‌ خورده است، اما در خانواده‌ای اصفهانی به دنیا آمده و از 1364 دانشجوی دانشگاه هنر اصفهان، در رشته صنایع‌دستی می‌شود. «محمد گلشن»، «محمد سمیرمی»، «محمد ثنابادی»، «جواد اکبری» و «محمد پاکچی»؛ پنج مهمان ویژه نشستی شدند که به نام «بهروز» و به یاد او در دانشگاهی که روزی‌روزگاری دانشجویش بود، برگزار شد.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - پایداری