عکاسی

بیش از نیم‌قرن تفرج عکاسانه

برای 79سالگی رضانور بختیار، عکاس سال‌های اصفهان

عکاسی، باغ و شانس زندگی من است. باغی که وقتی سال‌های دور لحظه‌ای در آن باز شد، پایم را  لایش گذاشتم و با فشار خود را به درونش هل دادم؛ همان‌طور که آینده مانند باغ زیبایی است که برای بعضی‌ها یک لحظه در آن باز می‌شود و آن‌هایی که هوشیارترند پایشان را لای در می‌گذارند، سپس با فشارخود را درون آن باغ هل می‌دهند.این تعبیری است که در کتاب «مردی با دوربین عکاسی» که شرح زندگی و کارش است، به کار می‌برد. حالا در آستانه 80سالگی هرچند آردش را بیخته و الکش را آویخته، اما هنوز دست از علاقه و تفرجش در باغ عکاسی نکشیده است.

سرزمین‌های سوخته از جنگ

عکس‌های «جنگ...» مجید کورنگ بهشتی را در موزه هنرهای معاصر اصفهان ببینیم

«شاید بتوان گفت این عکس‌ها، تصاویرِ باقی‌مانده‌ای است از سرزمین‌های بمباران‌شده، سقف‌های فروریخته، پناهگاه‌ها، انبارهای مهمات، زرادخانه‌ها و یا کوچه‌پس‌کوچه‌های به بن‌بست‌رسیده نسل من که هنوز هم تاریک و بی‌سکنه و متروک مانده و من از تکه‌های نصفه ونیمه‌شان در آن سال‌ها عکس گرفته‌ام و تمامی این تصاویر مانند جسد کفن‌پیچِ خاک‌نشده‌ای در زمین روانم به‌جا مانده است.» این بخشی از استیتمنت نمایشگاه «جنگ ...» مجید کورنگ بهشتی است که به‌خوبی جهان خیالی این عکاس از مقوله جنگ را نشان می‌دهد. نمایشگاهی برای به‌خاطر آوردن لحظات دشوار و مهیب جنگ که ذهن خیال‌ورز عکاس آن‌ها را از پس واقعیتی هولناک دوباره‌سازی می‌کند. کورنگ بهشتی که عکاسی شناخته شده و مطرح به‌خصوص در زمینه عکاسی انتزاعی و فتومونتاژ است، با مجموعه عکس «جنگ...» به موزه هنرهای معاصر اصفهان آمده تا روایت عکاسانه اش از واقعه هولناک جنگ و تأثیرش بر روان آدمی را به اشتراک بگذارد. این نمایشگاه تا 24 مهر به نمایش خود در موزه هنرهای معاصر ادامه می‌دهد.

نخستین نمایشگاه ملی عکس نیمه پنهان برگزار شد
گفت‌وگوی اصفهان‌زیبا با «داریوش کیساریان» فرزند «حاج اکبر کیساریان» مؤسس عکاسی شایان
رئیس هیئت‌مدیره کانون عکس انجمن سینمای جوان اصفهان از گرایش نداشتن عکاسان برای تولید عکس‌های خود در قالب مجموعه می‌گوید

پابه‌پای هم پیر می‌شویم

اصفهان بدون رضانور بختیار چیزهای زیادی کم دارد

استاد رضانور بختیار را بهمن‌ماه ۱۳۸۰ در جلسه نخست اولین روز دانشگاه دیدم. معمولا اولین‌ها واضح‌تر در خاطر می‌مانند. به‌آرامی وارد کلاس شد و درست رفت کنار پنجره بزرگی که مشرف به عمارت عالی‌قاپو بود. از ما خواست تا یکی‌یکی خود را معرفی کنیم و از علایق و تجربه‌ها و آرزوهایمان بگوییم. به‌روشنی به خاطر دارم که پرده مخملی بزرگ پنجره را کنار زد و با دستش عالی‌قاپو را نشان داد و گفت: سال‌ها پیش همین‌جا، زمانی که دانش‌آموز مدرسه سعدی بودم، از پنجره همین کلاس‌ها هرروز این منظره را تماشا می‌کردم.

عکاس در ساحت عکاس

مروری بر نیم‌قرن فعالیت عکاسی رضانور بختیار

وقتی برای یافتن راه‌های درست و مطمئن راهی انگلستان شوی و پس از طی مشقات و مشقِ بسیار و آموختن به وطن بازگردی و بیش از نیم‌قرن از عمر گران‌بهایت را صرف عکاسی از مناظر و شهر و مردم و آثار معماری و تاریخی و صنعت و اجتماع کنی، دور از انتظار نیست که مجموعه‌ای شگرف و باشکوه در شاخه‌های مختلف عکاسی فراهم کرده باشی که چون سندی است برای شهر و دیار این مرزوبوم به‌سان داشتن آلبومی خانوادگی از زوایا و سفرها و فرهنگ و داشته‌ها و زیبایی‌ها و غیره در وسعت یک شهر و سرزمین.

حافظه‌ای برای تاریخ معاصر ایران

بخشی از مقدمه کتاب در دست انتشار «مردی با دوربین عکاسی» گفت‌وگو با رضانور بختیار

گفت‌وگو با رضانور بختیار صرفا مواجهه با یک عکاس نیست؛ بختیار قسمتی از حافظه تاریخ معاصر ایران است. او تکه‌ای از تاریخ، در یک پازل بزرگ است، پازلی که تکه‌های دیگرش را باید با کسانی مانند عباس کیارستمی، مرتضی ممیز، جواد مجابی، نعمت حقیقی و ده‌ها نام ازاین‌دست، که دوستان او هستند، کامل کرد. سال‌های کودکی او در اصفهان، شهر رؤیایی و سوررئالی گذشت که در این سال‌ها دیگر نشانی از آن باقی نمانده است.

صفحه‌ها

اشتراک در RSS - عکاسی