ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

هزار بدبختی تو این مملیکِت هس

تاریخ درج : یکشنبه ۱۰ امرداد ۱۳۹۵
شماره روزنامه: 
انتقادهای ادامه دار حجی گوگردچی از وضعیت موجود

بشیر اسماعیلی

ماجرای لباس کاروان ورزشی ایران در المپیک ظاهرا هنوز ادامه دارد . اولین لباس پیشنهادی را که ترکیب آبی و نارنجی داشت که نشان حجی دادیم، به لباس های شخص دیوانه ای به اسم غولوم بی ننه در چارسو درشیخ تشبیه کرد. لباس بانوان هم به هیچ وجه مورد تایید حجی گوگرد چی قرار نگرفت و آن را به دم کنی و دم دری تشبیه کرد .اما یکی از طرح های پیشنهادی که بیشترین رای را از طرف مردم آورده بود مورد استقبال حجی هم واقع شد وآخر سر یک دست از آن را هم برای خودش و حج خانوم برداشت . اما در کمال تعجب، بعد از گذشت مدت زمان کمی، از یک لباس عجیب و غریب  به عنوان لباس رسمی تیم ایران در کاروان المپیک رونمایی شد. لباس مذکور که عکس آن را به همراه نوشته طراحش در اینستاگرام می توانید پیدا کنید ، از طرح ، رنگ بندی و فرم نا مطلوبی رنج می برد . بعد از اعتراض آنلاین کاربران از طریق کامنت و غیره ، طراح چین چین دور آستین لباس خانم ها را حذف کرد و طرح را به کمیته ملی المپیک فرستاد . هنوز تکلیف لباس ملی پوشان ایرانی در  ریو مشخص نیست ، اما عکس حاضر را به حجی گوگرد چی نشان دادم و گفتم نظرت درباره این لباس چیه ؟ حجی لباس را که دید گفت : پس اون دفعهیا چیطور شد ؟ گفتم: ظاهرا اینا تصویب شد. گفت یه قالب کره میخاد که بیشینی سرش آ با نون بخوری . اینا چیه س ؟ مثی رختا کریم پِشِه میمونِد! زنم که انگار آبکشی خانس ! یکی یه کالا بوقیم بزارید سرشون که یه باره بِشِد. وخی عامو! اصش جمع کنید این دوکونا ، بیاین کتا تومبونی منا بسونین بوپوشین ، یه هفته س مردوما مسخره کرده ین . هی شل کن سفت کن راه انداخته ین ؟ ( دس به این جملات نزار حیدری ، این که ازونا نیس ).هزار مشکلا بدبختی تو این مملیکِت هس ، دس گذاشته ین رو رختا اینا ؟ گفتم: یعنی تعمدی هست در اینکه افکار عمومی سرگرم موضوع لباس کاروان ورزشی ایران بشن ؟ گفت من گنا کسی را نمی شورم ، جهندمی نذریم نیمیرم ! اما اینا یه کاسه ای زیر نیم کاسه دارند. آخه یه دس رختی آدموار نیس که بدن اینا بوپوشن ؟ یقین دفعه بعد لباسی این که دمی رستورانی رسولی عاموم وایمیسدا میدن اینا بوپوشنا میگن حالا چیطوره س؟ (یک نفر توی لباس باب اسفنجی می رود و جلوی رستوران رسولی عامو ، مردم را به داخل دعوت می کند. ) بوگو اصش نرید المپیک سنگین تِرید . میگن اونجا اتاقا ریختا پاشس آ کثافِـت اِز درا دیوارش بالا میرِد . یه پِشِه م هس که هر کی را بگِزه ، ننه جونش میاد راسی روش ! پلیسا آتیش نشانیا اینام اعتصاب کردن ، گفتن هر کسا سرشم بریدن ما کاری نداریم . اینجا رفتن ندارِد . میرید یه مشت دردا  مرضم میآرید با خودادون. گفتم به نظرت کاروان المپیک چقدر موفق می تونه باشه ؟ گفت والا اینا که تو رختش موندن ، وای به بقیه ش . هر فدراسیونی که می بینی توش دعواس . مربیا زدن به تیپا تاری هم ! بازیکونا قر میان ، رییس فدراسیون 10 جا دسش بنده س ، اِگه یکی خودش بزندا مدالا ببرِد  وگرنه با این وضعا روز، چیزی توش در نیمیاد . جخ حالام که مد شده س نوبِتی شهرا آتیش می گیرن، یه وقت خدای نکرده دمی رفتن کمیته المپیک الو گرفتا سفره را جمع کردن، کیروشم میگِد: های ! با دمش سنتور میزِنِد ! اما شوخی کردم ایشالا همه خوششون باشِد. قضیه این رختارم ول کن دیگه . بالاخره عزا منا میگیرن . یه چیزی بگو که چیزی اِز توش دربیاد .

url : http://www.isfahanziba.ir/node/23611

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی