تیمارگر پرندگان

به مناسبت روز جهانی محیط‌زیست، نوجوانی از دغدغه‌اش درباره طبیعت و پرندگان می‌گوید

شما تابه‌حال به مادرتان آسیب زده‌اید؟ مثلا سرش داد بزنید یا خدایی نکرده با مشت بزنید در شکمش؟ می‌دانم که این پرسش عجیبی است؛ اما راستش مجبور شدم برای ورود به مبحث اصلی چنین پرسش عجیب‌غریبی بپرسم تا شما کمی شوکه شوید و فکرتان قلقلک شود؛ حتی خجالت‌زده هم بشوید! از قدیم گفته‌اند که طبیعت مادر دوم انسان است؛ اما هیچ‌کدام ما این نکته مهم را جدی نگرفته‌ایم. شاید برای همین است که سالیانه چندین جنگل در آتش می‌سوزد، درختان زیادی قطع می‌شود، هزاران پرنده به دلیل غفلت ما انسان‌ها می‌میرند، حیوان‌های بسیاری شکار می‌شوند و زمین روزبه‌روز حالش بدتر می‌شود.

چهارشنبه ۱۹ خرداد ۱۴۰۰

طبیعت، همان مادر مهربانی است که سخاوتمندانه همه منابع و سرمایه و زیبایی خودش را به پای ما می‌ریزد و ما همان کودک شیطان، لجوج و نافرمانی هستیم که می‌خواهیم همه‌چیز آن را به تصرف خود درآوریم. تاکنون همه موجودات روی زمین کوشیده‌اند تا به قانون طبیعت احترام بگذارند و خودشان را با محیط پیرامونشان سازگار کنند؛ اما انسان، خواسته و ناخواسته، روند طبیعی محیط‌زیست خود را دگرگون کرده است. بنا به اهمیتی که طبیعت و محیط‌زیست دارد، هرسال در سراسر جهان روز 15 خرداد (5 ژوئن) با عنوان روز جهانی محیط‌زیست گرامی داشته می‌شود. هدف این روز هم این است که ما بیشتر به محیط‌زیست فکر کنیم و ببینیم به‌عنوان یک شهروند چه تأثیر مخربی روی محیط پیرامونمان می‌گذاریم که باید آن را اصلاح کنیم. به مناسبت چنین روزی، صفحه نوجوان این هفته سراغ نوجوانی رفته است که از هشت‌سالگی حامی محیط‌زیست بوده. امیرعلی آقاابراهیمی الان 13ساله است و بعد از دانش‌آموزبودن، شغل دومش تیمارگری پرندگان است. در این گزارش او از علاقه‌اش به طبیعت، پرندگان و حیوانات و محافظت از آن‌ها می‌گوید.

کوچک‌مردِ بزرگ طبیعت

امیرعلی می‌گوید که همیشه به طبیعت می‌رود و از دیدن پرندگان و حیواناتی که در آن هستند، لذت می‌برد. مستندهای زیادی درباره پرندگان و حیوانات می‌بیند و یکی از علایقش، نگاه‌کردن به جزییاتی است که در محیط‌زیست وجود دارد. چون به طبیعت علاقه فراوان دارد، به مناطق حفاظت‌شده زیادی رفته و از آن مهم‌تر از هشت‌سالگی عضو انجمن حفاظت از پرندگان «آوای بوم» در اصفهان است.
 «من همیشه به رفتار پرندگان، شخصیتی که دارند و رنگ‌هایشان تــوجــه مــی‌کنم و رویــایــم همیشه این بوده که آن‌ها را از آسیب‌هایی که از ســمــت انــســان‌هـــا می‌بینند، مـــحافــظــت کنم؛ چون پرندگان و حیوانات هیچ‌کسی را ندارند که از آن‌ها محافظت کنند. در کشور ما هم کسی به حیوانات و پرندگان اهمیت نمی‌دهد؛ برای همین سعی می‌کنم این فرهنگ را در خودم ایجاد کنم که از پرندگان و حیوانات محافظت کنم.» مشوق اصلی امیرعلی در این کار، پدرش است. پدر او هم سال‌های زیادی است که به‌صورت داوطلبانه از پرندگان زخمی مراقبت می‌کند و بعد از مواظبت و تیمارکردن، آن‌ها را به طبیعت می‌برد و رهایشان می‌کند؛ چون خانه پرندگان در طبیعت است و نباید آن‌ها را در خانه و محیط زندگی خودمان محصور کنیم. درواقع خانه امیرعلی، بیمارستان پرندگان است و پدرش پرستار آن‌ها. روی پشت‌بامشان پر از پرندگانی است که پایشان شکسته یا بال‌هایشان زخمی شده است و توان پرواز ندارند. «ما به‌صورت داوطلبانه این کار را می‌کنیم. اگر کسی پرنده‌ای زخمی و بیمار پیدا کند، آن را به خانه ما می‌آورد. ما از آن مراقبت می‌کنیم، غذا و داروی مخصوص می‌دهیم، بال‌هایش را می‌بندیم و آن‌قدر از آن مراقبت می‌کنیم تا حالش خوب شود و به خانه‌اش برگردد. بیشتر این آسیب‌ها هم از سوی مردم است. تیراندازی و تصادف بیشترین خسارت را به پرندگان می‌رساند.» از امیرعلی می‌پرسم: مردم از کجا بفهمند که تو و پدرت چنین خدماتی را درباره پرندگان انجام می‌دهید. جواب او این است که مردم معمولا در این مواقع در اینترنت جست‌وجو می‌کنند و به سایت حفاظت پرندگان آوای بوم، می‌رسند و از این طریق به ما لینک می‌شوند. او در ادامه می‌گوید که وقتی افراد پرندگان زخمی را به آن‌ها می‌سپارند، پدر امیرعلی از تمام مراقبت‌ها و سپس از رهاسازی آن پرنده در طبیعت، فیلم و عکس تهیه می‌کند و در اینستاگرام می‌گذارد تا مردم ببینند بهبود یک پرنده چقدر طول می‌کشد.

کارهای کوچک، تأثیرهای بزرگ

این نوجوان علاقه‌مند به محیط‌زیست علاوه بر اینکه در تیمار پرندگان به پدرش کمک می‌کند، کارهای دیگری، ازجمله پاک‌سازی طبیعت از آشغال و عدم استفاده از ظروف و وسایل پلاستیکی هم انجام می‌دهد تا از طرق دیگر نیز با محیط‌زیست دوستی کرده باشد. «زباله‌هایی که در طبیعت است، باعث آسیب‌های زیادی به طبیعت و به‌خصوص پرندگان می‌شود. خیلی زیاد دیده‌ام که پرندگان آبزی زباله‌ای می‌بینند و برای کنجکاوی آن را می‌خورند و همین باعث آسیب به آن پرنده می‌شود؛ مثلا آن زباله در منقار پرنده گیر می‌کند و باعث خــفــگــی‌اش مــی‌شــود.» پــیشــنهــاد امیرعلی به مردم این است که دشمن پرندگان و حیوانات نباشند، به آن‌ها علاقه‌مند شوند و با همین علاقه‌مندی آزارشان به آن‌ها را کم کنند. «خیلی از مردم درباره پرندگان کینه دارند؛ مثلا من خیلی وقت‌ها دیده‌ام که مردم کلاغ‌ها را می‌کشند؛ به‌خاطر اینکه فکر می‌کنند کلاغ‌ها آفت هستند و به محصولاتشان آسیب می‌زنند یا مثلا برخی کبک‌ها را با تفنگ می‌کشند تا گوشتشان را بخورند. یک‌وقت‌هایی هم تیراندازی به پرندگان برای برخی افراد نوعی سرگرمی است و این کارشان را یک نوع هنر می‌دانند!»
امیرعلی می‌گوید مردم باید خشونت درباره حیوانات و پرندگان را کنار بگذارند و از تفنگ‌هایشان استفاده نکنند. یک‌بار به‌قصد آشنایی و شناخت پرندگان به طبیعت بروند و آن‌ها را خوب ببینند. آن‌وقت است که متوجه می‌شوند بودن پرندگان لازمه طبیعت است. نباید به آن‌ها آسیب رساند و زباله‌ها را در طبیعت رها کرد.

تبلیغ برای پرنده‌دوستی

امیرعلی می‌گوید در مدرسه و در بین دوستانش خیلی تلاش کرده تا افراد دیگری را هم به آشتی با طبیعت سوق دهد؛ اما هم‌سالانش علاقه زیادی به این کار نشان نداده‌اند. انجمن آوای بوم برنامه‌های زیادی در مدارس و مهدکودک‌ها به‌منظور حفاظت از پرندگان و حیوانات، برگزار می‌کند. در این برنامه‌ها بچه‌ها را با پرندگان آشنا می‌کنند و از این طریق آن‌ها را با طبیعت و محیط‌زیست آشتی می‌دهند. امیرعلی هم با دوربین عکاسی‌اش از گونه‌های مختلف پرندگان عکس می‌گیرد و به بچه‌ها نشان می‌دهد.

اورژانس پشت‌بامی

علاقه امیرعلی به پرندگان و مراقبت از آن‌ها به عشق و علاقه پدرش برمی‌گردد. پدر امیرعلی هم از کودکی مراقب پرندگان و حیوانات بوده و وقتی بزرگ می‌شود، تصمیم می‌گیرد از پرندگان آسیب‌دیده حمایت و مراقبت کند؛ برای همین امیرعلی از همان بچگی می‌دیده که پدرش چطور حافظ پرندگان زخمی است و این علاقه در او هم شکل می‌گیرد. «الان در خانه ما چند پرنده زخمی است. بعضی از پرندگانی که برای ما می‌آورند، مادام‌العمر باید پیش ما باشند. هیچ‌وقت خوب نمی‌شوند؛ چون یا پایشان قطع شده یا این‌که بالشان شکسته است و این دیگر قابل‌ترمیم نیست؛ حداقل در کشور ما. اگر در یک کشور خارجی بودیم، خیلی کارهای بهتری می‌شد انجام داد؛ چون دولت آن‌ها برای چنین چیزهایی هزینه‌های زیادی می‌کند. گاهی هم کار دیگری انجام می‌دهیم: آمپول‌هایی هست که اسمشان را الان به خاطر ندارم. ما این آمپول‌ها را به پرندگانی که درمان‌پذیر نیستند می‌زنیم تا بمیرند. این‌جوری پرندگان زیاد زجر نمی‌کشند.» امیرعلی در پاسخ به این‌که آیا این کار درست است یا نه، می‌گوید که همیشه نمی‌شود طبیعت را زنده نگه داشت؛ گاهی ما برای این‌که آن بخش از طبیعت کمتر اذیت شود، باید آن را از بین ببریم. بد بودن این اتفاق متوجه ما نیست؛ تقصیر افرادی است که از اول این آسیب را زده‌اند. امیرعلی از عقابی می‌گوید که یک هفته پیش به خانه آن‌ها می‌آورند. عقاب پایش شکسته بوده و قابل‌درمان نبوده است. «ما عقاب را در یک کارتن گذاشتیم و به پشت‌بام بردیم. هنوز هم روی پشت‌بام است. ما به این گونه پرندگان غذا می‌دهیم و تقویتشان می‌کنیم. پرندگان وقتی نتوانند پرواز کنند، افسرده می‌شوند. خیلی وقت‌ها مرگشان براثر افسردگی است؛ مثلا همین عقاب روی پشت‌بام می‌نشیند و پرندگان دیگری را می‌بیند که رها پرواز می‌کنند؛ همین باعث ناراحتی و افسردگی‌اش می‌شود. این حس را از چشمانش می‌شود خواند که چقدر زجر می‌کشد.»

افزودن دیدگاه جدید

Image CAPTCHA
Enter the characters shown in the image.