ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

کپی منشور کوروش بر استخوان اسب؛ جعلی یا واقعی؟

تاریخ درج : پنجشنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۵
شماره روزنامه: 
روایت دکتر پاشا زانوس از رونوشت منشور کوروش در چین

احسان ناجی

 

منشور کوروش به دو دلیل به میراثی مهم و جهانی تبدیل شد؛ اول به دلیل مفاهیم قابل تاملی که در آن مطرح شده بود و دوم به خاطر آنکه نمونه‌ای در جهان نداشت، هرچند احتمال می رود این منشور به صورت دستوری به سرتاسر سرزمین های تحت سلطه هخامنشیان ارسال شده باشد، اما هیچ نسخه مشابهی از آن یافت نشده بود تا زمانی که یک زبان شناس چینی خبر از وجود نسخه کپی منشور کوروش بر روی استخوان اسب و در موزه شهر ممنوعه داد. از آنجایی که چینی ها در کار کپی برداری به نوعی صاحب سبک هستند، کمتر کسی فکر می کرد که ممکن است این نسخه اصلی باشد تا اینکه محقق معروف  ايروينگ فينکل، از متخصصان خطوط خاور نزديک باستان در موزه بريتانيا، مهر تاییدی بر آن گذاشت و توجه جهانیان به آن جلب شد. امروز پای سخنان دکتر حمیدرضا پاشازانوس، دارای مدرک پسا دکترای ایران شناسی از دانشگاه نانکای چین نشستیم تا بیشتر در مورد آن بدانیم.

انجمن علمی تاریخ دانشگاه اصفهان، همایشی را با عنوان «کوروش کبیر؛ افسانه یا واقعیت» در تاریخ 25بهمن ماه برگزار کرد که در آن سه استاد تاریخ به تحلیل و بررسی نقد و نظرهای معاصر پیرامون واقعیت‌های تاریخی کوروش و امپراطوری هخامنشی پرداختند. یکی از مهم ترین مباحث مطرح شده در این جلسه نیز مساله پیدا شدن نمونه منشور کوروش در چین بود.

 

 

 

     رونوشت چینی از منشور کوروش
دکتر پاشا زانوس صحبت‌هایش را از یک واقعه تاریخی آغاز کرد؛ «خو شن‌ وی» طبیب سنتی چینی بود که علاقه زیادی به اسناد کهن داشت و هنگامی که دو قطعه استخوان فسیل اسب، حاوی نوشته‌هایی عجیب را در سال 1940 خریداری کرد، فکر می‌کرد که خطوط حکاکی شده بر آن خط کهن چینی است  که البته به‌خاطر شباهت خط کلاسیک چین به خط میخی خیلی هم دور از ذهن نبود. اما او در زمان انقلاب فرهنگی چین در سال 1966 به خاطر ترس از نابودی، این دو اثر را در خاک دفن کرد تا سال 1925 که آنها را به موزه شهر ممنوعه اهدا کرد. در سال 1985 یک آشورشناس در حین بازدید از موزه متوجه می شود که خط نوشته شده بر روی آنها چینی کلاسیک نیست و برای همین هم از روی آن رونوشتی گرفت و با خود به اروپا برد. بحث بر سر اصالت آن زیاد بود و به همین علت نیز فینکل شخصا به شهر ممنوعه در چین رفت تا از نزدیک فسیل استخوان های حکاکی شده را بررسی کند. دو قطعه استخوان فسیل شده اسب حاوی رونوشتی خلاصه شده از منشور کوروش است که به خط میخی نوشته شده و در ازای هر 20 نگاره میخی استوانه کوروش یک نگاره دارد. وجود این لوح از چند نظر حائز اهمیت است. اول اینکه اثبات می کند که ایران و چین از هزاره اول قبل از میلاد مبادلات کالا داشته اند و این یعنی مدت ها قبل تر از آنچه تصور می شد.  این خط بطلانی است بر آنچه اروپاییان در مورد ساخت جاده ابریشم و شکل گیری آن بعد از حمله اسکندر می دانند. اما موضوع دوم این است که مانند آنچه داریوش در کتیبه بیستون انگاشت و رونوشت هایی از آن را در سراسر سرزمین‌های خود فرستاد،  امکان این وجود دارد که کوروش نیز چنین رونوشت هایی به سراسر حکومت خود فرستاده باشد. برابر آنچه که در نقوش به جا مانده از هخامنشیان برجای مانده است و نشان از خراج دادن مردم سرزمین های دور دارد، احتمال بسیاری می رود که این لوح به نوعی دستوری برای مردم آن سرزمین باشد.

 

 

 

    مراودات تجاری ایران و چین
در سال 2010 آقای فینکل بر اصالت آن منشور صحه گذاشت  و مهر تاییدی بر آن زد. هرچند بعدها و در سال 2013 نظر خود را تغییر داد، ولی صحت آن به چند دلیل قابل اثبات است؛ چرا که این خطوط از نظر آوانگاری و حروف نویسی بسیار شبیه به منشور کوروش است و حتی کپی برداری از آن توسط افراد ماهر هم امکان پذیر نیست و دوم اینکه این قطعات که توسط بازرگانانی در قدیم از استان سین کیانگ در شمال غربی چین به دست آمده است، در زمان هخامنشیان از توابع حکومت ایران بوده است، احتمال اصل بودن آن را قوی‌تر می سازد. با توجه به وجود ظرف هایی متعلق به آن دوران ها که در ایران و چین کاملا به هم شباهت دارد، ثابت می کند که ایران و چین در آن زمان مراودات تجاری داشته اند. اما اینکه چرا استخوان اسب باید محل حکاکی باشد خود جای سوال دارد و شاید به دلیل اهمیت ویژه اسب در آن دوران است. در هرصورت فینکل اگرچه صحت آن را دیگر تایید نکرده است، ولی رد هم نکرده و ترجیح می دهد اظهار نظری نکند، اما با همکاری موزه چین خطوط روی این دو قطعه کپی شده و برای مطالعه به موزه بریتانیا انتقال داده شد. به گفته فینکل، نوشته روی این دو قطعه با متن اصلی روی استوانه کوروش کمی تفاوت دارد، اما از لحاظ دستور زبان و آوانگاری درست است.آنچه در این خصوص اهمیت ویژه ای دارد، این است که تاریخ در صنعت گردشگری بسیار اهمیت دارد و این صنعت را می‌توانیم مانند ارکستری بدانیم که با وجود آلات موسیقی مهمی مانند جغرافیا و جامعه شناسی قادر است نوای دل انگیزی را تولید کند؛ نوایی که کمتر گردشگری است که نخواهد آن را تجربه کند. ما می توان با حفظ و یا حتی بازسازی آنچه برایمان به یادگار مانده است، تمدن خود را به دنیا ارائه کنیم و علاوه بر دریافت احترام آنان درآمد سرشاری نیز نصیب کشور عزیزمان کنیم.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/38927

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی