ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

چهره + خوان

تاریخ درج : سه شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 

رادیو راجدی نمی گیرند
فریبا متخصص، بازیگر و گوینده:  به نظر می‌رسد ما هر چه جلوتر می‌رویم به جای اینکه کارهایمان کیفیت بهتری داشته باشند، نزول می‌کند و این مسئله به رادیو محدود نمی‌شود.چند سال پیش متن‌های قوی و نمایش‌های مطرح را کار می‌کردیم اما الان نمی‌دانم به خاطر محدودیت‌های مالی است یا شاید رادیو را جدی نمی‌گیرند، تمام تمرکزشان روی تلویزیون است. ممکن است این مسئله عنوان نشود ولی در خروجی می‌بینیم که به تلویزیون بیشتر اهمیت می‌دهند.من که هم در عرصه تئاتر، هم تلویزیون و هم رادیو کار می‌کنم، می‌بینم که نه از نظر مالی قابل مقایسه هستند و نه کیفی. در حالی که رادیو رسانه‌ای است که بعد از ۷۰ سال حالا دیگر جایگاه خودش را دارد.نویسندگان خوبمان واقعا به خاطر دستمزدهای آنچنانی که باید بگیرند و نمی‌گیرند، دیگر نمی‌نویسند و کار نمی‌کنند یا سطحی‌تر می‌نویسند. به همان نسبت دغدغه‌های ما مثل آن موقع نیست. ممکن است از کارم نزنم و کارم را انجام دهم ولی خب خیلی متفاوت است وقتی کاری پایه محکمی دارد.  

 

بازار فروش اسید محدود شود
مرضیه ابراهیمی، قربانی اسیدپاشی:  واقعیت این است که اسیدپاشی دردی نیست که با یک دوره درمان و با چند عمل جراحی به پایان برسد. دردی است که تا پایان عمر با آن درگیریم و علاوه بر آنکه زیبایی ظاهر را تحت تاثیر قرار می‌دهد دردهای جسمی و عوارض فراوانی را برای ما قربانیان ایجاد می‌کند.اول اینکه می‌خواهیم در قوانین و مجازات‌های مربوط به اسیدپاشی تجدید نظر شده و مجازات‌های مربوط به آن افزایش یابد و دوم اینکه به دنبال ممنوعیت فروش و عرضه اسید هستیم و من امیدوارم همانطور که در فروش دلار و ارز محدودیت اعمال شده است در مورد فروش و عرضه اسید نیز این محدودیت و نظارت ایجاد شود.همانطور که خرید و فروش مشروبات الکلی و حمل آن مجازات دارد باید حاملان و خرید و فروش کنندگان غیرمجاز اسید نیز چنین مجازاتی را تحمل کنند. این مایع خطرناک می‌تواند تمام زندگی یک فرد را نابود کند و حالا من به عنوان یک قربانی و فردی که زندگی‌اش نابود شده می‌خواهم که قانون از ما حمایت کند. 

در پدرم آمیخته ام
پوریا شکیبایی، فرزند مرحوم خسرو شکیبایی: تمام آنچه که تا امروز به دست آورده ام و تمام رفتار و خلق و خویم را در مکتب پدرم یاد گرفتم. او بیش از اندازه در من جریان دارد و در من آمیخته شده است به این دلیل که ما همه اولین قهرمانی را که می شناسیم پدرمان است. سعی کردم هر آنچه را از پدرم آموخته ام در رابطه هایم اجرا کنم و آدم ها هم به شکل عجیب و غریبی به شکرانه اینکه پدرم آدم درست و موجهی بوده است با من رفتار می کنند. خدا را شکر می‌کنم که به دلیل شخصیت و جایگاه پدرم به من احترام می‌گذارند. باید طوری رفتــــار کنــــم که روزی این احتــــــرام را از آن خـود کرده و رابطه هایم را پایـــدار کنم اما این به معنی آن نیست که بشود از آن‌ سوء‌استفاده کرد.  برای بازی در هر پروژه ای که حاضر شده ام چندین بار تست داده ام. در سینما نمی توانم با اعتبار پدرم جلو بروم و این کاملا مشخص است که اگر نتوانم خودم را ثابت کنم باید از این عرصه بروم. 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/72308

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی