ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

نگاه + خارج نشین

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 

شریک جرم
در اتوبوس نشسته بودم. پشت چراغ قرمز بیرون را نگاه می‌کردم. راننده بنز گران‌قیمتی شیشه را پایین داد و ته سیگارش را انداخت بیرون...از خودروی پشتی خانمی میانسال از ماشینی ارزان پیاده شد! متعجب بودم که چرا پشت چراغ قرمز پیاده شد... به سمت بنز رفت، ته سیگار را از روی زمین برداشت به شیشه آقای راننده زد؛ ته سیگار را به او داد و چیزی گفت و برگشت و سوار خودرو خودش شد. راننده بنز ته سیگار را گرفت و شیشه را بالا داد. لازم است بگوییم علاوه بر آموزش و فرهنگ‌ســـازی مســـئوليت اجتماعی، قانونی در آلمان و بعضى کشورهای دیگر وجود دارد که اگر شما نسبت به تخلف بی تفاوت باشید شریک جرم محسوب می شوید!

 

آموزش اعتراض مسالمت‌آمیز در مدرسه!
در روزهای ابتدایی مهاجرت مدتی به دنبال مدرسه ابتدایی مناسب برای فرزندم بودم. در جریان بازدید از یکی از مدارس دیدم دو گروه متمایز از دانش‌آموزان حدود 10 ساله در حیاط مدرسه در حال هل دادن و بحث و کشمکش با همدیگر بودند. از بی نظمی حاصله تعجب کردم و به مدیر مدرسه دغدغه و نگرانی خود را از تاثیر وجود چنین فضای عاری از نظم بر فرزندم مطرح کردم. مدیر مدرسه پاسخ داد: صحنه‌ای که مشاهده کردید بخشی از درس «چگونگی انجام اعتراض مدنی مسالمت آمیز» بود. گروهی از دانش‌آموزان نقش مردم معترض و گروه دیگر نقش پلیس را بازی می‌کردند که سعی می‌کردند با اعمال کمترین خشونت معترضین را در محدوده قانونی خود کنترل کنند.بدین ترتیب دانش آموزان یاد می گیرند که انجام اعتراض مسالمت آمیز، از حقوق آنهاست، بدون اینکه امنیت آنها به خطر افتد یا امنیت دیگران را به خطر اندازند.

 

صبح های آرام مدرسه
هفته ای چند روز، مدرسه برای تمام دانش‌آموزان چند نوع میوه می خرد و در جعبه هایی می گذارند پایین پله ها. هر بار وظیفه یکی از والدین داوطلب است که 10 دقیقه ای وقت بگذارد و میوه های کلاس فرزندش را پوست بکند و بچیند تا بچه ها همان زنگ اول سر کلاس میوه بخورند. من هم دو هفته پیش اسمم را نوشتم که امروز نوبت من! یک ربع زودتر آمدن و دیرتر ترک کردن مدرسه، باعث شد فرآیندهای صبحگاهی مدرسه را کامل تر ببینم:صف بستن و برنامه صبحگاهی برای کل مدرسه وجود ندارد. بچه ها باید تا ساعت هشت خود را به کلاس برسانند. به جز چند نفر ثابت دقیقه نودی، معمولا همه هر روز 10 دقیقه ای زودتـــر در کلاس هستند.در مدرسه یک ربع مانده به هشت باز می شود، بچه‌ها اول می روند به اتاقک کنار در کلاسشان، که پر از جالباسی است. کاپشن و کلاه و...، همه را به همان جالباسی که اسمشان رویش زده شده، آویزان می کنند، کفش هایشان را عوض می کنند و بدون وسیله اضافی، با یک کیف وارد کلاس می‌شوند.معلم های تمام کلاس ها، هر روز بدون استثنا، قبل از تمام بچه ها وارد کلاس شده و منتظر آنها هستند. در این پنج ماه که از سال تحصیلی گذشته، یک‌بار هم نشده که ببینم بچه ها آمده اند و معلم نه!آنهایی که زودتر رسیده اند، یک ربعی وقت دارند که تکالیفشان را با هم چک کنند، از معلم سوال بپرسند یا بازی کنند. معلم در این یک ربع همیشه مشغول گپ زدن با بچه ها یا والدین آنهاست. این موقع همیشه می توانید فرصتی برای صحبت با معلم فرزندتان پیدا کنید. صدای زنگ ساعت هشت که می آید، دیگر هیچ کدام از والدین اجازه ندارند صحبتی با معلم بکنند. همان معلمی که چند دقیقه قبل با روی باز جواب تک تک والدین را می داد و با بچه ها می گفت و می خندید، حالا حتی نمی گذارد حرفتان تمام شود، نهایتا صبر می‌کند شما به فعل جمله تان برسید تا اشاره کند به ساعتش و بگوید: «کلاس ما شروع شده، برای شما وقتی تعیین می کنم تا صحبت کنیم» و سریع رو به بچه ها می کند که یعنی شما باید کلاس را ترک کنید. این صحنه را بارها برای والدین مختلف دیده ام و هیچ کس این کار را تکرار نمی کند. معلم آواز آهنگین «صبح به خیر» را می خواند و بچه ها دسته جمعی تکرار می کنند. بعد هم چند نرمش صبحگاهی آرام که نحوه و ترتیب انجام آنها در همان آواز آرام معلم مشخص می شود. به جز آن چند نفری که همیشه دقیقه نود بدو بدو خودشان را می‌رسانند، در صبح های مدرسه، همه چیز آرام است: صدای زنگ، ریتم آواز معلم، و نرمش ها... و بچه ها بدون آنکه هیجان زیادی نشان بدهند، در خواندن و ورزش کردن، کاملا همراهند... که قدم به خانه ما گذاشت دیگر برنگشت.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/68573

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی