ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

نامه های رسیده

تاریخ درج : چهارشنبه ۱ آبان ۱۳۹۸

پرواز به مانند پرستوهای آزاد

ریحانه  جعفری / نویسنده نوجوان

دلتنگی تنها کابوس من نیست؛ هزاران کابوس دیگر هم می‌آیند به سراغم. من نمی‌توانم مثل دختران دیگر هم سن خودم تحصیل کنم. من با چندتا از دوستانم به سختی تحصیل می‌کنیم. این برای من یک کابوس خیلی وحشتناک است که وقتی به آن فکر می‌کنم قلبم آن‌قدر تند تند می‌تپد که احساس می‌کنم دارد از جایش کنده می‌شود. کابوس دیگرم که از همه کابوس‌هایم بدتر است و مرا تا خودکشی می‌برد، آن‌قدر بد است که از به دنیا آمدنم پشیمانم می‌کند: اینکه خانواده‌ام درکم نمی‌کنند. وقتی دلم می‌گیرد، دوست دارم بروم بیرون. وقتی باران شدید می‌شود، از خانه بزنم بیرون، توی کوچه‌ها و خیابان‌ها بدوم. انگار که پرواز می‌کنم، به مانند همان پرستوهای آزاد به بلندترین نقطه شهر برسم. چشم‌هایم را ببندم و خودم را میان آن همه قطره‌های باران رها کنم و به آرزوها و رویاهایم فکر کنم؛ ولی این ممکن نیست. پدر و مادرم هیچ اهمیتی به من نمی‌دهند. آنها اجازه هیچ کاری را به من نمی‌دهند. من همیشه توی خانه با خودم تنهایم. هیچ دوستی ندارم که با او حرف بزنم. من مثل یک کبوتر کوچک توی قفسم. پیش از اینها یک دانش‌آموز بودم؛اما اکنون نه. دست و پاهایم بسته است. آرزوهایم محال ... رویاهایم از من می‌ترسند و خیلی دور شده‌اند. هیچ فرقی با یک زندانی ندارم... من یک زندانی هستم.عضو گروه نوجوانان/ انجمن دوستداران ادبیات کودک و نوجوان

 

 

دست عوضی‌ها!

ریحانه‌هاشمی / نویسنده نوجوان

آیا شماها، دست عوضی‌ها را دیده‌اید؟ همان‌هایی که بهشان دست چپ می‌گویند! تا حالا دقت کرده‌اید که دست چپ‌های بیچاره چه مصيبت‌هایی که نمی‌کشند؟ اصول کلی جامعه، غالبا برای دست‌راست‌ها طراحی شده است؛ برای مثال، حفره‌های قیچی به گونه‌ای طراحی شده که دست‌چپ‌ها همیشه، در کار با قیچی نابود می‌شوند و چیزی هم که قیچی کرده‌اند، ابتدایش به سمت غرب  است و انتهایش به سمت شرق. یا آن دنده، بی‌دنده ماشین که برای دست راست‌هاست و همیشه آیینه دقی برای چپ دست‌ها.دانش‌آموزان چپ دست هم که در دبستان مشکل نشستن با یک دست راستی، در یک نیمکت و در دبیرستان هم، با نیمکت‌های تکی که، سمت راست هستند و برای نوشتن، باید کل بدنشان را به سمت میز بیندازند، معضلی برای آنهاست. جالب تر از همه، آنها نمی‌توانند، ساعت مچی خود را کوک کنند! تا جای آنها نباشید، نمی‌توانید درک کنید.اما شاید برای شما جالب باشد که بدانید، در دنیا تنها 10درصد از مردم، چپ دست هستند! و همین ویژگی، آنها را از بقیه مردم خاص می‌کند! با اینکه دست چپ‌ها جمعیت کمی‌دارند، اما در این میان، افراد معروف و مشهور را می‌توان دید. چارلی چاپلین گل طنز جهان، بیل گیتس پول‌دارترین آدم دنیا، پیکاسو نقاش ماهر و مخ‌هایی مثل اینشتین، ارسطو، نیوتن و صدها نخبه دیگر و نیز بعضی  آدم‌های خیرندیده. شاید بتوان گفت؛ دست چپ بودن بر باهوش بودن، تاثیر زیادی دارد! دست چپ‌ها در ورزش هم می‌توانند موفق باشند؛ اما دست چپ بودن ارثی نیست و یک ویژگی ژنتیکی است. می‌توان گفت در یک خاندان، ممکن است تنها یک دست چپ وجود داشته باشد. در معدود جاهای دنیا، فروشگاه‌هایی هستند که وسایلی مخصوص چپ‌دست‌ها عرضه می‌کنند؛ اما به حد قابل توجهی نمی‌رسد. بعضی‌ها هم، بر این باورند که شاید در آینده، شهری برای دست چپ‌ها ساخته شود! تصور شما از آن شهر چیست؟ حتما شهر خیلی جالبی می‌شود، با کلی آدم دست چپ! اینها را گفتم تا کمی‌برخورد بهتر با 10 درصد از مردم، داشته باشید و کمی‌هم بخندید! ولی شاید باورتان نشود که، تمام این نوشته‌ها را با دست چپ نوشته‌ام! با نمره بیست ‌‌.

 

 

فاصله‌ها

علیرضا ترابی / شاعر نوجوان

صمیمی‌اند همیشه غریبه‌ها با هم

چه بهتر است نباشیم آشنا با هم

چه آشنا چه غریبه همیشه غمگینیم

چه فرق دارد دور از همیم یا با هم

مرا بگیر در آغوش تا بفهمی‌که

چقدر فاصله داریم ما دوتا با هم

چه خوب بود زمانی که ما یکی بودیم

چقدر بد شده حالا دو تای ما با هم

اگرچه اول راهیم، آخر خطیم!

در ابتدای مسیریم و انتها با هم

شکست خوردیم از روز‌های بد اما

شکست دادیم اوقات خوب را با هم!

اگر که زندگی‌ات عشق بود من مرگم

نیافریده من و عشق را خدا با هم

عضو کانون شعر و ادبیات خانه نوجوان

url : http://www.isfahanziba.ir/node/102649

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی