ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

شماره های پیشین

مدیران در فکر نان‌ و اصفهان در فکر آب!

تاریخ درج : یکشنبه ۲۳ مهر ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
نه مسئولان استانی و نه مقامات اصفهانی‌ پایتخت‌نشین‌ هنوز نتوانسته‌اند اقدامی جدی برای نجات شاهرگ حیاتی استان انجام دهند

بنیامین اعتمادی

شاید بتوان اصفهان را مدیرخیزترین استان کشور بعد از تهران دانست؛ استانی که براساس آمار منتشر شده در جایگاه دوم بیشترین سهم از کابینه‌های بعد از انقلاب قرار گرفته و در دولت‌های مختلف، سهم قابل توجهی چه در بدنه هیئت دولت و چه در سطح مدیران میانی داشته است. رشد مدیران اصفهانی تا جایی پیش رفت که به ریاست مهم‌ترین نهادهای نظام از جمله شورای نگهبان و مجلس خبرگان رهبری نیز رسید و در حوزه‌های نظامی و انتظامی نیز ریشه دواند. اصفهانی‌ها در حال حاضر سه سهم از کابینه دوازدهم و بیشترین سهم را در سطح مدیران ارشد نظامی دارند و بخش قابل توجهی از بدنه مدیران میانی کشور را تشکیل می دهند. این اما درحالی است که نفوذ و قدرت این مدیران هنوز چندان به کار استان نیامده است و بسیاری از پروژه ها و طرح های مهم اصفهان که نیازمند نگاه و توجه ملی است روی زمین مانده است. در این بین، ماجرای زاینده رود مهم ترین پرونده اصفهان است و درحالی که این روزها به گل نشسته است و تصمیمات و اقدامات مدیران استان نیز راه به جایی نمی‌برد، چهارمحالی‌ها به گرفتن مصوبات پی در پی از هئیت دولت و وزارت نیرو در طول سال های اخیر توانسته اند بر آب آن حکمرانی کنند. استان چهارمحال و بختیاری که در مقایسه با اصفهان از سهم ناچیزی در میان وزیران و سفیران و مدیران برخوردار است، هر روز با لابی‌های گسترده برداشت و پروژه های آبی تازه ای را برای زاینده رود طراحی می‌کند و به دنبال افزایش حق آبه خود از این رودخانه است. سهم خواهی چهارمحالی‌ها از زاینده رود از زمانی وجهه قانونی به خود گرفت که در سال 1390، محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور وقت در جریان سفرهای استانی خود به این منطقه گفت:« هرقدر و هر جور که نیاز هست برای صنعت و کشاورزی از آب زاینده رود برداشت کنید! اولویت با شما و بعد استان‌های دیگر!» جمله ای که تیر خلاص به زاینده رود بود و حتی تلاش های بعدی نمایندگان و مدیران استان اصفهان مبنی بر اقدام خلاف قانون احمدی نژاد را به طور عملی از چرخه تصمیم گیری ها خارج کند. این تصمیم احمدی نژاد ماجرا را وارد فاز جدیدی کرد و طرح مصوبه به افزایش برداشت‌ها سرعت داد. زمانی كه نمایندگان مجلس از این مصوبه آگاه شدند، موضوع را از طریق هیئت تطبیق مصوبات مجلس كه زیر نظر رئیس مجلس بود، پیگیری كردند که در نهایت به دلیل مغایرت با قانون لغو شد. از لحاظ قانونی این امر در حوزه اختیارات وزارت نیرو بود؛ اما دولت وقت این اختیارات امور حاكمیتی مثل تخصیص را به استانداری چهار محال و بختیاری تفویض كرده بود و در نتیجه، لغو این قانون هم تاثیر چندانی از برداشت های چهارمحالی ها از زاینده رود نداشت. البته چهارمحالی ها از مدت ها قبل برداشت و پمپاژها را شروع كرده بودند و با مصوبه دولت احمدی نژاد، برای تعدادی از طرح های جدید خود نیز توانستند مصوبه دولت را دریافت کنند؛ طرح هایی که گرچه امروز نامشان زیاد گفته و شنیده می شود؛ اما تاریخچه و آغازش به آن دوران باز می گردد.اصفهانی ها  گرچه در سال 1391 با راه اندازی تشکلی به نام «بنیاد مطالعات و پیشرفت نصف جهان» تلاش کردند تا هم مدیران ارشد داخلی و هم مدیران اصفهانی پایتخت نشین را گردهم آورند و از ظرفیت‌های ملی و با اجماع بین مدیران و فعالان اقتصادی زمینه برطرف شدن کمبودها و ضعف‌های استان را فراهم کنند؛ اما درحالی که قریب به پنج سال از عمر این بنیاد می‌گذرد، هنوز خبری از اقدام مهمی برای اصفهان نیست. کمبودهایی که زاینده رود در حال حاضر در محور آن قرار دارد و حتی وزیران اصفهانی کابینه روحانی و کابینه های پیشین هم برای فرار از برچسب محلی نگاری نخواسته اند قدمی برای احیای زاینده رود بردارند.این بنیاد قرار بود چیزی شبیه گردهمایی کرمانی ها باشد؛ گردهمایی ماهانه مدیران کرمانی که از مرحوم هاشمی رفسنجانی تا اسحاق جهانگیری و محمدرضا باهنر و سیدحسین مرعشی در آن حضور داشتند و به بررسی و مشکل گشایی چالش های پیش روی این استان پرداخته می شد. گردهمایی اصفهانی‌ها اما تنها به دورهمی و تازه کردن دیدارها و سخنرانی خلاصه شده است و مدیران بنیاد نصف جهان آنقدر مشغله‌های غیراصفهانی دارند که حتی امکان گفت‌وگو و پاسخگویی ساده به سوالات خبرنگار ما درباره اصفهان هم برایشان مقدور نبود! چه در نصف جهان بر مسند قدرت باشند و چه در پایتخت جامه مدیریتی بر تن داشته باشند، مدیران اصفهانی اراده مددرسانی به سرزمین‌شان را ندارند و همین است که هرروز اصفهان هم آب گریز می شود و هم سرمایه گریز. علاوه بر نبود اراده محلی، عدم هم‌افزایی میان مدیران اصفهانی نیز شاید مزید بر علت شده است تا سهم خواهی برای اصفهان در سطح ملی راه به جایی نبرد. در همین حال، حمیدرضا فولاگر، نماینده اصفهان در مجلس شورای اسلامی و عضو بنیاد نصف جهان، این بنیاد را بی دستاورد هم نمی‌داند و معتقد است:« بنیاد در بسیاری از پروژه های مهم توانسته است گره گشایی هایی داشته باشد. یک سری پروژه های نیمه‌تمام  و حتی پروژه های شهری مثل تكمیل رینگ سوم كه با مانع املاک نظامی مواجه بود؛ طرح های دیگری مثل سالن اجلاس سران و قطار سریع‌السیر. ثبت شركت سرمایه گذاری هلدینگ برای جذب سرمایه بخش خصوصی هم از خروجی های بنیاد نصف جهان است.» فولادگر در گفت‌وگو با اصفهان زیبا البته براین باور است که بازی های سیاسی نیز یکی از عوامل مهم در نبود اتحاد میان مدیران اصفهانی است: « اینكه اصفهان همیشه استانی سیاسی بوده و سر منشأ بسیاری از خطوط سیاسی به اصفهان بر می گردد كه این هم الان اشباع شده است. در اصفهان بعد از پیروزی انقلاب و تا پایان دولت سازندگی همواره بحث توسعه استان مطرح بود؛ اما به تدریج  با بروز گرایش های تند سیاسی، اصفهان به محل تاخت و تاز مسائل سیاسی تبدیل شد.  نكته دیگر هم اینكه مدیران استان در سال های اخیر ضعیف شده اند. این هم به علت گرایش های تند سیاسی است كه در پی تغییر دولت و مجلس به حذف های سیاسی منجر شد و در نهایت مسئولان و كارشناسان را تا پایین ترین سطوح تغییر دادیم؛ به گونه ای كه نیروهای ما به استان‌های دیگر كوچ كردند، این در حالی است كه استان‌های دیگر كارشناسان و خبرگان خود را حفظ كردند. این عدم انسجام، مدیریت ما در استان را تضعیف كرده است. بنده از برخی مدیران مركزی شنیدم كه وزرا می گویند به دلیل وجود اختلاف در اصفهان بایستی از مسئولان غیربومی استفاده كنیم. از طرفی مدیران غیربومی همه قوی نبودند، البته  مدیران قوی هم بین اینها داشتیم؛ و لی به هر جهت، مدیر غیربومی مدت زمان زیادی برای آشنا شدن با اصفهان نیاز دارد. بنابراین  در اصفهان هم به دلیل حذف مدیران قوی، از مدیران ضعیف بومی استفاده كردیم.»

url : http://www.isfahanziba.ir/node/57919

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی