ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

مجلس مردم یا مجلس نخبگان؟

تاریخ درج : شنبه ۷ دی ۱۳۹۸

محمدرضا بزمشاهی/نویسنده

یکی از مشکلات جامعه ایرانی این است که هیچ چیزی در جای خودش نیست. به تعبیر حجت‌الاسلام  قرائتی دو‌شاخه برق را در پریز تلفن می‌زنیم و دو‌شاخه تلفن را در پریز برق.  پدیده دمکراسی و نظام پارلمانی دو محصول کشورهای غربی است که به کشور ما آمده و ما هم برای بومی‌کردن آن ظاهر را گرفته‌ایم و هر آیتم را در جایی که مناسب نیست، گذاشته‌ایم. از جمله این پدیده‌ها رابطه تخصص و کار سیاسی است که آن را به خطا تنظیم کرده‌ایم. در کشورهای صاحب و بنیان‌گذار دمکراسی و نظام پارلمانی و دولت مدرن برای مسئولان اجرایی و نمایندگان پارلمان شرایطی گذاشته شده که تخصص دانشگاهی و آکادمیک از جمله آن شرایط نیست. در این کشورها توان مدیریت و هماهنگی با مسئولان مافوق از لحاظ سلیقه کاری شرط تصدی مسئولیت‌های اجرایی است و البته نظام حزبی و مشاوران و کارشناسان حزبی برنامه‌های اجرایی و قانونی را به منتخبان ارائه می‌دهند و بدنه سیستم اجرایی، بدنه‌ای کارشناسی است. نگاهی به  فهرست وزرای دولت‌های کشورهای توسعه‌یافته  نشان می‌دهد که کمتر فردی از این مجموعه مدرک دکترا دارد و بعضی وزیران حتی تحصیلات دانشگاهی ندارند. در کشور ما پس از پیروزی انقلاب اسلامی‌ابتدا شعار تخصص، حربه‌ای سیاسی برای مقابله با طیفی از نیروهای انقلابی شد و طیف مقابل شعار تعهد را برای احراز هویت خود دست گرفت؛ اما پس از حذف طیفی که شعار تخصص می‌داد، ناگهان تب تخصص همه را گرفت؛ البته این تب بیشتر تب مدرک بود تا تخصص. نگاهی به عملکرد وزرای دولت‌ها نشان می‌دهد در بیشتر موارد وزیرانی که تخصص رشته وزارتخانه را نداشته و فقط مدیران توانمندی بودند که توانسته‌اند از متخصصان خوب استفاده کنند، موفق‌تر بوده اند.  در مجلس شورای اسلامی‌هم وضعیت این‌گونه است. در مجالس دنیا آنچه مهم است، رابطه نماینده با مردم و رابطه نماینده با احزاب سیاسی است؛ ولی ما فکر کرده‌ایم لازمه تقویت مجلس، تخصص نمایندگان است. البته اگر ما مجلس را مجلسی مشورتی بدانیم  لازم است عده ای متخصص در آن حضور داشته باشند که نظرات تخصصی به مسئولان کشور بدهند؛ ولی اگر مجلس کارکردی سیاسی و نظارتی داشته باشد لوازم دیگری می‌خواهد؛ مثلا اگر یک دانشمند فرهیخته که هیچ شناختی از مردم حوزه انتخابیه و روابط بین نیروهای سیاسی سطح کشور ندارد و فقط کوهی از اطلاعات است به مجلس برود آیا می‌تواند فرد موفقی باشد؟ در بعد عملی و برای آزمون آنچه گفته شد می‌توان به تجربه نزدیک به چهار دهه گذشته نگاه کرد؛ برای نمونه، مقایسه دو رئیس‌جمهوری که یکی دارای مدرک کارشناسی فلسفه از دانشگاه اصفهان بود و دیگری دارای مدرک دکترای حمل و نقل شهری از دانشگاه علم و صنعت، نشان می‌دهد  کیفیت کاری کدام یک مفیدتر بوده است ؟  در بعد تحلیل عملکردی مجالس هم خوب است به این نکته توجه کنیم که از مجلس اول تا مجلس چهارم سواد خواندن و نوشتن شرط لازم نمایندگی بود. در مجلس پنجم به دیپلم و در مجلس ششم به فوق دیپلم افزایش یافت و از مجلس هشتم داشتن مدرک فوق‌لیسانس شرط لاز م شد. حالا خوب است قضاوت کنیم آیا مجلسی که همه نمایندگان آن فوق لیسانس داشتند قوی‌تر بود یا مجلس دوم و حتی مجلس چهارم ؟ کدام یک مصوبات عالمانه‌تر و حساب‌شده تری داشتند؟ کدام یک نقش نظارتی خود را بهتر ایفا کردند؟ میزان سلامت مالی در کدام مجلس بیشتر بود؟ تا زمانی که نمایندگان ما مفتخر به این باشند که وامدار هیچ جناح و حزبی نیستند و خود را به هیچ‌کس جز محافل قدرت پاسخ‌گو ندانند، همین روند را خواهیم داشت. عده‌ای متخصص در رشته‌های دانشگاهی یا حوزوی را به مجلس خواهیم فرستاد که از پیچیدگی‌های امور سیاسی بی‌اطلاع هستند و متوجه تبعات تصمیم‌گیری‌های خود نیستندو فقط انتزاعی و یک‌بعدی تصمیم می‌گیرند و با وجود این متخصصان به ظاهر مستقل در مجلس نه بحران‌های اجتماعی و منطقه ای حل خواهد شد، نه بعد نظارتی مجلس افزایش خواهد یافت.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/105037

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی