ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

ماندن پای هم

تاریخ درج : دوشنبه ۲ مهر ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 

مرتضی برزگر

 

 

لابد حالا هر چه حرف بوده را گفته‌اند. از مظلومیت اهواز. از تیرهــای سرد نشسته بر داغی رگ مردها، زن‌ها و کودک‌ها و از خون، خـــون پاک رفیق‌های ما که ریخته بر آسفالت تازه جارو خورده‌ اهواز و راه افتـــــاده به جنوب، همان‌طور که همیشـــــه و ســــایـــه سنگین نبودنشان، بغض شده، بغضی تلخ و گس، بر گلوی ما که دیگر توان فریاد ندارد. و شاید گفته باشند از مادری که توی تاریک و روشن صبح، سربازش را به آغوش کشیده، قربان قد و بالاش رفته، دختر زیبای همسایه را برایش زیر سر گرفته و حالا غرق تصاویری است مهیب و تکان دهنده و به دلش افتاده که دیگر، پسرش به خانه نمی‌آید.من، اما امروز می‌خواهم از دلبری بگویم. از دلبری  دو پیشاهنگ ترسیده که بدن تیرخورده دخترکی چادری را به دوش می‌کشیدند.از شهامت سرباز گروه موسیقی، که ساکسیفونش را نینداخته، اما با دست‌ دیگرش، هوای زنی ترسیده را دارد یا شجاعت آن سرگرد ارتشی که دست زنی میانسال را گرفته، بادستکش‌های سفید و از روی مچ که مبادا حلال خدا حرام شود و می‌دواندش به سمتی امن.و یک سرباز سپاهی، پسربچه‌ای در آغوش می‌گریزد از مهلکه و دیگری، جان دختر بچه‌ای با مانتوی قرمز را به خون خودش و به انتظار خانواده‌اش ترجیح می‌دهد. اینجــا دیگر درجه‌هــــا ارزشــــی ندارند. جنسیت‌ها. قبیله‌ها.  نجات، در وحدت است. در کنار هم بودن.این روزها، ما بیشتر از همیشه به یکدیگر نیاز داریم. به ماندن پای هم. به مهربان‌تر شدن. به گذشتن از خود برای دیگری. به لبخند. امید. آرامش. من، امروز بیشتر از همیشه به زینب ( س ) فکر می‌کنم که ایستاده بود بالای قتلگاه و شمر، تیغ می‌کشید بر گلوی تشنه‌ حسین و بعد، سرهای عزیزانش را دید بر نیزه، اما فرمود  «و ما رأیت الا جمیلا.»

url : http://www.isfahanziba.ir/node/81863

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی