ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

قصه‌های خوب پیرمرد

تاریخ درج : سه شنبه ۱۷ تیر ۱۳۹۹
شماره روزنامه: 

مهدی آذر یزدی در سال ۱۳۰۰ در روستای خرمشاه در اطراف یزد در خانواده‌ای تازه‌مسلمان با اجدادی زرتشتی زاده شد. او از هشت‌سالگی همراه پدرش روی زمین کشاورزی کار می‌کرد. در بیست‌سالگی از کار بنایی به کار در کارگاه جوراب‌بافی یزد کشیده شد. پس‌ازآنکه صاحب کارگاه جوراب‌بافی تصمیم به تأسیس دومین کتاب‌فروشی شهر یزد گرفت، او را از میان شاگردان کارگاه به کتاب‌فروشی منتقل کرد. کار در کتاب‌فروشی زمینه آشنایی او با اهالی شعر و ادب را فراهم کرد، و پس از مدتی به تهران نقل‌مکان کرد و با معرفی همشهری خود، حسین مکی، در چاپخانه حاج محمدعلی علمی واقع در خیابان ناصرخسرو مشغول به کار شد. در سال ۱۳۳۵ و در ۳۵ سالگی، پس‌ازآنکه قصه‌ای از انوار سهیلی در چاپخانه توجهش را به خود جلب کرد به فکر ساده‌نویسی قصه آن‌طور که مناسب کودکان باشد افتاد. این ایده، زمینه‌ساز خلق جلد اول کتاب قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب شد.او ازدواج نکرد و هیچ‌گاه به کار دولتی هم مشغول نشد و افزون بر نویسندگی به امور غلط‌گیری و فهرست اَعلام‌نویسی تا سال‌های آخر زندگی‌اش ادامه داد. او مدتی پیش از مرگش گفته بود که نوشته‌های دیگری هم دارد که به دلیل عدم صدور مجوز انتشار هنوز منتشرشان نکرده است.پیرمرد تنها در سال‌های پایانی عمر از کنج اتاقش با دیوارهای کاه‌گلی و انبوه کتاب و سکوت از کوچه‌پس‌کوچه‌های محله قدیمی خرمشاه یزد هرازگاهی به تهران و نزد فرزندخوانده‌اش به کرج می‌آمد و دوباره هوای شهر خود را می‌کرد. بعد از 50سال زندگی در تهران، به یزد که برگشت، فکر می‌کرد در محیط ساکت و آرام، کارهای نیمه‌تمامش را تمام می‌کند و فکرهایش را برای بچه‌ها روی کاغذ می‌آورد؛ اما زمانی اصلا دلش نمی‌خواست کار کند.در دیداری در سال 83 می‌گفت از وقتی چند سالی به ‌خاطر یک واژه، چاپ کتاب «گربه‌ تنبل» اش با وقفه مواجه شد، دلسرد شده است. می‌گفت بنویسد که چه شود؟ دوباره چند سالی معطلی و تغییری ناخواستنی؟!او شرط کتاب‌خوان شدن را برداشتن ممیزی عنوان می‌کرد. بزرگ‌ترین لذت زندگی آذریزدی، کتــــاب خواندن بود و می‌گفت هراسم از این است که عمرم به ‌پایان برسد و حسرت کتاب‌های نخوانده را با خود به ‌همراه داشته باشم.درواقع، تنها لذت زندگی‌اش، کتاب خواندن بود و عنوان می‌کرد: سرم را که توی کتاب می‌کنم، مثل یک آدم مست، دنیا روی سرم خراب می‌شود. این تنها لذتی است که می‌شناسم. کودک سالیان دور هیچ‌گاه مدرسه نرفت و در 54 سالگی وقتی برای اولین‌بار یک کلاس درس دید، نتوانست جلوی گریه‌اش را بگیرد.مهدی آذریزدی الفبا را از پدر یاد می‌گیرد که موافق رفتن او به مدرسه نبود، پای منبرهای مذهبی بزرگ می‌شود و خسته از قصه‌های تکراری، وقتی بعد از بافندگی، در کتاب‌فروشی مشغول به کار می‌شود، می‌بیند که دنیا از خرمشاه هم بزرگ‌تر است و چند سال بعد، زمان تصحیح «کلیله‌ودمنه»، متوجه جای خالی این «قصه‌های خوب» می‌شود.کار بازنویسی‌اش با استقبال مواجه می‌شود. دکتر پرویز ناتل خانلری به مدیر انتشارات امیرکبیر می‌گوید: «کار خوبی است، بگویید ادامه دهد»، و مهدی آذریزدی بعدها فکر می‌کرد کارش خوب بوده است. مهدی آذر یزدی در سال ۱۳۴۳ به‌خاطر نگارش کتاب «قصه‌های خوب برای بچه‌های خوب» از سوی «سازمان جهانی یونسکو» جایزه‌ای دریافت کرد. کتاب‌های وی از طرف «شورای کتاب کودک» نیز کتاب برگزیده سال شده‌اند. به خاطر آثار ارزشمند او در حوزه کتاب کودک، روز درگذشت او به نام روز ملی ادبیات کودک و نوجوان نام‌گذاری شده است. او در ۱۸ تیرماه ۱۳۸۸ در ۸۷ سالگی در بیمارستان آتیه تهران درگذشت.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/110486

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی