ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

فیلم‌هایی که اسکورسیزی را اسکورسیزی کرد!

تاریخ درج : سه شنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۸

{ در سه سالگی بیماری آسم شدید در من تشخیص داده شد و والدینم دقیقا نمی‌دانستند با من چه کنند، بنابراین مرا به سینما می‌بردند. نمی‌توانستم ورزش و بازی کنم، نمی‌توانستم بدوم، نمی‌توانستم زیاد بخندم زیرا دچار اسپاسم می‌شدم و خانواده ما هم از طبقه کارگری بود که در خانه کتاب نداشت، بنابراین همه چیز تصویری بود. خانواده‌ام- والدینم، پدربزرگ و مادربزرگم، بسیاری از عمه‌ها و عموها -اهل دنیای قدیم سیسیلی بودند و داستان‌گوهای بزرگی در میانشان بود.  }

 

 

 

در 1949، پدرم توانست تلویزیونی 16 اینچی بخرد. کانالی محلی در نیویورک وجود داشت که مختص ایتالیایی‌ها بود و هر جمعه شب سینمای ایتالیا را با زیرنویس نمایش می‌دادند. والدین و پدربزرگ و مادربزرگم می‌آمدند و این تلویزیون کوچک را تماشا می‌کردند. من پنج سالم بود و واکنش خانواده به تصاویر، کشمکش و رنج‌های درونی فیلم پائیزا (روبرتو روسلینی 1946) را هیچ‌وقت از یاد نمی‌برم. می‌رفتم و فیلم جدال در آفتاب (کینگ ویدور 1982)  و وسترن‌های عالی یا فیلم‌های نوآر را می‌دیدم   که در واقع فیلم نوآر نبودند، آنها تباهی سینمای آمریکای پس ازجنگ جهانی دوم را بازتاب می‌دادند. زمانی که فیلم لا استرادا (جاده)  فلینی در 1952 اکران شد، سینمای ایتالیا برایم کاملا طبیعی به نظر می‌رسید. اما در 1950پدرم مرا به دیدن کفش‌های قرمز هم برد و آن فیلم تا سال‌ها جلوی چشمم بود. آن احساس وسواس ذهنی و هنری که هنرمند را تسخیر می‌کند  و ایده ویرانگری خود از طریق هنر، به این دلیل که تا آن اندازه عاشقید،  در من ایجاد شد. در آن زمان هرگز فیلم‌های صامت ندیده بودم زیرا این فیلم‌ها بازسازی نشده و تصاویرشان افتضاح بود، نمی‌توانستم ارزش چاپلین را درک کنم. سپس فیلمی که ژان رنوآر در هند ساخت، به نام رودخانه، در ذهنم ماندگار شد. به خاطر نشان دادن زیبایی زندگی و فراز و نشیب آن. در 14 سالگی، الیا کازان مرا مبهوت خود کرد. درآمد ما اجازه نمی‌داد به تئاتر برویم و نمایش‌های تنسی ویلیامز یا آرتور میلر را ببینیم، اما در بارانداز و شرق بهشت از آن سبک بازیگری تئاتری نیویورکی برخوردار بودند که حس بازی کردن نداشت. وقتی در بارانداز را تماشا کردم، احساس می‌کردم آدم‌هایی روی پرده هستند که می‌شناسمشان. خودم، برادرم و ... حتی فیلمی که الان دارم می‌سازم درباره دو برادر است. طی تمام 40 سال گذشته، همه فیلم‌های من، همیشه، همین یک فیلم بوده است. برگرفته از مصاحبه‌ای با مارتین اسکورسیزی در جشنواره بین‌المللی فیلم مراکش

url : http://www.isfahanziba.ir/node/95549

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی