ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

فرزندپروری مهارت می‌خواهد

تاریخ درج : شنبه ۲۹ تیر ۱۳۹۸
هوش هیجانی تاثیر زیادی در تربیت فرزند دارد

لیلا کهلانی / دبیر سرویس سبک و سلامت

یکی از مهم‌ترین وظایف والدین فرزندپروری است‌، مهارتی که جهت پرورش یک نسل موفق بسیار ضروری است. به همین منظور مرکز بهداشت شماره 2 اصفهان جلسه آموزشی این ماه را با حضور رابطان سلامت برگزار کرد. در این جلسه دکتر سپیده کیان زاد‌، روان‌شناس بالینی به نکات مهمی در رابطه با مهارت فرزند‌پروری پرداخت که به آن اشاره می‌شود‌.

 

لزوم برخورداری از هوش هیجانی
آموزش مدیریت رفتار کودکان نوعی مداخله است که در آن تکنیک های یادگیری اجتماعی برای تغییر رفتار کودکان و نوجوانان به والدین آموزش داده می شود‌. این آموزش در برگیرنده اصول گوناگونی درباره ارتباط میان رفتار و وقایعی است که پیش یا پس از رفتار رخ می دهند‌. در کنار اصول موجود جهت مدیریت رفتاری کودکان باید به این نکته توجه داشت که در کنار آموزش ها و قوانینی که برای فرزندان مطرح می شود، تربیت امر بسیار مهمی است که متاثر از مهارت های والدین و به نوعی هوش هیجانی آنهاست.هوش هیجانی افراد با افزایش اطلاعات آنها در خصوص مهارت های گوناگون زندگی‌، از جمله مهارت های ارتباط موثر‌، کنترل هیجان و استرس و... و به بیان کامل تر با آگاهی از احساسات خود و احساسات دیگران و تبحر در کنترل شرایط بهبود می یابد‌، از این رو بر خلاف هوش که بیشتر متاثر از وراثت است‌، می توان هوش هیجانی را با افزایش اطلاعات خود افزایش داد‌. علل شکل‌گیری و بروز مشکلات رفتاری کودکان را می توان به سه دســـتــه تــقــســـیــم کــــرد‌: ســــرشـــت یا خصوصیات ارثی، محیط خانواده و جامعه. اولین قدم در تربیت فرزند‌  این است که والدین، خود الگوی مناسبی برای فرزندانشان باشند‌، چرا که آنها همه چیز را از پدر و مادر فرا می گیرند. والدین با نوع برخوردی که با فرزندان خود دارند‌، مانند نوع واکنش هیجانی در شرایط خاص یا نوع برقراری ارتباط با فرزندان جهت تاثیرگذاری بر رفتار آنها و... که به صورت عادت های رفتاری  است، بر رفتار فرزندان خود اثر مستقیم می‌گذارند.

 

حاضرجوابی و تیر‌اندازی کلامی و غیرکلامی
از جمله ملاک هایی که بیانگر هوش هیجانی والدین است،  توانایی گوش دادن و همدلی با فرزندان در مقابل حاضر جوابی و تیر اندازی است‌. در حاضر جوابی فرد با تندی پاسخ یک رفتار یا صحبت افراد دیگر را می دهد، بدون آنکه به احساسات طرف مقابل توجه داشته  یا جریحه‌دار کردن این احساسات برای او مهم باشد‌، این افراد صرفا به دنبال تخلیه هیجانی خود هستند‌.در مقابل‌، همدلی به معنای توانمندی جهت گوش دادن به حرف های طرف مقابل بدون قضاوت کردن و بدون ارائه توصیه و نصیحت و حتی بدون تایید طرف مقابل است. در همدلی فرد صرفا آینه‌ای است که صحبت های طرف مقابل خود را به صورت خلاصه به او باز می گرداند و این گونه به او نشان می دهد که برای او و احساساتش ارزش قائل است‌. یکی از مــهـم‌تـــریـــــن موانع در گـوش دادن، تفکر موازی است‌. زمانی که فردی با ما صحبت می کند، به طور معمول  گفته‌هایش را آنالیز می‌کنیم و خود را آماده می‌کنیم که در مقابل صحبت‌های او پاسخی را فراهم کنیم و این امر مانع از گوش دادن موثر می‌شود. بـسیاری از والدیـن زمانی که فرزندانشان با حالــت‌هـای هیجانی شروع به بازگویی اتفاقات روزمره در مدرسه یا مکان های بازی خود می کنند، صرفا به دنبال توصیه و نصیحت و گاهی زیر سوال بردن رفتار های کودک هستند و این امر به مرور زمان باعث دوری فرزندان از والدین می شود.  اگر والدین نسبت به اصول ارتباط موثر و زمان مناسب گفت‌وگو با فرزندان خود اطلاعات کافی به دست بیاورند، بسیاری از مشکلات رفتاری و فاصله گرفتن فرزندان از والدین رخ نخواهد داد. تیراندازی های کلامی و غیر کلامی که شامل کنایه زدن، قهر کردن، تحقیر، مقایسه و... است، از جمله مواردی است که بیانگر هوش هیجانی پایین والدین بوده و اثرات منفی طولانی مدتی بر فرزندان خواهد داشت.جنبه یادگیری همدلی بسیار بالاتر از موارد ذکر شده است.ما نیاز داریم در خانه خود قوانینی داشته باشم. در صورتی که در خانه خود برای هر چیزی قانون داشته باشیم، بسیاری از مشکلات رفتاری در فرزندان ما اصلا رخ نمی دهد. مثل زمان خواب، زمان مجاز برای استفاده از تلویزیون و...، اما حتی در زمان قانون‌گذاری و مواجه شدن با تخلف فرزندان و مقاومت های رفتاری آنها در شروع  قانون گذاری، والدین باید به اصول کنترل هیجان و حتی همدلی کردن در شرایط منفی تسلط داشته باشند.

 

سرزنش کردن و تکرار بیش از حد
یکی از موارد دیگری که بیانگر هوش هیجانی پایین والدین است، سرزنش کردن و تکرار بیش از حد صحبت های خود است. سرزنش یعنی مشکلی در من یا دیگری وجود دارد که حاضر به پذیرش آن نیستم و باور دارم که هم من و هم دیگران باید کامل باشند و کسی حق اشتباه کردن ندارد. در مقابل سرزنش، پذیرش قرار دارد، یعنی من و دیگران حق داریم اشتباه کنیم و هیچ کس فرد کاملی نیست. برای حل یک مسئله اول باید آن را بپذیریم‌. نپذیرفتن موضوع، آمادگی برای حل آن مشکل را در پی ندارد. در سرزنش، عـلـت مشکل را درک نمی‌کنیم و نمی توانیم ابعاد مختلف مسئله را بررسی کنیم، بلکه فقط انگشت اتهام را به طرف مقابل می‌گیریم،  اما در پذیرش، علل مشکل مشخص می شود و می توان مشکل ایجاد شده را از جنبه‌های مختلف بررسی کرد. در صورتی که والدین بتوانند مهارت پذیرش و حل مسئله را به دست آورند، (به خصوص در زمان سن بلوغ فرزندان خود)،  با ایجاد احساس اعتماد در طول زمان ما بین خود و فرزندان خود با مشکلات کمتری روبه‌رو خواهند شد.همه ما بارها با افرادی روبه‌رو شده‌ایم که ما را به باد نصیحت می گیرند یا برای مشکلاتمان  راه حل می نویسند‌. همانطور که اشاره شد بهتر است زمانی که فرد از مشکلات و ناراحتی هایش صحبت می کند، به او راه حل ندهیم‌. نصیحت کردن باعث ناراحتی فرد شده و رابطه را با  مشکل مواجه خواهد کرد. در سرزنش، خصومت، خشم ، ارزشیابی و قضاوت وجود دارد‌، یعنی کاری که برخلاف ارزش های والدین باشد، نمره منفی می گیرد، در حالی که  انتقاد به معنی نقد و بررسی یک مسئله‌، بررسی عوامل ایجاد‌کننده و در نهایت نظر دادن است.در خصوص تکرار بیش از حد صحبت‌ها باید به این نکته توجه شود که قانون گذاری صحیح برای مسائل گونـاگـونــی که در مــسـیـر رشد فرزندانمان با آن روبه‌رو می شویم، به دنبال این امر است که  نیاز به تکرار و ایجاد بی تفاوتی به تذکرات مداوم والدین را  کنترل کند.

 

نفوذ پذیری عاطفی 
از عوامل مهم دیگری که بیانگر هوش هیجانی والدین است، می توان به نفوذ پذیری عاطفی  اشاره کرد. نفوذ پذیری عاطفی یعنی با حالت‌های عاطفی و رفتاری فرد دیگری  به‌هم بریزیم. به عنوان مثال والدینی که در جواب برخورد و حالت های عاطفی منفی فرزند خود با او مقابله به مثل می کنند و رفتار فرزندشان اجازه نوع برخورد صحیح را از آنها می‌گیرد.در مقابل نفوذ پذیری عاطفی‌، استقلال عاطفی وجود دارد‌. مهارت داشتن در استقلال عاطفی در والدین الگویی برای فرزندان است‌. قرار نیست ما پا به پای احساست دیگران راه برویم‌. نوجوانان با نفوذپذیری بالا جذب دوستان بد می شوند یا همسران نامناسبی انتخاب خواهند کرد‌. خیلی وقت ها به‌خاطر نفوذ‌پذیری بالای  والدین‌، فرزندان بد تربیت می‌شوند‌. مانند زمانی که کودک چیزی می خواهد و با مخالفت والدین روبه‌رو می شود‌، احساسات والدین را درگیر می‌کند و می گوید من شما را دوست ندارم و... و والدین برای  رفع این مشکل به کودک امتیازهایی می‌دهند تا نظر مثبت کودک را به‌دست آورند‌.در مقابل نفوذ پذیری عاطفی‌، استقلال عاطفی وجود دارد‌. مهارت داشتن در استقلال عاطفی در والدین، الگویی برای  فرزندان است. چطور استقلال عاطفی داشته باشم: جدا کردن و نـام‌گـذاری احــسـاســات از یـکـدیـگـر، پذیرش هیجانات، بیان احساسات با ضمیر من، قاطی نکردن سایر موضوعات با هیجان موجود (ناراحتی امروز به خاطر  اتفاقات گذشته‌) و واکنش نشان ندادن با تـوجـه به احــسـاسـات دیگران‌.

 

انعطاف‌پذیری 
از جمله موارد دیگری که نشانگر هوش هیجانی والدین است، انعطاف‌پذیری است‌. والدین خشک همیشه یک دیدگاه دارند و حاضر به تغییر و انعطاف در نظرشان نیستند، این در حالی است که افراد با هوش هیجانی بالا رفتار و نگرششان را بنا به مراحل رشدی فرزندان خود و موقعیت های محیطی در صورت لزوم اصلاح می کنند. کنترل تکانه نیز هـمـانـطـور کــه بــه آن اشاره شد، از نشانه های هوش هیجانی بـالاســـت‌. تـکـانـه یعنی کم صبر بودن‌، یعنی هر آنچه به نظر من درست است، باید در سریع ترین زمان اتفاق بیفتد‌. جهت کنترل تکانه، والدین نیازمند آگاهی از مهارت کنترل هیجان و استفاده از  روش های کوتاه مدت و بلندمدت برای مدیریت آن هستند.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/98447

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی