ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

غنی‌سازی گردشگری با گفت‌و‌گوی فرهنگی

تاریخ درج : دوشنبه ۳۰ دی ۱۳۹۸
شماره روزنامه: 
چگونه باید با اثرات منفی فرهنگی جهانگردی مقابله کرد؟

عبدالمهدی رجایی/نویسنده و تاریخ پژوه

ما همیشه در فواید گردشگری می‌نویسیم و تلاش می‌کنیم تا گردشگری رونق بیشتری بیابد، اما باید بدانیم که گردشگری مخالفانی هم دارد. خصوصا به گردشگری خارجی انتقاداتی وارد است. برای یک بازیگر و پژوهشگر گردشگری، شناخت این انتقادات و فهم راه‌های پاسخ‌گویی و حل آنها بسیار مهم است.یکی از آفات این نوع گردشگری در حوزه فرهنگ تجلی پیدا می‌کند. درباره اثرات منفی فرهنگی جهانگردی یکی از فرهنگ‌شناسان کشورمان یعنی چنگیز پهلوان معتقد  است: گرچه جهانگردان حضوری موقت در فرهنگ بیگانه دارند و قاعدتا باید به نظر برسد که این اقامت موقت چندان تأثیری نمی تواند از خود بر جای بنهد، ولی اکنون روشن است و در تحقیقات مختلف نشان داده شده که جهانگردی می‌تواند آثار تخریبی زیادی به وجود بیاورد. جهانگردان که اغلب مدتی کوتاه در فرهنگی دیگر قرار می‌گیرند، رفتارهایی کاملا بیگانه با فرهنگ بومی از خود نشان می‌دهند.  از این گذشته این جهانگردان گاه به سبب دور بودن از محیط اصلی و خاستگاه خود، به رفتارهایی روی می‌آورند که احتمالا در زادگاه یا سکونتگاه خود از این گونه رفتارها پرهیز می‌کردند.تماس جهانگردان با فرهنگ بومی، اغلب تماسی است سطحی. گذران اوقات محدود به نحو دلچسب برای هر جهانگرد یک هدف مهم است. از این رو تمام تأسیسات و خدمات محلی باید به نحوی سامان یابند که بتوانند رضایت جهانگردان مجهز به چنین ارزش‌هایی را جلب کنند. این مجموعه بسیار پیچیده به درهم ریختگی و کالایی شدن فرهنگ بومی می‌انجامد. همه چیز در خدمت درآمد ارزی قرار می‌گیرد. این درآمد به بهایی گزاف به دست می‌آید: از دست دادن خود برای رضایت غیر خود. سطحی بودن تماس نه به بومیان امکان می‌دهد که تماس فرهنگی راستینی برقرار سازند و نه به جهانگردان فرصت می‌دهد که بر دانش و معرفت خود نسبت به فرهنگی دیگر چیزی بیفزایند » (چنگیز پهلوان، فرهنگ‌شناسی، 1382، نشر قطره، ص 169) مشاهدات شخصی این‌جانب نشان می‌دهد در مواقعی می‌توان با سخن چنگیز پهلوان هم‌نوا شد. مثلا گردشگرانی که در سالروز جشن مولانا به قونیه رفته اند، به خوبی می‌بینند که یک موضوع کاملا فرهنگی و معنوی، آن قدر پایین آمده است که وسیله‌ای برای کسب و کار و بلیت فروشی می‌شود. اما این همه ماجرا نیست.

در گردشگری، «تبادل فرهنگی» را جایگزین «فروش فرهنگ» کنیم

اما راه حل نگرانی‌ها این نیست که صنعت گردشگری را به کناری بگذاریم با این بهانه که در پرتو آن ممکن است فاجعه «کالایی شدن فرهنگ» رخ دهد. راه حل آن است که گردشگری را به رنگ فرهنگ در آوریم. باید به این اندیشید که در حوزه گردشگری به جای «فروش کالایی به نام فرهنگ» به این فکر کنیم که چگونه به «تبادل فرهنگ» می‌رسیم. یعنی هر طرف داشته‌ها و گنجینه‌های خود را عرضه کند. در مورد نکات مثبت و اشتراکات آن به بحث بنشیند و همچنین تلاش کند در مورد نقاط افتراق به یک تفاهم و حتی قرارداد برسد. بدون این که یک طرف فقط فروشنده باشد و یک طرف خریدار.    برای گذر از این آفت‌ها و نیز ممانعت از آسیب‌های احتمالی به حوزه فرهنگ صاحب‌نظران نکات و ملاحظاتی را در حوزه گردشگری اعلام کرده اند که جای شنیدن دارد. شاید بتوان گفت سرلوحه تمام راه حل‌هایی که ارائه می‌شود استفاده از کاربست «گفت‌وگو» باشد. نه گردشگر برای ضدیت و جدال با جامعه مقصد بار سفر می‌بندد و نه جامعه مقصد خواستار تقابل و کینه‌ورزی هستنـــد. بــیــشتر پیــشامدها حــاصل «سوء‌تفاهم» هستند.  پـــس بهــترین راه این است که میان جامعه مقصد و گردشگر یک «گفت‌وگو» شکل بگیرد. این گفت‌وگو می‌تواند از طرق مختلف باشد. اطلاع‌رسانی و آموزش در مورد ویژگی‌ها و محدودیت‌های فرهنگی جامعه مقصد خود نوعی گفت‌وگو است. به گردشگران باید آداب و رسوم، رفتارهای قابل‌قبول در اماکن خاص، نکات ارزشی و ضدارزشی جامعه مقصد، نوع پوشش نرم در جامعه مقصد و نظیر آن را آموزش داد. یقینا گردشگران به راحتی و بدون چون و چرا خواهند پذیرفت که هنجارهای جامعه میزبان را رعایت کنند. در اینجا مسئولیت کارکنان موسسات گردشگری سنگین تر است. چرا که نباید از گردشگر به صورت تحکمی و اجبارگونه چیزی را خواست. این آموزش‌ها باید با نرمی و لطافت خاصی صورت گیرد؛ به گونه‌ای که تبلیغات منفی درباره بازار مقصد را به همراه نداشته باشد. برای اینکه این گفت‌وگو در میدان و عرصه عمل نیز خود را نشان دهد، می‌توان راهکارهای آسان‌تری را پیدا کرد . به نظر صاحب این قلم می‌توان در سایت‌های تاریخی محل‌هایی را به صورت «میز گفت‌وگو» معین کرد تا از جامعه مقصد به صورت داوطلبانه و آزاد هر کس که دوست داشت، نشسته و به سوالات و گفت‌وگوهای احتمالی گردشگران، که آنها نیز به سراغ «Dialogue table » آمده‌اند پاسخ داده و با آنها به گفت‌وگو بنشیند. در این مورد دولت ترکیه از دانش آموزان دبیرستان با پیراهن‌های مخصوصی که روی آن نوشته شده است «از من بپرسید» نیز استفاده می‌کند. تجربیات شخصی نشان داده است که گردشگران بسیار علاقه دارند در کنار بازدید از سایت‌های تاریخی، با مردم محلی نیز به گفت‌وگوی مستقیم بنشینند و در واقع با فرهنگ ناملموس جامعه مقصد نیز آشنا شوند، عقاید آنها را راجع به مسائل مختلف بدانند و نیز یک کانال گفت‌وگو بین دو طرف ایجاد کنند. چنان که می‌دانیم در تورهای گروهی معمولا راهنمای تور تلاش می‌کند این وظیفه را به انجام برساند . اما مسلما این یک نفر کافی نیست و گردشگر علاقه دارد با مردم محلی به صورت مستقیم نیز ارتباط داشته باشد. بنابراین از میزهای گفت‌وگو به عنوان یک امر ابتکاری و آزمایشی پیشنهاد می‌شود. ایـن میــزهای گــفت‌وگو جــبران‌کننده همان آسیبی هستند که چنگیز پهلوان به عنوان «تماس سطحی» میان گردشگر و جامعه میزبان از آن یاد می‌کند. این فرایند می‌تواند تماس را کمی عــمیق‌تر کند.

 گذر از سیاه‌چاله‌ها به کمک گردشگری

در مورد جامعه میزبان هم باید کارهایی صورت بگیرد. باید جامعه میزبان نیز در مورد مزایای گردشگری آگاه شود. لازم است ساکنان محلی درباره مفاهیم، مزایا، مشکلات، خط مشی‌ها و برنامه‌های توسعه گردشگری و نیز شیوه مشارکت شخصی آنها در فعالیت‌های گردشگری و الگوهای اجتماعی و رفتاری گردشگران اطلاع‌رسانی کنند. شاید مهم‌ترین نکته این است که ساکنان محلی در  استفاده از «فواید مادی و معنوی» گردشگری شریک شوند. وقتی این مشارکت سر بگیرد، جامعه میزبان یقینا  «رواداری» خود را بیشتر کرده، از معایب اندک گردشگری به خاطر فواید بی شمار آن چشم پوشی می‌کند. حتی می‌توان در این مورد نیز فکر کرد که برای چنین جوامعی «بازاریابی انتخابی» صورت گیرد. از همین زاویه می‌توان به مشکلی به نام «سطحی بودن تماس فرهنگی» نیز پاسخ داد. درست است که گردشگری که برای مدت چند روز به شهر یا کشور ما می‌آید، نمی تواند به درک کاملی از فرهنگ و هنجارهای فرهنگی ما برسد، بالاخره این تماس، سطحی و چند روزه خواهد بود، اما به جای گردشگری، چه جایگزین دیگری می‌توان پیشنهاد کرد؟ اگر همین تبادلات سطحی و کوچک نیز نباشد، در دنیای کنونی چطور باید فرهنگ‌های یکدیگر را شناخته و در صورت لزوم به ژرفای یکدیگر وارد شوند. جهان بدون تبادل فرهنگی و گفت‌وگوهای تمدنی خیلی زود دوباره سیاه‌چاله جنگ‌های جهانی و تخاصمات منطقه‌ای فرو می‌رود. هرکس گمان می‌کند فرهنگ، نژاد او و دین او بالاتر از همه است و حق دارد در جهت اثبات این وضعیت، هر چه می‌خواهد انجام دهد، حتی دست به اسلحه ببرد؛ اما گردشگری فرصت‌هایی را برای برقراری مبادلات فرهنگی میان گردشگران و مردم محلی فراهم می‌سازد تا بدین ترتیب دو طرف با فرهنگ یکدیگر آشنا شوند و به تدریج به فرهنگ هم احترام بگذارند . مبادلات فرهنگی حاصل از گردشگری موجب وسیع‌تر شدن افق اندیشه طرفین، کاهش پیش‌داوری‌ها، نزدیک شدن انسان‌ها به یکدیگر و رسیدن به درک عمیق‌تری از فرهنگ دو سویه می‌شود. همه ما احتمالا دوستانی داشته‌ایم که به کشور هندوستان سفر کرده‌اند. وقتی پای صحبت آنها  می‌نشینیم به خوبی معلوم است که این سفر چند روزه، کلیشه ذهنی به نام «مردم گاوپرست و بی‌توجه به بهداشت» هندوستان را  در نظر آنها به کلی عوض کرده است. دیگر این مردم صاحب فرهنگی دیده می‌شوند که «تاج محل» در آن روئیده است. گردشگر به ارزش‌های هندی که یکی از بزرگ‌ترین آنها «رواداری در عقاید مذهبی» است پی می‌برد. با خود می‌گوید چگونه این کشور «هفتاد و دو ملت» می‌توانند با احترام به عقاید مذهبی یکدیگر، هر کس خدای خود را پرستش کند و دیگری را کافر و مستحق قتل نپندارد. آری این معجزه گردشگری است که با هیچ ابزار دیگری حاصل نمی‌شود. با اکسیر گردشگری، بدون پیش‌داوری تبلیغات رسمی و دولتی، خود ملت ها با هم آشنا می شوند و تجربه دست اولی از یکدیگر به دست می آورند.  خلاصه آنکه تا اطلاع ثانوی، تا وقتی که ابزار بهتری برای گفت‌وگوی فرهنگی یافت شود، «گردشگری» بهترین ابزار است.

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/106028

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی