ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

سیل روی دیگر خشکسالی است

تاریخ درج : سه شنبه ۲۷ فروردین ۱۳۹۸
تبلیغ ترسالی، فاجعه کم آبی را تلطیف می کند

سمیه سهرابی 

سدها و سیل‌بندها به علت ایجاد «توهم امنیت»، مردم عادی و مسئولان را نسبت به خطرات سیل گمراه می‌کنند که در نتیجه خسارت سیل‌های بزرگ، چندین برابر می‌شود. سیل و بارندگی و البته بی خانمانی و سرگردانی عده‌ای زیادی از هموطنانمان قطعا در سال جدید، خیلی از مردم ایران را غافلگیر کرد. آن زمان که هموطنانمان آماده میزبانی از بهار بودند، مهمان ناخوانده‌ای به نام سیل، زمین گیرشان کرد، تا آنجا که عید و بهار به فراموشی سپرده شد. خبرهای اندوهناک درگذشت عده‌ای از مردم به واسطه همین مهمان ناخوانده، سوالی بزرگ را پیش‌رویمان قرار داد: «آیا با این بارش‌‎های سهمگین از دوره خشکسالی فاصله گرفتیم؟» این سوال و سوالات دیگر درباره بارش‌های اخیر در گفت‌وگوی اصفهان زیبا با عباس محمدی، کنشگر محیط زیست، مدیر گروه دیده‌بان کوهستانِ انجمن کوه‌نوردان ایران و مولف کتاب «طبیعت‌پیمایی بی‌ردپا» واکاوی شد.

آیا می‌توان گفت بارش‌های اخیر غیرعادی بوده است؟

بارش‌های اواخر سال 97 و اوایل امسال، در یک نگاه درازمدت، مثلا پنجاه یا صد ساله که در هر دو صورت، در مقیاس تاریخی زمان درازی نیست، اصلا غیرعادی نبوده است. واقعیت اقلیمی و محیط زیستی در منطقه‌ای که کشور ما در آن قرار گرفته، همین است که دوره‌های خشکسالی و ترسالی متناوب داریم. کشورداریِ درست حکم می‌کند که درک خود را از این شرایط بهتر کنیم، ظرفیت‌های سرزمین را در نظر داشته باشیم و با یک «رویکرد احتیاط آمیز» (precautionary approach) از منابع آب و خاک بهره ببریم.

ساکنان بخش‌های مرکزی ایران (مانند اصفهان) برپایه‌ تجربه‌های تاریخی و دانش بومی از دیرباز به محدودیت‌های سرزمینی آگاه بوده‌اند و روش‌های هوشمندانه‌ای در بهره‌برداری درست از آب و حفاظت از خاک ابداع کرده، همچنین شیوه‌های معیشتی «کم‌مصرف» و پربازدهی خلق کرده بودند. 

در این مختصر فقط اشاره می‌کنم به تقسیم‌بندی دوراندیشانه‌ آب زاینده‌رود برای شهرهای اصفهان و همه‌ حوضه‌ پایین‌دست آن و حتی تالاب گاوخونی و حفر «مادی»ها در مدیریت آب، استفاده از کود کبوتر برای بالا بردن میزان محصولات کشاورزی و حفظ کیفیت خاک، اتکا نکردنِ صِرف به اقتصاد کشاورزی، ابداع صنایع دستی مانند قالی‌بافی و قلم‌زنی که ارزش افزوده‌بالا و مصرف آب کم دارند و همچنین اشتغال به کارهای بازرگانی که اصفهانی‌ها در آن همیشه موفق بوده‌اند.این‌گونه زیستِ هماهنگ با اقلیم باید دوباره احیا شود و با بهره بردن از دانش امروزین ارتقا یابد تا بتوانیم در چرخه‌های خشکسالی و ترسالی، پیوسته زندگی شایسته‌ای داشته باشیم. 

 

سدسازی وانــتــقــــال آب از چه زمانی در کشور اجرایی شد؟

واقعیت تلخ  ایــــن اســــت که در سه‌چهار دهه‌ اخیر شیفتگی کوته‌بینانه‌ما نسبت به فناوری و اعتقاد افراطی به اینکه می‌توانیم بیشترین رفاه را با استفاده از «منابع عظیم» کشور داشته باشیم به آنجا رسید که شیره‌ جان زمین را کشیدیم و در نابودسازی منابع آب و فرسایش خاک کشور به رکوردهای جهانی دست یافتیم! نمودهایی از این دلبستگی های افراطی به فناوری (که البته با چاشنی سودجویی‌های موذیانه  محفل های ساخت و سازگرا هم آغشته شده) ترویج این تفکر بوده که در ایران آب به میزان کافی هست و فقط باید آن را خوب مهار و به جاهای مختلف منتقل کرد. در پی این ایده‌پردازی‌ها، برنامه‌های عظیم و بودجه‌خوارِ سدسازی و انتقال آب مطرح و اجرا شد. نتیجه‌ ده‌ها میلیارد دلار پولی که در این زمینه صرف شده، امروز به صورت خشک شدن بخش‌های بزرگی از رودخانه‌های کشور، خشکیدگی 90 درصد تالاب‌ها (تا پیش از بارندگی‌های شدید اخیر)، پایین رفتن دهشتناک منابع آب زیرزمینی و افزایش تنش‌های بین‌استانی و بین‌محلی خودنمایی می‌کند. به تازگی هم ایده‌هایی مانند بارورسازی ابرها و بهره‌برداری از آب‌های ژرف (که در هیچ کجای جــهــــان تـــأثـــیـر معناداری در افزایش منابع آب نداشته) از سوی همان 

محفل‌ها مطرح می‌شود.

 

آیا می‌توان گفت دوره ترسالی در کشور شروع شده است؟

 به نظر می‌رسد اظهار نظر درباره اینکه دوره‌ ترسالی در ایران شروع شده بسیار زود باشد، چرا که باید چند سالی بگذرد تا بتوان با بررسی آمارهای بارش نتیجه‌گیری کرد. آنچه فعلا می‌توان گفت این است که امسال «در مجموع» در ایران بارندگی‌ها از پارسال و از میانگین درازمدت بیشتر بوده و تازه در همه‌ استان‌ها هم چنین نبوده و تفاوت مقدار بارش‌ها در استان‌های مختلف بسیار زیاد بوده است. حتی اگر واقعا وارد دوره‌ ترسالی شده باشیم، بیانِ مؤکد و تکرار این موضوع می‌تواند به یک جریان اجتماعی که من آن را «مطالـــبــه‌گــــری منفی» می‌نــامــم، منجر شود.

 

مطالبه‌گری منفی چیست؟

منظورم از مطالبه‌گری منفی این است که افراد و گروه‌های اجتماعی مختلف، با شنیدن این گونه گــزاره‌هــا، متوقع می‌شوند. مــثــلا فلان نــماینده‌مجلس که سرسختانه مخــالــف محدودسازی کشاورزی (یا محدود کردن مصرف آب) در حوضه‌ دریاچه‌ اورمیه است، یک گام دیگر در دفاع از توسعه‌ کشاورزی برخواهد داشت. درباره مصرف شهری هم مردم خواستار آب فراوان تر خواهند شد... و درمجموع طلبکاری مردم از سرزمین بیشتر خواهد شد.

به نظر من، به‌جای بحث بر سر اینکه وارد دوره‌ ترسالی شده‌ایم یا نه، بیشتر باید بر این تأکید کنیم که ایران همچنان کشوری کم آب است و لازم است در بخش‌های کشاورزی، صنعت و خانگی مصرف آبمان را بسیار کاهش دهیم. 

 

با این حجم بارندگی و سیل‌ها در روزهای اخیر، چــطــور کـــشــورمــان را همـچـنــان کم آب می‌بینید؟

تـاکـیـــد کـــنــیــم کـــه ســیــل‌هـــای ویــرانــگــــــر، روی دیگر خشکسالی است و هر دو رخداد، بر اثر انواع دخالت‌های بشری (که یک مورد آن، زمینه‌سازی برای تغییر اقلیم بوده) تــشــدیـــد می‌شود.‌ اظهار نظرهای زودهنگام وزیر نیرو و شماری دیگر از مسئولان که «با بارندگی‌های اخیر مقدار زیادی آب ذخیره کرده‌ایم و وارد دوره‌ترسالی شده‌ایم»، صورت دیگری از سیاست «سفیدنمایی» یا تلطیف فاجعه است که نه تنها دردی را دوا نمی‌کند، بلکه مسیر افکار عمومی را ازدرک واقعیتِ کم‌آبی ایران، لزوم سازگارسازی خود با این شرایط و چاره‌اندیشی برای اصلاح الگوی مصرف آب بازمی‌دارد. 

 

به نظر شما سدها در مهار سیلاب‌ها موثر بوده‌اند؟

 اظهارنظر شتاب‌زده (و فرصت‌طلبانه) دیگری که در پی بارندگی‌ها و سیل‌های اخیر صورت گرفته، این است که سدها در مهار سیلاب‌ها نقش مؤثری داشته و باید برنامه‌های سدسازی بیشتری را اجرا کنیم. 

می‌گویم «شتاب‌زده» به این دلیل که مجموعه سیل‌های اخیر ایران، از بدترین و پرخسارت‌ترین سیل‌های چندین دهه‌ اخیر ایران بوده و بیان اینکه جلوی خسارتی گرفته شده، معلوم نیست بر چه پایه‌ای است؟ 

این اظهارها همچنین فرصت‌طلبانه است به این دلیل که صرفا در تایید همان نظرات همیشگی سدسازان است، بی آنکه دلیل‌های جدیدِ علمی و مبتنی بر تجربه پشتوانه‌آن باشد و گوینده فقط قصد دارد در این اوضاع غم‌بار، از آب‌های گل‌آلود سیل، ماهی بگیرد.

توضیح مفصل درباره‌ اینکه سدهـــای کشور خـطــر جــاری شدن سیلاب‌هـــای بزرگ را بیشتر می‌کنند، مجال دیگری می‌خواهد (گو اینکه بسیاری از کارشناسان و کــنشگـران محیط‌زیـــســـت و حوزه‌ آب، پــیــش از این مطالب بسیاری در این زمینه نوشته و گفته‌اند). در اینجا، به اختصار چند نکته را یادآور می‌شوم: 

اگر بارندگی‌ها زیاد باشند، مخزن سدها پاسخگوی مهار سیلاب نیستند، چرا که معمولا سد برای یک میانگین آورد ساخته می‌شود نه برای بارش‌های استثنایی یا سنگین. به علاوه در کشوری مانند ایران که فرسایش خاک بسیار زیاد (در حد بالاترین رکوردهای جهان) است و به همین علت چند سال پس از ساخته شدن یک سد، درصد قابل توجهی از ظرفیت مخزن پر از رسوب می‌شود، هیچ سدی نمی‌تواند چنان ظرفیتی داشته باشد که سیلاب‌هایی با برگشت بیست سی سال (یا حتی کمتر) را مهار کند. درباره سد وشمگیر (استان گلستان) یادآور می‌شود که این سد در اوایل اسفند 97 که هنوز بارندگی‌های سنگین و استثنایی آغاز نشده بود، طبق اعلام خبرگزاری صدا و سیما سرریز کرده بود. 

همچنین سدهای بوستان و گلستان در بالادست سد وشمگیر هم پیش از سیل آق‌قلا سرریز کرده بودند. سد تجن که وزیر نیرو گفته جلوی خسارت‌های بیشتر را گرفت، در 26 یا 27 اسفند (پیش از بارش‌های بسیار سنگین نوروزی) پر شده بود و سیلابِ پایین‌دستِ آن پارک ملل شهر ساری را به زیر آب برده و خسارت‌های زیادی به بار آورده بود که در روزهای بعد، خسارت‌ها بیشتر هم شد. به این ترتیب، این سدها اصلا در زمان اوج بارش‌ها ظرفیتی برای مهار سیل نداشــتــه‌اند. 

درباره سـدهــــای لــرســتـــان و خـــوزســـتــان هم می‌بینیم که یا نقشی در مهار سیل نداشته یا درواقع خطر سیلاب را بیشتر کرده اند؛ اگر چنین نبود، چه دلیلی دارد مقام های مسئول، مرتبا اخطار می‌دهند که روستاها و بعضی شهرهای حوضه‌های کارون، کرخه ، دز و... تخلیه شوند؟

 

و بازکردن دریچه های اضطراری سدهای بزرگ موجب افزایش خسارت‌ها و تلفات می‌شود؟

دقیقا. باز کردن دریچه‌های اضطراری سدهای بزرگ در زمان طغیان رودخانه‌ها به علت وارد ساختن آب پرفشار و ناگهانی به بستر پایین‌دست که به طور معمول (به دلیل ساخت سد) آب کمی به خود می‌بیند، سبب افزایش خسارت‌ها و تلفات می‌شود. 

برای نــمونــــه‌، ســـیــل فروردین 95 را یادآوری می‌کنیم که رها کردن غیرعادی آب از سد دز سبب آب‌گرفتگی شهر دزفول و خسارت‌های اقتصادی و زیست‌محیطی سنگین شد. در همین سیل‌های فروردین 98 هم باز کردن دریچه‌های اضطراری این سد و سدهای کارون، همچنین سرریز کردن سد مروک در شهرستان دورود، دویرج در شهرستان دهلران، سد سیمره در ایلام، و... سبب پیچیده‌تر شدن مشکل سیلاب شد. شکسته شدن سدهای کوچک بر اثر سیل، در ایران چندین بار رخ داده که از جمله می‌توان به اینها اشاره کرد: شکسته شدن سیل‌بند گلابدره در سیل تجریش (مرداد 1366)، شکسته شدن سد دشت در استان گلستان (در سال 1381)، دو بار شکسته شدن سد کارون 4 (در جریان ساخت آن)، شکسته شدن سدهای ماشکید سراوان، راین، چنار منشاد یزد و مدوارات شهربابک (1391)، سد شوسف (1392)، سد روستای حسین‌آباد نیشابور (1393)، سد مارد در خرمشهر (آبان 97)، سیل‌بندهای شهر رُفیعه در شهرستان هویزه (بهمن 97) و سیل‌بندهای بامدژ، سادات جعاوله، بیت غایب و... در خوزستان (فروردین 98). 

این موردها نشان می‌دهد که سدها معمولا در همان زمانی که طبق ادعاهای اولیه‌ سازندگان باید سیلاب‌های ویرانگر را مهار کنند، کارایی خود را از دست می‌دهند یا خود به یک عامل خطرزا بدل می‌شوند. 

مــــدیــــران ســـدهـــا هـــم در چـــنــیــــن موقعیت‌هایی دغدغه‌ اصلی‌شان حفظ خود سدهاست و نه می‌توانند و نه می‌خواهند که به فکر بستر پایین‌دست رودخانه و مردم و محیط زیست آنجا باشند. 

 

نکته‌ دیگری که با توجه به این نمونه‌ها ثابت می‌شود این اســـت کــه سدهــا و سیل‌بــنـــدهـــا بــه عــلــت ایجاد «توهم امنیت»، مردم عادی و مسئولان را نسبت به خطرات سیل گمراه می‌کنند که درنتیجه خسارت سیل‌های بزرگ چندین برابر می‌شود.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/93049

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی