ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

سوگند به روی همچو ماهت

تاریخ درج : سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
سیمای پیامبر اکرم(ص) در ادبیات فارسی

 مولود جوانمرد

 

 

اگر نگوییم شرط پذیرش شعر در نزد مخاطب این است که شاعر شعر را از سر صدق سروده باشد، حتما یکی از  دلایل مقبولیت شعر در نزد مخاطب همین شرط است. در طول هزار سال هنرآفرینی نویسندگان و شاعر در عرصه ادب فارسی، مدح و ستایش پیامبر اسلام(ص) و بزرگان دین از آنجا که از روی ارادت قلبی و صدق خلوص هنرمند سروده شده است، به لحاظ ادبی، محتوایی و قبول مخاطب، جایگاه مهمی در عرصه ادبیات دارد. این جستار، کوششی است در جهت ارائه برخی مضامین در اشعار سروده‌شده در مدح پیامبر اسلام(ص).

 

ای مدنی برقع و مکی نقاب  
سایه نشین چند بود آفتاب
گر مهی از مهر نقابی بیار                          
ور گلی از باغ تو بویی بیار
خاک تو بویی به ولایت سپرد
 باد نفاق آمد و آن بوی برد
بازکش این مسند از آسودگان 
  غسل ده این منبر از آلودگان
ابیات بالا از مخرن‌الاسرار نظامی انتخاب شده و در مدح پیامبر مکرم اسلام است. در سراسر عرصه ادب فارسی ستایش حضرت محمد(ص) چه در میان آثار نویسندگان و شاعران جایگاهی خاص داشته‌است و هنرمندان از سر شوق و اخلاص درونی به خلق آثاری با این درونمایه پرداخته‌اند. در این نوشتار قرن ششم انتخاب شده‌است تا مشتی از خروار مدایح پیامبر اسلام را مورد بررسی قرار دهد. به طور کلی مضامین ابیاتی را  که در ستایش پیامبر اسلام  (ص)  در این قرن سروده شده‌اند، می‌توان به هفت دسته  کلی تقسیم کرد:
    ویژگی‌ها و صفاتی که به حدیث یا آیه‌ای اشاره دارد.
    منزلت و جایگاه پیامبر (ص) نزد خداوند
    جایگاه پیامبر(ص) در بین سایر پیامبران
    معراج پیامبر
    سخنوری
    شفاعت
    ویژگی‌ها و خصوصیات فردی

 

 

     ویژگی‌ها یی که به  آیه‌ یا حدیثی اشاره دارد
 سرایندگان این دوره از میان آیات و احادیث قدسی متعددی که در شأن پیامبر اکرم (ص) نازل شده است به این حدیث قدسی  که خداوند در آن می‌فرماید: «لولاک لما خلقت الافلاک» و آیه  72 سوره حجر توجه خاصی داشته‌اند. برای نمونه به ابیات زیر توجه کنید:
چرخ را از کاف لولاکش کمر زرین بود
خاک را حاء احمامش قبا معلم بود (سنایی غزنوی)

 

 قوامی رازی سرّ خلقت پیامبر (ص) را در همین دو آیه می‌داند:
آن محمد که از خزانه  سر
 خلقت او لعمرک و لولا است

 

جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی می‌سراید:
طغرای جلال تو لعمرک   
منشور ولایت تو لولاک

 

 

و عطار نیشابوری ایشان را  اینگونه وصف می‌کند:

نبی السیف با تاج لعمرک       
 براق آورده در زیر از تبرک

 

 

از دیگر آیاتی که مورد توجه سخن سرایان واقع شده، آیه « و ما ارسلناک الا رحمه  للعالمین» است که خداوند، حضرت محمد (ص) را به عنوان رحمت جهانیان معرفی کرده است:
احمد مرسل آن چراغ جهان
رحمت عالم آشکار و نهان(سنایی غزنوی)
به نفس آیت رحمت به شرع رایت حق
امین ره نمای و کریم کارگشای(قوامی رازی)
ای شخص تو عصمت مجسم 
 وی ذات تو رحمت مصور  (عبدالرزاق اصفهانی)
نقطه گه خانه  رحمت تویی
خانه  بر نقطه  زحمت تویی (نظامی گنجوی)

 

 

    معراج پیامبر (ص)
 در بیشتر آثار منظوم ادبیات کلاسیک فارسی به معراج پیامبر (ص) توجه ویژه ای شده است. معراج پیامبر در کنار مدح ایشان از بخش‌های اصلی شعر به ویژه منظومه‌های داستانی ادب فارسی به حساب می‌آید و در بسیاری از این منظومه‌ها مدح پیامبر(ص) از بخش معراج جدا شده و در برخی آثار به ویژه در قصاید این دو موضوع به صورت پیوسته یا در خلال یکدیگر بیان شده است. اما یک تفاوت ادبی  میان مدایح پیامبر (ص)، و نقل داستان معراج از زبان شاعران وجود دارد و آن این است که مقایسه  بخش مدح با قسمت معراج در آثار شاعران، نشان می‌دهد داستان معراج پیامبر (ص) بیش از بخش مدح مختصات ادبی هنری و شاعرانه دارد.  سنایی غزنوی در مثنوی «حدیقه الحقیقه و شریعه الطریقه» معراج پیامبر(ص) را با این ابیات توصیف کرده است:
بر نهاده ز بهر تاج قدم /پای بر فرق عالم و آدم
دو جهان پیش قامتش به دو جو
سرما زاغ و ماطغی بشنو
پای او تاج فرق آدم شد
دست او رکن علم عالم شد
بارگیرش سوی ابد معراج
 نردبانش سوی ازل منهاج(سنایی غزنوی)

 

 

قوامی رازی در قصایدی که در نعت پیامبر (ص) سروده به این واقعه اشاره کرده ‌است:
فزوده پایه‌اش از هر نبی به چند صفت
ستوده ایزدش اندر نبی به چندین جای
 ببرده روز شرف در جهان ز هر یک دست
نهاده در شب معراج بر دو عالم پای
برون عرش مجید گفت بدوی
 درون پرده  غیبش خدای گفت درآی

 

 

شاعران قصیده سرا مانند جمال‌الدین عبدالرزاق اصفهانی و خاقانی شروانی نیز به این واقعه اشاره کرده اند، برای نمونه جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی در ترکیب بند معروف خود اینگونه به معراج اشاره کرده است:
ای مسند تو ورای افلاک/ صدر تو  و خاک توده حاشاک
هرچ آن سمت حدوث دارد/        در دیده  همت تو خاشاک
نه حلقه و هفت مهره پیشت/دست تو و دامن تو زان پاک

 

 

همچنین خاقانی سروده است :
آن شب که سوی  کعبه  خلق نهاد روی
این غول دار بادیه را کرد زیر پا
آمد پی متابعتش کوه در روش
 رفت از پی مشایعتش سنگ در هوا
برداشت فر او دوگروهی ز خاک و آب
 آمیخت با سموم اثیری دم صبا
گردون پیرگشت مرید کمال او
 پوشید بر ارادتش این نیگلون وطا

 

 

نظامی گنجوی نیز در ابتدای  مثنوی‌های خود ابیاتی در توصیف معراج پیامبر (ص) سروده است:
نیمشبی کان ملک نیمروز  /  کرده روان مشعل گیتی فروز
نه فلک از دیده عماریش کرد/زهره و مه مشعله داریش کرد
کرد رها در حرم کائنات
 هفت خط و چار حدود شش جهات
روز شده با قومش در وداع/ ز آمدنش آمده شب در سماع
دیده  اغیار گران خواب گشت
کو سبک از خواب  عنان تاب گشت

 

 

فریدالدین عطار نیشابوری در ابتدای تمام آثار خود از معراج پیامبر (ص) سخن گفته است که ابیاتی از اسرارنامه او در ادامه بیان شده است:
درآمد شبی جبریل از دور       
براقی برق رو آورده از نور
که ای مهتر ازین زندان گذرکن
 به دارالملک روحانی سفر کن
که بسیار انبیا و مرسلین‌اند
به هر جانب جهانی حورعین‌اند
همه بر ره نشسته چشم بر راه
ز بهر رویت ای خورشید درگاه

 

 

   برتری پیامبر بر دیگر پیامبران الهی
 از دیگر ویژگی‌هایی که شاعران برای پیامبر (ص) در نظر گرفته‌اند، برتر دانستن ایشان از سایر پیامبران الهی است. شاعران  با تکیه بر خاتمیت پیامبر (ص) این صفت را برای پیامبر اسلام در نظر گرفته‌اند و به کرات در ابیات خود به آن اشاره کرده‌اند، برای نمونه عثمان مختاری اینگونه سروده است:
همه پیغبران و پیشروان  /     بنده‌کاران و بندگی دروان
رهبرانند سوی حضرت او /   همه بر مرکب رسالت او
پیشروشان محمد تازی است
 آنکه ز او جمله را سرافرازی است
سنایی با توجه به این حدیث که پیامبر (ص) فرمودند: «کنت نبیا و آدم بین الروح و الجسد و انی‌ عبدالله خاتم النبیین و ان آدم علیه السلام لمنجدل فی طینه» در حدیقه اینگونه سروده است:
شده از فر او به فضل و نظر  /     خاک آدم ز آفتابش زر

 

 

در قصاید خود نیز هم به این موضوع اشاره کرده است:
صورت احمد ز آدم بد ولیک اندر صفت  
     آدم از احمد پدید آمد چو ز آصف برخیا

 

 

جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی هم این مضمون را اینگونه به شعر درآورده است:
در عهد نبوت تو آدم   /    پوشیده هنوز خرقه  خاک
این برتری نه تنها نسبت به حضرت آدم (ع) بلکه نسبت به سایر پیامبران الهی نیز مطرح شده است. برای نمونه سنایی غزنوی حضرت عیسی(ع) را غاشیه دار ایشان معرفی کرده و معتقد است که سلیمان(ع) اگر مراتبی داشته است به خاطر نام پیامبر اکرم (ص) بوده است.
صد هزاران جان فدای آن سواری کز جلال  
غاشیه اش بر دوش پاک عیسی مریم بود
باد را گفتم سلیمان را چرا خدمت کنی
گفت از آن کش نام احمد نقش بر خاتم بود
همه شاگرد  و او مدرسشان    
همه مزدور و او مهندسشان
او سری بود و عقل گردن او     
  او دلی بود و انبیا تن او
فراش درت کلیم عمران
چاوش رهت مسیح مریم
در خدمتت انبیا مشرف
وز حرمتت آدمی مکرم

 

 

خاقانی شروانی، پیامبر (ص) را مالک رقاب عالم داشته است:
او مالک الرقاب دو گیتی و بر درش  
 در کهتری مشجره آورده انبیا
هم موسی از دلالت او گشته مصطنع
هم آدم از شفاعت او بود مجتبی

 

 

و نظامی گنجوی ایشان را شاه پیغمبران معرفی کرده:
شاه پیغمبران به تیغ و به تاج   
  تیغ او شرع و تاج او معراج
مهترین و بهترین انبیا   /رهنمای  اصفیا  و اولیا

 

 

  منزلت پیامبر (ص) در نزد خداوند
 از دیگر ویژگی‌های پیامبر اکرم (ص) که مورد توجه شاعران قرار گرفته است، منزلت و جایگاه ایشان در نزد خداوند متعال است و صفاتی که خداوند با آن پیامبر را خطاب کرده است.  سنایی غزنوی به سوگند یاد کردن خداوند به جان پیامبر (ص) اشاره کرده: 
آفتاب کل مخلوقات آنکه از بهرِ جاه  
یاد کرد ایزد به جان او به قران در قسم

 

 

قوامی رازی  نیز  اینگونه سروده‌است:
حبیب ایزد بی چون رسول بار خدای
محمد قرشی آفتاب هر دو سرای
آن رسولی که در کلام قدیم 
یاد تحسین جان او طاهاست

 

 

جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی نیز به این نکته اشاره کرده است:
خوردست خدا  ز روی تعظیم  
 سوگند به روی همچو ماهت
ایزد که رقیب جان خود کرد/نام تو ردیف نام خود کرد

 

نظامی گنجوی از تعبیری کاملا  ادبی برای توصیف این رابطه استفاده کرده است:
ایازی خاص و از خاصان گزیده
    ز مسعودی به محمودی رسیده
و عطار به معما دانی ایشان اشاره کرده:
مجانس گوی راز پادشاهی  
معمادان اسرار الهی

 

 

    ویژگی‌های فردی
 از دیگر خصیصه‌های پیامبر که مورد توجه شاعران قرار گرفته است، ویژگی فردی و ظاهری ایشان است.
 سنایی غزنوی در قصاید خود دلیل زیبایی این جهان و نور آن جهان را رخسار مبارک ایشان دانسته:
این جهان رخسار او دارد از آن دلبر شدست  
 وآن جهان انوار او دارد از آن خرم بود
و در حدیقه ایشان را اینگونه توصیف کرده:
روی او خوب و رای او ثاقب 
 ازلش خوانده حاشر و عاقب

 

 

جمال الدین عبدالرزاق اصفهانی به قداست پیامبر اشاره کرده و آن را به روح و عقل تشبیه کرده است:
چون روح ز عیب‌ها منزه   /چون عقل ز نقص‌ها مقدس
هزار فصل ربیعش جنیبه دار جمال  
هزار فضل ربیعش خریطه‌دار شفا
دو شاخ گیسوی او چار بیخ حیات
 بهر کجا که اثر کرد اخرج المرعی

 

 

   سخنوری
اما آن ویژگی پیامبر که در موارد متعدد مورد توجه سخن سرایان این عصر قرار گرفته است، سخنوری ایشان است. شاعران در بسیاری موارد به این حدیث نبوی که فرموده‌اند: « انا افصح العرب بیدانی من قریش و نشات فی بنی سعد بن بکر: من فصیح‌ترین عربم به ویژه آنکه از قریشم و میان قبیله  بنی سعد بن بکر پرورش یافته‌ام» اشاره کرده‌اند.
خوش سخن شاهی کز اقبال کفش در پیش او
 کشته  بریان زبان یابد که در وی سم بود (سنایی غزنوی)
به بوستان فصاحت گه گزارش وحی  
 زبان او صفت طوطیان شکر خای(فخر رازی )
طوطی شکر نثار نطقت 
جان‌ها همه در شکر گرفته (عبدالرزاق اصفهانی)
زبان در آن دهان مبارک گفتی که مگر 
به میان چشمه  خضرست ماهی گویا (خاقانی)
ای قائل افصح القبایل  
یک زخمی او اوضح الدلایل (نظامی)

 

عطار نیشابوری در مقابل فصاحت پیامبر (ص) خود را لال دانسته است:
او فصیح عالم و من لال او  
 کی تواند داد شرح حال او

 

  شفاعت گری پیامبر (ص)
 شفاعت در لغت از «ریشه  شفع به معنای جفت در مقابل فرد، پیوستن و ضمیمه شدن به چیزی است»و در اصطلاح شرعی و مذهبی «شفاعت در آن مورد مطرح می‌شود که شخص در نزد خداوند برای دیگری طلب مغفرت و آمرزش نماید و بخواهد عقابی که در اثر گناه متوجه نفس گنهکار شده از او برداشته شود و یا تخفیف یابد.» از جمله ویژگی‌هایی که شاعران بدان توجه کرده‌اند، شفاعت‌گری پیامبر (ص) است. 
برای نمونه امیر معزی در این باره سروده است:
سید اولاد آدم خاتم پیغمبران
مهتر عالم شفیع روز محشر مصطفاست

 

 سنایی غزنوی با اشاره به حادثه  شکستن دندان پیامبر و صبور بودن ایشان در مقابل این حادثه، شفاعت گری را مسلم ایشان می‌داند:
نگیری خشم از دندان شکستن
شفاعت مر تو را باشد مسلم
خاقانی شروانی در این باره سروده است:
به یک شهادت سربسته مرد احمد باش
ه پایمرد سران اوست در سرای جزا

 

و نظامی گنجوی نیز سروده است:
ضمان‌دار عالم سیه تا سپید
  شفاعتگر روز بیم و امید

url : http://www.isfahanziba.ir/node/84413

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی