ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

زنان و تولید دانش

تاریخ درج : پنجشنبه ۸ خرداد ۱۳۹۹
بررسی دیدگاه ساندرا هاردینگ در رابطه با پژوهش درباره زنان

مریم فروغی/دانش‌آموخته مطالعات فرهنگی

 تلاش پژوهشگــــــران و متخصصـــــان فمینیست در پاسخ به «ناپیدابودگی زنان» در ساحت‌های مختلف اجتماعی یا «نادیده‌گرفتن تجارب زنان» گستره‌ای از نظریات را ایجاد کرده است که نه تنها در صدد تغییر وضعیت مذکور در نادیده گرفته شدن و البته تفسیر نادرست است، بلکه در پی ایجاد یک تحول پارادایمی از مدل پدرسالارانه‌ تفسیر به نوع جدید و برابرانه‌ آن با ایجاد عناصر جایگزین است.    از منظر معرفت‌شناختی، ساندرا هاردینگ در کتاب فمینیسم و روش‌شناسی خود، سه عرصه را از هم تمییز می‌دهد: فمینیسم تجربه‌گرا، فمینیسم دیدگاه و فمینیسم پست‌مدرن. گروه اول که در سال‌های دهه‌ 1960 و 1970 میلادی با اقبال بیشتری روبه‌رو بودند، داعیه‌دار انتقاد از دانش مردمحور و شناخته‌شدن تجارب مردان به عنوان روایت مسلط بودند. فمینیسم دیدگاه «به نقد عینیت‌گرایی به عنوان هدف تحقیق سنتی و مردگرایانه می‌پردازد.»فمینیست‌های پست‌مدرن با به رسمیت شناختن مناقشات پیشین در عین وارد کردن نقد فراوان بدان‌ها، مسئله‌ تفاوت را وجه نظر خود قرار داده‌اند. یکی از دوگانه‌هایی که جهان مردانه با قوت هرچه تمام‌تر در بازتولید آن می‌کوشد، برابرنهادِ مرد/زن به ازای دوگانه‌ عقل/احساس است. درواقع مرد=عقل/زن=احساس است و از همین روی، زنان به طور مشخص از خردورزی کنار گذاشته می‌شوند. یکی از ارکان مهم مردانه بودن علم از نظر فمینیست‌ها دقیقا به همین موضوع اشاره دارد.  این در حالی است که در روش‌شناسی تحقیق فمینیستی «احساس» یکی از ارکان مهم و منبعی برای درک بهتر محسوب می‌شود. همین امر موجب شده تا محققان تا پیش از موج دوم فمینیسم غالبا مرد باشند. پس عملا نه‌تنها جلوی رشد علمی زنان گرفته می‌شد بلکه آن‌ وجهی از واقعیت بازنمایی می‌شد که در اصل رویه‌ای ناقص از وضعیت را بازمی‌نمود. تئوری دیدگاه مورد نظر هاردینگ که می توان آن را از جهاتی ذیل رویکرد فمینیسم سوسیالیستی متاخر تعریف کرد، یک تحقیق فمینیستی را نه از نظر روش که از وجهِ روش شناسی (یعنی بنیان های نظری مشخص کننده  اجرای پژوهش) و معرفت‌شناسی (یعنی بنیان های معرفتی تحلیل) از سایر پژوهش ها متمایز می کند. در این میان از دیدگاه وی، یک پژوهش، باید موضوعی جدید را از نظرگاه مورد تجربه  زنان مطرح کند، بدیشان بپردازد، تجارب آنان را از نظرگاهی نقادانه نسبت به جامعه مورد بررسی قرار دهد و در پی ایجاد تغییر یا ارائه  راهکار باشد. هاردینگ، مفهوم عینیت را در فلسفه و علم، مفهومی می دانست که به حذف گروه های حاشیه ای، اشخاص و روندها منجر می شود لکن در بن مایه ضعیف است. از جمله حذف شدگان این عینیت ضعیف، زنان هستند که به عقیده  او، چه زنان و چه دیگر گروه هایی از این دست،  صاحب مزایای شناختی در تقویت عینیت هستند. او معتقد است که اینان، عینیت را از خلال به رسمیت شناختن و مورد مداقه قرار دادن رابطه میان سوژه و ابژه و همچنین اهمیت دادن به نظرگاه های دیگر می پرورانند. چنین بود که وی عینیت پرمایه (پرورده) را به عینیت پیراسته ترجیح می داد و معتقد بود که از این راه می‌توان به شناخت دست یافت. جهان اجتماعی جهانی جنسیتی‌شده است. به‌ویژه بازشناختن جنس فیزیولوژیک در دوگانه‌ای تحت عنوان مرد/زن (فارغ از امکان وجود شرایطی غیر از این دو) موجب می‌شود تا دوگانه‌های دیگری نیز حول این مفهوم پدید آیند. دوگانه‌هایی نظیر فرهنگ/طبیعت. درواقع اقتدار مشخصا امری مردانه تلقی می‌شود و برخورداری از قدرت نیز (در عین وجود قدرت در سطوح و لایه‌های مختلف) مفهومی مردانه است. در بررسی زیست‌جهان زنانه مفهومی که از زیست‌جهان در نظر داریم، ساده‌ترین تعریف آن یعنی با اغماض همان قلمرو تجارب و کنش‌های جهان زندگی روزمره است. قلمرویی که مبتنی بر فرهنگ، جامعه و شخصیت شکل می‌گیرد. ایریگاری که همچون هاردینگ یک پساساخت‌گراست، از تمایل ساختار مردانه به فروکاستن هرچه که هست به امر مردانه صحبت می‌کند. لهذا معتقد است که تجربه‌ در جهان زندگی روزمره اساسا مردانه فهم می‌شود و زن حتی در جایگاه دیگری قرار نمی‌گیرد، بلکه «من» در مقابل یک دیگری مرد قرار داده می‌شود. تئوری دیدگاه مورد نظر هاردینگ که می توان آن را از جهاتی ذیل رویکرد پساساخت‌گرایانه تعریف کرد، یک تحقیق را نه از نظر روش، که از وجهِ روش شناختی (یعنی بنیان‌های نظریِ مشخص کننده  اجرای پژوهش) و معرفت شناختی (یعنی بنیان های معرفتی تحلیل) از سایر پژوهش ها متمایز می کند. در این میان از دیدگاه وی، یک پژوهش در رابطه با زنان، باید موضوعی جدید را از نظرگاه مورد تجربه زنان مطرح کند، بدیشان بپردازد، تجارب آنان را از نظرگاهی نقادانه نسبت به جامعه مورد بررسی قرار دهد، و در پی ایجاد تغییر یا ارائه‌ راهکار باشد. دراقع او معتقد است که از آنجا که شنیدن روایت زنان از تجربه در جهانی سراسر مردانه با فهمی مردانه همراه خواهد شد، لهذا شنیدن، فهم و روایت تجربه‌ زنانه از جانب زنان به خود تجربه نزدیک‌تر است. چنین تحقیقی بیش و پیش از هر چیز لازم دارد تا از نگاهی زنانه و برای زنان انجام شود. از این منظر، تجارب زندگی زنان باید به نحوی مورد بررسی قرار گیرد که اعمال و معانی‌ای که ایشان بدان نسبت می‌دهند کاملا در راستای پیشبرد نظری به کار رود. از همین روست که زنان به عنوان نقطه‌ کانونی مطالعه، هم سوژه‌ تحقیق‌اند و هم در راستا و جایگاه تولید دانش. 

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/109400

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی