ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

روایتى گره‌خورده با سیاست، تاریخ، عشق و عرفان

تاریخ درج : سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸

نفیسه حسن زاده/مترجم

در کتاب «مردی از آنادانا»، نویسنده شخصیت‌هاى متفاوت در دین، عقیده و تفكر را گرد هم مى‌آورد تا قصه‌اى متفاوت‌تر بیافریند. داستان زنجیروار جلو مى‌رود و خواننده پا به پاى آدم‌هاى داستان مى‌خندد، گریه مى‌كند، مى‌رقصد، مى‌ترسد و براى عقیده‌اش مى‌جنگد.آنادانا سر منشأ داستان‌هاست كه خودش قصه‌گوست و انگار که تمامى راز و رمزها و داستان‌هاى خفته‌ این سرزمین در دل این زن جاى دارد. زن‌ها در این كتاب جایگاه ویژه‌اى دارند كه هر كدام نقش خاص خودشان را در زندگى زعیم (مردى از آنادانا)و این كتاب بازى مى‌كنند.روایت قصه‌گون و شعر مانند و لطیف نویسنده نرم نرمک خواننده را همراه مى‌کند تا در دنیاى ترشى‌ها، شورى‌ها، شیرینى‌ها و تلخى‌هاى زندگى قصه‌اى تازه از آدم‌هایى آشنا بشنود.نویسنده از فرم‌هاى متفاوت روایت در كتاب استفاده كرده است كه روایت داستان هر شخص به زبان و قلم خودش باشد. با این حال، كل كتاب و داستان مثل رود جارى و به هم پیوسته‌ست.هیچ كتابى بى نقص نیست و بخش دوم كتاب ساختارش به اندازه‌ بخش اول محكم و قوى نیست، با این حال مردی از آنادانا براى من جهانى پر قصه را به تصویر كشید كه تا مدت‌ها درگیر آدم‌ها و داستان‌هایشان هستم.

برشی از کتاب

«توی آن یکی اتاق سبد سیب‌های گلاب یکوری شد و سیب‌ها به طرف اتاق خواستگاری قِل خوردند. آفاق دوباره خندید و صدا زد آنادانا، نور چشمم. تا آنادانا بیاید سیب‌ها را جمع کند آفاق سیبی از نزدیکش برداشت و به توران خانم گفت سیب اگر قِل نخورد کی یادش می‌ماند سیب را بیندازی بالا هزار تا چرخ می‌خورد تا به زمین بیفتد؟ توران خانم به همان سادگی و صداقتی که برای رفتن به خواستگاری زیر بار استدلال عزیز آقا رفته بود استدلال آفاق را برای دست و پا چلفتی بودن عروس خانم قبول کرد.» مردی از آنادانا،  نویسنده: فریبا کلهر،  نشر: آموت

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/102999

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی