ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

رقص با زندگی در روایت مرگ

تاریخ درج : دوشنبه ۷ بهمن ۱۳۹۸
نخستین ساخته سینمایی «سروش صحت» با اقبال زیاد منتقدان و مخاطبان مواجه شده است

مجتبی اردشیری/خبر ‌نگار

«سروش صحت» در طول این سال‌ها، مشی ساختاری جدیدی از کمدی را پایه‌گذاری کرده است، ساختاری منطبق بر موقعیت‌های بصری که چندان هم پیچیده نیستند؛ این مشی وفاداری خاصی به دیالوگ نداشته و درواقع کنش‌های بسیار معمول ما در زندگی‌های روزمره است. صحت با همین فرمول، «لیسانسه‌ها» و «فوق لیسانسه‌ها» را برای تلویزیون ساخت که به شدت مورد اقبال واقع شدند و حالا «جهان با من برقص»، ورژن سینمایی همان تکنیکی است که او در سریال‌هایش مورد استفاده قرار داده و نتایج درخشانی از آنها گرفته است.وقتی مخاطب با این فیلم مواجه می‌شود، انگار نمونه‌های مشابه این فیلم را بارها تماشا کرده است: از آثار «عباس کیارستمی» بگیرید که فیلم، موتیف‌های انکارناپذیری از سینمای این شاهکار وام گرفته تا کمدی‌هایی از جنس «وودی آلن» و البته سینمای به‌شدت داستان‌گوی «اصغر فرهادی». آنها که اهل کتاب و مطالعه هستند، به یاد کتاب «تاتار خندان» غلامحسین ساعدی افتادند و فیلم بازها هم به یاد «باغ‌های کندلوس» و شاید هم «درباره الی». فیلم، یک گوشه و شمه‌ای از تمام اینها با خود به همراه دارد و به همین دلیل، اثری کاملا آشناست که به راحتی با مخاطبانش ارتباط برقرار می‌کند.«جهان با من برقص» همان گونه که از نامش پیداست، یک درام کمیک است. نه درامش مانند درام‌های امروزی، چفت‌وبست روایی طبقه‌بندی شده‌ای دارد و نه جنس کمدی‌اش طوری است که مخاطب در سینما قهقهه بزند.  با یک جور کمدی - فلسفی عامیانه مواجه هستیم که مانیفست خاصی نداشته و دنبال موعظه هم نیست. داستان در مورد مرد میانسالی به نام جهان (با بازی علی مصفا) است که به دلیل بیماری، تا دو ماه دیگر بیشتر زنده نیست و حالا دوستانش، به بهانه تولد او غافل‌گیرانه دور هم جمع می‌شوند تا خاطره‌ای زیبا با جهان داشته باشند.آنچه اما سبب می‌شود تا این سوژه به‌شدت نخ‌نما، برای مخاطب ملموس و تازه باشد، دو عنصر است: نخست، تلقی کاملا  شخصی صحت از مرگ و دوم، وفاداری محض به سبک ساختاری جدید کارگردان.«سروش صحت» بارها عنوان کرده که «مرگ» یکی از دغدغه‌های اصلی زندگی اوست. کلیدواژه نخستین ساخته سینمایی او «مرگ» است، اما این اتفاق سبب نشده که داستانش رو به تلخی برود یا از کاراکتر درونی «جهان» به مفاهیمی همچون نیهیلیسم یا مطلق‌گرایی روی بیاورد. اتفاقا برعکس، او با طرح مرگ، در پی نشان‌دادن زندگی است؛ آنجایی که «جهان» احساس می‌کند دیگر آن آدم بی‌تفاوت قبل نیست و زندگی در روستا، روحیاتش را تغییر داده است؛ علاقه‌مندی دو جوان فیلم به یکدیگر و حتی جان‌بخشی استعاری که فیلم از حضور گاو در فیلم به وجود می‌آورد نیز از دیگر مسائلی هستند که جهان به آنها واکنش نشان می‌دهد. تمام فیلم درباره زندگی است و این، تفسیر نوین و کاملا شخصی است که صحت بر مبنای استدلال‌های فردی خود در فیلم پیاده کرده و سبب شده به‌جای تلخی و مرارت، با فیلمی شیرین و گرم مواجه باشیم.دوم، سبک ساختاری جدید کارگردان است. در این سبک، دو عنصر اصلی وجود دارند: نخست خلق و جای‌گذاری صحیح مهره‌های داستان است و بعد خلق فضاهای بصری ساده و اصرار دوربین بر وجود آنها.در «جهان با من برقص» اگرچه مخاطب با تعدد کاراکتر مواجه است اما اینها نه به مرز شخصیت می‌رسند و نه وجاهت تیپ را می‌یابند. انسان‌هایی کاملا معمولی با روحیات نسبتا متفاوت که داستان از بابت تفاوت روحیات آنها نان نمی‌خورد. اگر قرار بود داستان به بطن روحیات این آدم‌ها برود، دیگر آن روایت شخصی معنا پیدا نمی‌کرد و «مرگ» نمی‌توانست محوریت چنین داستانی باشد. یادمان باشد که با فیلمی مضمون‌گرا مواجه هستیم که اصلا قصد ندارد فیلم شخصیت باشد. در چنین فرمولی، فیلم به درستی به آدم‌های داستانش نزدیک نمی‌شود. شدت شوخی‌ها با وجود بهره‌مندی از چند شخصیت سینمای کمدی، اصلا بالا نمی‌رود. هم چنان که شدت تلخی داستان با وجود محوریت کاراکتر «جهان» (که حتی می‌تواند یادآور حضور مصفا در آسمان محبوب مهرجویی باشد) به تلخی نمی‌گراید.در وهله بعد، طراحی صحنه‌ها همان چیزی است که در مهارت صحت قرار دارد. صحنه‌های کاملا عادی مانند شنا رفتن یا تاب سواری به کمک نور و تصویر دوربین به شدت درست و اصولی، به مفاهیم انتزاعی داستان تبدیل شده و محفلی پدید می‌آید که چند نفر دور هم جمع شوند؛ «جهان با من برقص» فیلم این دورهمی‌هاست. منتها هر بار با تغییر آدم‌های گروه، جنس و فضای محفل تغییر پیدا می‌کند. این نهایت هوشمندی صحت در عدم فردیت فیلمش است که اگر اینطور نمی‌بود، داستان به سمت شخصی‌سازی آدم‌هایش پیش می‌رفت و آن زمان با اثری اغراق شده و بدون داستان مواجه بودیم.اگر این هوشمندی در کار نبود، فیلم با یک سقوط آزاد آشکار همراه بود. باید این مهم را به یاد داشته باشیم که «جهان با من برقص» داستان مدون و کلاسیکی ندارد و اصولا به دنبال داستان‌گویی به آن شکل موجهی که از سینمای این سال‌های ایران سراغ داریم، نیست. یک ریسک بزرگ است که صحت در نخستین ساخته سینمایی‌اش تقبل کرده و این ریسک، تا همین جا که توانسته آن را به دنیای شخصی خود نزدیک کند، جواب داده اما مشکل از آنجایی آغاز می‌شود که لحن فیلم دچار یکنواختی می‌شود. فیلم چون هدف غایی کلاسیکی را دنبال نمی‌کند، در یک‌سوم پایانی خود، به دور تکرار می‌رسد و مخاطب متوجه می‌شود که قرار نیست بار داستانی، از نقطه‌ای به نقطه دیگر برسد. آن فرمولی که صحت در ساختار نوین خود به کار می‌بست، پیش‌تر در سریال جواب داده بود و حال اینجا با محدودیت‌های زمانی و البته مکانی فیلم سینمایی، نتوانست فکری به حال فرجامش داشته باشد.داستان با همان فرمول آغاز می‌شود و آن قدر این فرمول در میان فیلم تکرار می‌شود که در اواخر فیلم، گویی حوصله مخاطب از تماشای این پارادایم بدون نتیجه سر می‌رود. البته که فینال خوب فیلم با آن سکانس غیرمترقبه رقصیدن، کمی حال مخاطب را خوب می‌کند و سبب می‌شود تجربه شیرین این فیلم، تا مدت‌ها با او همراه بوده و با سرمستی سالن‌های سینما را ترک کند.فیلم چند مورد درخشان دیگر هم دارد؛ نخستین آن، تصویربرداری حرفه‌ای است که توانسته از رنگ و فضا، استفاده بهینه‌ای در جهت شادی جمع و گرمای محفلی داستان به عمل بیاورد. بازی بازیگران، کاملا کنترل شده و به دور از هیجانات مرسوم چنین فیلم‌هایی است. یکی از دلایلی که «جهان با من برقص» مانند بی شمار آثار محفلی این سال‌ها نبود، نداشتن اغراق در بازی‌های فیلم است. بازیگران، عصبیت چندانی به خرج ندادند و توانستند شدت درون‌گرایی و حتی بازی بیرونی خود را کنترل کرده و آن را به مفهوم فیلم بسط ندهند. تدوین اثر اما خارق العاده است. درست است که داستان به واسطه نداشتن روایتی متنوع، در یک‌سوم انتهایی خود دچار تکرار لحن می‌شود، اما اگر تدوین خطی به شدت ماهرانه فیلم نبود، اثر در لحظات پایانی خود به کاری عذاب آور تبدیل می‌شد. تدوین روان و متمرکز فیلم یکی از دلایل موفقیت نخستین ساخته صحت است. البته پرهیز از طبیعت‌گرایی نیز دیگر نکته مهم فیلم است. در آثاری از این دست، دقایقی از فیلم صرف نشان دادن بی‌دلیل طبیعت و زیبایی‌های بکر محیط روستا می‌شود.«جهان با من برقص» این هوشمندی را داشت که دوربینش را تنها به دنبال بازیگرانش بگرداند و به جز آنها صحنه‌های حشو و خارج از عرف چندانی برداشت نکند. همین مهم سبب شده تمرکز داستانی با تکیه بر داستانک‌هایی که هر یک از این آدم‌ها با خود به همراه آورده‌اند، بیشتر شده و هسته مرکزی داستان، به جز این موارد که به خودآگاهی از «مرگ» می‌انجامد، وارد محیط‌های فرعی و غیرالزام‌آور نشود.«جهان با من برقص» به عنوان نخستین ساخته سینمایی «سروش صحت»، فیلم قابل‌احترامی است. حداقلش این است که کارگردان به واسطه باروری قصه و مضمون، از روی عناصر پیدا و پنهان مورد علاقه‌اش، کپی برداری نکرد. این مهم، در میان سینماگرانی که در تمام این سال‌ها تلاش کرده‌اند تا خودشان باشند، کمتر دیده شده است. آنهایی هم که خودشان بودند مانند «محمدحسین مهدویان» یا «سعید روستایی»، به‌راحتی توانسته‌اند صاحب کرسی شده و مخاطبان بی شماری را برای سینمای نوین خود جمع و جور کنند. سینمای صحت هم از این دست سینماهاست که توانسته خیلی زود، ارتباط خوبی را با منتقدان و مخاطبان برقرار کند.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/106328

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی