ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

رسانه‌ها در قبال معلولان، معلول‌اند

تاریخ درج : سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸
علیرضا ابراهیمیان مشاور معاونت شهرسازی شهرداری: معلول سوژه کنجکاوی رسانه نیست

لیلا مقیمی/خبرنگار

رسانه‌ها در برابر تمامی ‌گروه‌های اجتماعی مسئول هستند، گروه‌هایی همچون معلولان که معمولا صدای آنها شنیده نمی‌شود و برخی از رسانه‌ها نیز در انعکاس مطالبه‌ها و نیازهای آنان همچنان «معلول» هستند. درواقع، رسانه‌ها  اعم از مکتوب و غیرمکتوب با بازنمایی صحیح و درست وضعیت معلولان، می‌توانند بر باور و درک مخاطب تاثیری بلندمدت به وجود آورند و با بهره گیری از ظرفیت‌ها و امکاناتی که در اختیار دارند، به تولید محتوا در این حوزه بپردازند و شرایطی را مهیا کنند تا این قشر از جامعه نیز سهمی‌از رسانه‌ها داشته باشند. اما بازنمایی معلولان در رسانه باید چگونه صورت گیرد تا آنها را از حاشیه به متن بکشاند؟ چه تعداد از رسانه‌ها تا به اکنون، توانسته‌اند صدای معلولان باشند و در حل مشکلات آنها نقش موثری را ایفا کنند؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها با «علیرضا ابراهیمیان»، معلول آسیب نخاعی و عضو انجمن حمایت از بیماران نخاعی استان اصفهان و مشاور مناسب‌سازی معاونت شهرسازی شهرداری اصفهان، که سال‌هاست با معلولیت خود کنار آمده و آن را تبدیل به فرصت کرده است، به گفت‌وگو نشسته‌ایم که می‌گوید: «رسانه می‌تواند جریان‌ساز باشد و به مردم آگاهی بدهد؛ البته با در نظر گرفتن اینکه رسانه‌ها ضریب نفوذ مختلف دارند. »رسانه‌ها تا چه میزان توانسته اند در سال‌های اخیر، صدای معلولان باشند و جریان سازی کنند تا به این واسطه معلولان بتوانند حق و حقوق خود را دریافت کنند؟ در قدرت و اهمیتی که رسانه‌ها در تغییر نگرش مردم درباره معلولان دارند، شکی وجود ندارد؛ اما به این پرسش که چقدر رسانه ظرفیت دارد و می‌تواند جریان‌سازی کند و به بازنمایی مسائل و مشکلات معلولان بپردازد،  خود معلولان باید پاسخ بدهند. درواقع، میزان رضایت آنهاست که نشان می‌دهد آیا رسانه‌ها در قبال معلولان، درست رفتار کرده‌اند یا خیر؟ از طرف دیگر، خود فعالان رسانه ای نیز باید به این پرسش پاسخ دهند که چقدر توانسته‌اند دین  خود را به معلولان ادا کنند و صدای آنها را به گوش مسئولان برسانند.با این حال، به نظر من نقش رسانه‌ها در این باره بی‌تاثیر نبوده؛ اما هنوز از تمام ظرفیت‌هایی که آنها دارند استفاده نشده است. 

چه ظرفیت‌هایی؟ 

رسانه می‌تواند جریان ساز باشد و به مردم آگاهی بدهد؛ البته باید این مسئله ر ا هم در نظر گرفت که هر رسانه‌ای ضریب نفوذ  متفاوتی با رسانه دیگر دارد.برای مثال، انتظاری که از رسانه ملی وجود دارد، با سایر رسانه‌ها و همچنین فضای مجازی متفاوت است. باید توجه داشت که موثرترین فعالیت در حوزه معلولان، انجام کار فرهنگی و فرهنگ‌سازی است؛ بنابراین باید گفت هر جایی که اتفاق مطلوبی برای افراد دارای معلولیت  رخ داده   به دلیل همین تغییر نگرش‌ها و فرهنگ‌ها بوده است؛ به این ترتیب باید در حوزه معلولان، مهندسی فرهنگی انجام شود. 

چطور باید فرهنگ سازی کرد؟ این شعار کلیشه ای را بارها شنیده‌ایم، اما رسانه‌ها چگونه می‌توانند آن را عملیاتی کنند؟ 

بنده واژه محکم‌تری به نام «مهندسی فرهنگ» را برای فرهنگ‌سازی در حوزه معلولان به کار می‌برم؛ به این معنا که ابتدا شرایط موجود و شرایط مطلوب، به‌درستی و واقع‌بینانه شناسایی، و برای رسیدن از وضعیت فعلی به موقعیت ایدئال، بسترهای لازم مهیا شوند. ما باید نگرش‌ها را در جــهــت رســیــدن به هدف‌های درست، اصلاح کنیم یا آنها را تغییر دهیم؛ همچنین به گسترش و توسعه رویکردهای مثبت بپردازیم.اگر این اتفاق بیفتد، باعث می‌شود بعد از اینکه مخاطب، شناخت کافی و درستی از مسئله پیدا کرد  و انگیزه‌ای برای تغییر شرایط به دست آورد، بتواند راه حلی برای رفع مشکلات معلولان بیابد. در انتها نیز رسانه موظف است شرایط ایدئال را تثبیت و نهادینه کند. توجه داشته باشید معلولان بزرگ‌ترین اقلیت یا گروه اجتماعی هستند که فراموش شده‌اند و مشکلات و وضعیت آنها هنوز به جامعه شناسانده نشده است؛ درحالی‌که براساس آمار جهانی، 10 درصد جامعه دچار معلولیت هستند. اخیرا نیز سازمان جهانی بهداشت آماری را اعلام کرده که آمار معلولان در آن 15 درصد ذکر شده است. این نشان می‌دهد در سال‌های اخیر، نه‌تنها معلولیت‌ها کاهش نیافته‌اند که بیشتر هم شده‌اند. از سوی دیگر، اگر بخواهیم خانواده‌های درگیر معلولیت را هم به این آمارها اضافه کنیم(چون این افراد هم به اندازه معلولان یا بیشتر از آنها رنج می‌برند)، می‌توانیم بگوییم که 30 درصد جامعه را معلولان تشکیل می دهند.

به طور کلی، اگر بخواهید به آسیب‌شناسی انعکاس و بازنمایی مسائل مربوط به معلولان در رسانه بپردازید، چه چالش‌هایی را می‌توانید نام ببرید؟

یــکی از مــهـم‌تـریـن ایــن مـشـکلات، تعاریف و اصطلاحات نادرستی است که در رسانه‌ها استفاده می‌شود و مدام هم گسترش می‌یابد؛ مثل برخورد کلیشه‌ای یا کلیشه‌سازی با موضوع معلولیت.درواقع،  دو رویکرد  نادرست در رسانه‌ها درباره معلولان وجود دارد که جزو آفت‌های تولید محتوای رسانه‌ای به شمار می‌آید: اول اینکه، رسانه‌ها یا موضعی بسیار روشنفکرانه (تقدیس و بزرگ‌نمایی  معلولان) در قبال معلولان دارند یا اینکه به انعکاس اخباری از جامعه می‌پردازند که به ارضای حس کنجکاوی جامعه منجر می‌شود؛ درحالی‌که معلول، سوژه کنجکاوی رسانه نیست. علاوه براین، در جامعه به جای اینکه اصل موضوع ریشه یابی شود، صورت مسئله عوض می‌شود؛ به‌عنوان‌مثال، برخی افراد به جای به‌کاربردن واژه معلول از کلماتی مثل توانخواه یا توانمند، کم‌توان، روشن‌دل و... استفاده می‌کنند. در صورتی که واژه درست برای نامیدن آنها، افراد دارای معلولیت است؛ چون معلولیت تفاوتی است که برای فرد ایجاد یا به آن اضافه شده است و هیچ ربطی به ذات فرد ندارد؛ بنابراین افراد نباید از به کاربردن واژه معلول فرار کنند. پس یکی از قدم‌هایی که رسانه‌ها در حوزه معلولان می‌توانند بردارند، اصلاح این مسئله است. علاوه براین، رسانه باید حلقه‌ی واسط بین لایه‌های مختلف جامعه باشد. خود فرد دارای معلول، به عنوان هدف اصلی  رسانه باید شناخته شود؛ همچنین ارتباط معلول با خود، خانواده، جامعه و نهادی که به صورت کلان برای آن تصمیم‌گیری می‌کند، باید مشخص شود. همین‌جاست که رسانه می‌تواند نقش ایفا کند؛ به‌گونه ای که بین این عناصر (خود و خانواده و جامعه)تعامل و ارتباط برقرار کند تا هر کدام، درک صحیح و واقع بینانه ای از همدیگر پیدا کنند.  این‌گونه معلولان به عنوان شهروندان جامعه شناخته می شوند و همانند بقیه می‌توانند از فرصت‌های برابر استفاده کنند.بنابراین  اگر در این حوزه نیز شرایط مطلوبی وجود ندارد، وظیفه رسانه‌هاست که به آن ورود پیدا کنند .توجه داشته باشید که زندگی معلولان، همانند سایر افراد،  بعدهای مختلفی دارد؛پس  همان‌طور که در رسانه با ابعاد مختلف به گروه‌های اجتماعی پرداخته می‌شود، نباید به زندگی معلولان به صورت تک‌بعدی پرداخت؛ باید  تمامی ابعاد زندگی فرد دارای معلولیت دیده شود. باید توجه داشت که معلولیت، اختلال و ناتوانی با همدیگر متفاوت هستند. ناتوانی، زاییده شرایط خاص و جسمانی فرد است، بنابراین دلیلی ندارد که  به معلولیت منجر شود؛ چرا که فردی ممکن است ناتوان باشد، اما معلول نباشد. مفهوم اختلال، غیرعادی بودن و تفاوت در عملکرد جسمی ‌فرد را در برمی‌گیرد و ممکن است منجر به معلولیت نشود؛ اما معلولیت، وقتی اتفاق می‌افتد که شرایط لازم برای افراد مهیا نمی‌شود؛ آن گونه که آنها بتوانند با محیط ارتباط برقرار کنند.درواقع، معلولیت تابع عدم امکان برقرار ی ارتباط بین فرد دارای اختلال یا ناتوانی با محیط است که اگر این مسئله حل شود، مشکل فرد دارای معلولیت نیز  برطرف می‌شود. به‌طورکلی باید گفت در مواجهه با معلولان می‌توان سه رویکرد را در نظر گرفت: اولین رویکرد، دیدگاه پزشکی است؛ رویکردی که معلولیت را نقص عملکرد می‌داند و تمام تمرکزش را بر درمان آن می‌گذارد. شاید بسیاری از الگوهای غالب در جامعه،نشئت گرفته از همین الگوی برخورد پزشکی با افراد دارای معلولیت است. مدل دیگر، الگوی اجتماعی است که علت معلولیت را نابرابری اجتماعی می‌داند و به دنبال حل آن می گردد. پیشرفته ترین مدل، اما الگوی تبادلی است که ایراد و مشکل معلولیت را در ایجاد ارتباط با اجزا و ابعاد مختلف جامعه می‌داند و سعی بر اصلاح نگرش فرد دارای معلولیت با جامعه دارد. در طول تاریخ هم مراحل مختلفی طی شده است؛ برای مثال، زمانی فرد دارای معلولیت را قربانی خشم خداوند می‌دانستند.

موضوعی که هنوز در رسانه‌های تصویری بازنمایی می‌شود!

بله. هنوز ردپاهایی از این مسئله در رسانه‌ها دیده می‌شود؛ به‌عنوان‌مثال، در سریال «ستایش»، آدم بد به دلیل گناهکار بودنش عقوبت می‌بیند و روی ویلچر می‌نشیند. مسلما چنین نگرشی باعث حذف افراد از جامعه می‌شود. علاوه‌برآن، در گذشته معلولان را از جامعه جدا  و از جلوی دید، پنهان یا به آسایشگاه‌ها منتقل می‌کردند. شاید سال‌ها پیش باور عمومی‌بر آن بود که فرد دارای معلولیت باید در جامعه و خانواده ادغام شود و در میان آنها زندگی کند. تفکر نوین و مسئله‌ای که الان باید در رسانه‌ها گسترش یابد،خودآموزی و توانمندسازی است؛ به این معنا که شرایطی را فراهم کنند تا فرد دارای معلولیت، توانایی‌هایش را تقویت و به واسطه آنها در جامعه مشارکت کند و به صورت طبیعی به زندگی خود ادامهدهد. 

فکر می‌کنید رسانه‌ها چگونه و با چه ابزاری می‌توانند به تولید محتوای مطلوب برای معلولان بپردازند؛ محتوایی غیرکلیشه ای که خود آنها نیز قادر به استفاده باشند؟ 

احترام به نوع معلولیت و  همچنین توانمندی‌های افراد بسیار مهم است؛ به این معنا که رسانه‌ها در هرحوزه‌ای که فعالیت می‌کنند، بخشی را به معلولان اختصاص دهند، به‌گونه‌ای که همه افراد دارای معلولیت هم بتوانند از تولید محتوای آن رسانه استفاده کنند. این کار باعث توانمندشدن فرد  و بازنمایی این توانمندی به جامعه می‌شود؛ همچنین اگر این اتفاق بیفتد، احترام و شأن افراد معلول نیز حفظ می‌شود.  راه دیگر این است که خود افراد معلول را در تولید محتوا مداخله بدهیم. خبرنگار، کارگردان، مجری و... دارای معلولیت تربیت شوند. افراد معلول باید در هر نقطه‌ای از کشور به رسانه دسترسی داشته باشند؛ همچنین رسانه‌هانیز باید از امکاناتی استفاده کنند که افراد دارای معلولیت بتوانند از آنها بهره‌برداری کنند. بحث دیگر، مناسب‌سازی است؛ واژه‌ای کلیشه‌ای در حوزه معلولیت که از سوی افراد زیادی مدام استفاده می‌شود. اگرچه اقدامات مطلوبی در حوزه مناسب‌سازی رخ داده است، اما شواهد میدانی نشان می‌دهد همچنان معلولان برای ترددشان در شهر با مشکلاتی مواجه هستند؛ چراکه  در این رابطه فرهنگ سازی  یا« مناسب‌سازی فرهنگی» صورت نگرفته است.بنابراین رسانه‌ها در این حوزه هم می‌توانند وارد شوند و مطالبات معلولان را منعکس کنند.

در سال‌های اخیر، سمن‌های مختلفی در حوزه معلولان مشغول  فعالیت شده اند. از نظر شما رسانه‌ها چگونه می‌توانند هم راستا با این سمن‌ها حرکت کنند و به آنها در رسیدن به اهدافشان یاری رسانند؟ 

 رسانه‌ها نباید از نقش سازمان‌های مردم‌نهاد  غافل شوند؛ بلکه باید تعامل بیشتری با آنها داشته باشند، چون این سازمان‌ها نسبت به گذشته، هم توسعه و تجربه بیشتری به دست آورده‌اند و هم به‌خاطر اینکه با لایه‌های پایین جامعه هدف، ارتباط نزدیک دارند و با مطالبات و خواسته‌های معلولان، آشنا هستند،  می‌توانند مشاوران خوبی برای رسانه‌ها باشند و به آنها جهت بدهند. رسانه‌ها باید به مردم درباره مسائل مختلف آموزش دهند؛ همچنین رسانه‌ها می‌توانند به مردمی ‌که دارای تمکن مالی،جسمی، علمی ‌و... هستند آگاهی دهند؛ به گونه‌ای که افراد تمایل پیدا کنند به معلولان یاری برسانند. نمونه موفق در این زمینه، موسسه محک است، موسسه‌ای که اکنون جمعیت بسیار زیادی از مردم به آن اعتماد دارند و از طریق آن به نیازمندان کمک می‌رسانند. مسلما این اعتمادسازی، نتیجه یک عملکرد رسانه‌ای موفق است؛ این درحالی است که متاسفانه مفهوم کار داوطلبانه در جامعه ما مغفول مانده و نهادینه نشده است. این درحالی‌است که در کشورهای توسعه‌یافته شرط گذار از مراحل پیشرفت افراد در جامعه، ارائه کار داوطلبانه به اشخاص دارای معلولیت است. بنابراین باید شرایطی فراهم شود که هم نهادها و هم جامعه به این سمت‌وسو حرکت کنند. اما به طورکلی، اکنون انتظار  معلولان از رسانه‌ها بسیار بیشتر است؛ چرا که درحال‌حاضر، آنها از امکانات  و ظرفیت‌های بیشتری برخوردار هستند و به وجود آمدن فضای مجازی نیز  باعث شده است انتشار اخبار بسیار راحت‌تر و کم‌هزینه‌تر از قبل باشد. 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/104073

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی