ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

ذهن استعماری و مخالفت با فمینیسم معتقد

تاریخ درج : پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
آیا موج سوم فمینیسم، مرزهای جدیدی خواهد گشود؟

مریم فروغی / پژوهشگر جامعه‌شناسی

موج اول فمینیسم، بازنمایی‌کننده خواسته دیرین مبارزه برای برابری و ادغام در جامعه بود. موج دوم به طور مشخص ارزش‌های مسلط مردانه را نقد و گاه حتی این وضعیت‌های سلسله‌مراتبی مبتنی بر برتری مردان را معکوس کرد تا شاید بتواند کیفیت روابط در جامعه را دوباره از نظر بنیان‌های ارزشی پی‌ریزی (یا دست‌کم با تغییر به نفع زنان مواجه) کند. این در حالی است که موج سوم فمینیسم با به چالش کشیدن فرض مسلم‌پنداشته شده تفکر دوگانه راجع به جنسیت یا سیاست‌های مرسوم مبتنی بر جنسیت از مرزهای ساز و کار جنسیتی فراتر می‌رود.  با گشوده شدن مرزهای نظری و به رسمیت شناخته شدنِ بیشترِ عناصر گفتمانی متفاوت در سومین موج فمینیستی، شاید طرح این پرسش بی‌راه نباشد که آیا این موج اخیر فضایی برای طرح نظراتی با عنوان فمینیسم‌اسلامی‌و فمینیسم مسلمان باز خواهد کرد؟ مشخصا تفوق ایده پسامدرن در بسیاری از فضاهای اندیشه‌ متأخر و تأثیرپذیری موج سوم فمینیسم از آن، در باز کردن هرچه بیشتر چنین راهی بی اثر نخواهد بود. مطمئنا نظرات متکثری که در این دوران توانسته‌اند رشد کنند و تحت لوای موج سوم پذیرفته شوند، جا را برای پذیرش اعلام حضور و زیست فمینیست‌های اسلامی‌و مسلمان بیشتر و بهتر باز خواهد کرد. در این میان اما همچنان که از گذشته نیز راه برای طرح نظرات فمینیست‌های اسلامی‌و مسلمان هموار نبوده، مقاومت بسیاری هم از جانب بسیاری فمینیست‌ها و هم از جانب گفتمان‌های رقیب در پذیرش اعلام وجود این فمینیست‌ها رخ می‌دهد.  گرچه من نقدهای فراوانی به فمینیسم‌اسلامی‌ و فمینیسم مسلمان دارم؛ اما نمی‌توانم از اساس منکر حق زیست تئوریک معتقدان به این دو گرایش فکری باشم (به طور مشخص فمینیسم مسلمان و فمینیسم‌اسلامی‌ دو گرایش متفاوت‌اند)، همچنان که از حقشان دفاع نیز می‌کنم و در این یادداشت برآنم تا برخی مخالفت‌ها با آن‌ها را مورد بحث قرار دهم.  یکی از عمده نظراتی که در مخالفت با ظهور و بروز تئوری‌های فمینیستی توسط افرادی با جهت‌گیری‌های ایدئولوژیک اسلامی ‌مطرح می‌شود، غربی بودن ایده تئوری‌های جنسیت است. بسیاری از الگوهای نظری که امکان بروز این فمینیسم را از اساس زیر سوال می‌برند، به طور مشخص ذهنیتی استعماری دارند. بدین معنا که مفهوم جنسیت، فمینیسم و حتی زنان (در مفهوم امروزی‌اش را) مشخصا غربی می‌دانند و حال برآمدن خوانشی غیرغربی را محال تصور می‌کنند. این دقیقا پیگیری همان الگوی دوگانه شرق در برابر غرب است. ذهنیت دوگانه‌اندیش مدرن نمی‌تواند از این چارچوب متصلب فراتر رود و حالت سومی‌را نیز متصور شود. (جالب اینجاست که می‌بینیم مقابله‌های حاکمیتی در کشورمان با مفهوم فمینیسم و در پله بعد رویکردهای اسلامی ‌آن نیز عمدتا از همین دست است).  به‌هرروی اگر این مفاهیم را برساخت‌هایی غربی در نظر بگیریم، آن‌گاه که زن و جنسیت را از عرصه مفهومی‌در جوامع دراصطلاح این مخالفان «شرقی»، حذف کنیم، مقاومتی که شاهد بروز و ظهور آن هستیم، خالی از معنا خواهد شد. این درحالی است که نه‌تنها در طی زمان، این مقاومت واجد معنا بوده که ساز و کار سیاسی نیز داشته است. اما با حذف مفاهیمی‌ که طرفداران ذهنیت دوگانه شرق در برابر غرب می‌پندارند متعلق به شرق نیست، دست فعالان این حوزه را در جوامع اصطلاحا شرقی از هر ابزار مفهومی‌نظری و سیاسی‌عملی که در پاسخ به ساختار مردسالار باشد خالی خواهیم کرد. در حالی که به ویژه جوامع عرب‌زبان، تاریخ بسیار قابل توجهی از جنبش علیه مردسالاری دارند که از اتفاق حضور عامل مذهب (مشخصا دین اسلام) در آن هم قابل رصد است و هم توسط کنشگران این جنبش‌ها به خوبی به عنوان یک زمینه فرهنگی تا عنصری مشخصا محوری (بسته به جهت‌گیری‌هایشان) دیده شده است. 

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/103321

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی