ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

در گستره نفرتی ساختگی

تاریخ درج : یکشنبه ۲۷ امرداد ۱۳۹۸

عاطفه صفری / نویسنده

دوستانی داشتم که هم‌ورودی ما در دانشگاه همسایه‌مان بودند. ما وزارت علومی بودیم و آنها وزارت بهداشتی و البته هیچ مرزی از نظر مکانی بین اینها نبود. تفاوتی حس نمی‌کردیم بین خودمان، البته تا وقتی که سرِ ما مخصوصا به عنوان دانشجویان علوم انسانی و دیگر علومِ غیرِ پولساز، پُر باد بود و فارغ‌التحصیل نشده بودیم که پی کار بدویم و وقتی هم یافتیم، به یک حقوق بخور و نمیر راضی باشیم. ما فوق لیسانس گرفتیم، از دانشگاه درآمدیم و آنجا بود که یکهو سرمان را بالا آوردیم و سخت، خیلی سخت، به سنگِ سیاهِ واقعیتِ بیرون کوبیده شدیم و طلبکار بودیم. حق هم داشتیم. وقتی دانشجوهای هم‌رده و همسن خودمان را می‌دیدیم که دکتر شده‌اند یا دارند می‌شوند و می‌گفتند قرار است پول پارو کنند و می‌دیدیم که این حرفه در قشربندی اجتماعی از قدرت،‌ ثروت و منزلت اجتماعی بالاتری برخوردار است. ما که تمایزی بین خودمان نمی‌دیدیم. ما هم سخت درس خوانده بودیم و فکر می‌کردیم عادلانه نیست که کسی قرار نیست از دانش ما بهره‌ای ببرد یا اگر می‌برد، بیشتر بیگاری است و قرار نیست پولی بابت آن بپردازد یا اگر می‌پردازد، در برابر حقوقی که قرار است یک پزشک بگیرد، شبیه یک شوخی مسخره است که هیچکس از آن خنده‌اش نمی‌گیرد. اینجا بود که با دوستانِ پزشکی خوانده‌ام بسیار جدل می‌کردیم. اینکه می‌گفتند زحمتِ بیشتری می‌کشند و  ادعاهای آنها را مبنی بر سنگین بودنِ درس‌هایشان در مقایسه با بقیه درست نمی‌دانستم. می‌گفتم آیا فلسفه خواندن به نظرشان آسان است؟ اینکه بخواهند هزاران واقعه تاریخی را به یاد بسپارند چه؟ علوم محض مثل شیمی و فیزیک و زیست چطور؟ حتی رشته‌های مهندسی هم از نظر شغلی اوضاع خوبی ندارند. آنها منکر نبودند، اما در آخر بحث به اینجا می‌رسید که خب آنها که مقصر نیستند و نبودند هم. یکی دو سال بعد، برای انجام پروژه‌ای چند ماهه به دانشگاه علوم پزشکی رفتم و طوری پیش رفت که چهار سالی توی آن دانشگاه ماندم. آنجا بود که از نزدیک با فضای دانشگاه، درس‌ها، بیمارستان، شیفت‌ها و چیزهای دیگر آشنا شدم و حتی به نظرم جالب آمد. تنفر اولیه‌ام از جامعه پزشکی فروکش کرده بود. دیگر وقتی می‌رفتم بیمارستان و پرستاری را می‌دیدم، به نظرم نمی‌آمد که دارد با من بد برخورد می‌کند یا بی‌توجهی می‌کند. اگر پزشکی با شروع حرف زدنِ من نسخه می‌نوشت، توهم برم نمی‌داشت که دارد بدون معاینه‌ من دارو می‌نویسد. دقت که می‌کردم داشت اطلاعات اداری لازم را روی نسخه می‌نوشت. دیگر توقع نداشتم توی بیمارستان دولتی که صدها یا حتی هزار بیمار هستند، پزشکان و پرستاران به من لبخند هم بزنند. می‌دیدم که دوستانم برای طرح می‌روند منطقه محروم و آنجا در یک روز بیش از صد بیمار می‌بینند. آدم می‌تواند با صد نفر خوش‌و‌بش کند؟ مقایسه می‌کردم با خودم که نهایتا بیست تا سی مراجع در روز داشتم و عموما عصر که می‌شد حوصله‌جوابِ سلام دادن هم نداشتم. یا حتی انتظار داریم پزشک معصوم باشد و مصون از خطا و همیشه مشغول فداکاری. در نظر نمی‌گرفتیم که این هم یک شغل است، مثل شغل‌های دیگر و البته با حساسیت‌های بالاتر. در سال‌های اخیر اوضاع بدتر شد. اتفاقات تلخی افتاد از جمله چند خطای پزشکی و ماجرای کیارستمی. موج نفرت و خشم از جامعه پزشکی سنگین‌تر از قبل شده بود. آنقدر که من جرئت نمی‌کنم جایی از این قشر دفاع کنم! هم‌زمان رقابت برای وارد شدن به این شغل هم بیشتر شده است! گویا ما فقط از اینکه توی آن جایگاه نیستیم عصبانی هستیم و دوست داریم  آن قدرت و ثروت را داشته باشیم و چون نیستیم، از آنها که هستند متنفریم و البته بچه‌هایمان را می‌فرستیم رشته تجربی و بعد وارد میدان جنگ و پر از مینِ کنکور علوم تجربی‌اش می‌کنیم که عقده‌های فرو خورده‌ خودمان را تحقق بخشد. انگار که از خانواده سلطنتی متنفر باشی، فقط به این علت که جای آنها نیستی.  نفرت یک طرفه نیست. نفرت می‌تواند شعله بکشد و پخش شود. اینجاست که به نظرم این شغل با بقیه شغل‌ها متفاوت است. نمی‌توان بیماران را که در معرض آسیب‌اند، قربانی این نفرت‌پراکنی‌های شبکه‌های مجازی کرد. نمی‌شود گفت بیایید پزشکان را تحریم کنیم. پزشک چیزی نیست که بگوییم مردم بدون آن هم می‌توانند به زندگی عادی‌شان ادامه بدهند. بیمارانی که همیشه در موضع ضعف قرار دارند. بیمارانی که اگر اعتمادشان را به پزشک از دست بدهند، سردرگمی هم به دردهای دیگرشان اضافه خواهد شد. شکافی که ایجاد شده، از نتایج همان شکاف طبقاتی است که علاوه بر شکاف قومیتی، مذهبی و سیاسی، تعارضات و ستیزهای عرصه اجتماعی را افزایش داده است. دعوایی که در میانه آن خیلِ بیمارانی وجود دارند که قرار است به خاطر نفرتی ساختگی، دردی واقعی را تحمل کنند. ‌

url : http://www.isfahanziba.ir/node/99837

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی