ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

در تقدس مرگ

تاریخ درج : شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
کارنامه فرمان آرا و نخ تسبیح مرگ با حرکات موزون !

مجتبی اردشیری

 

 

 

 77 ساله است؛ متولد تهران اما در هر جایی که لازم بوده، از اصالت خود غافل نمانده و خود را یک اصفهانی معرفی کرده است.مخصوصا زمانی که پرسش هایی درباره روحیه شادش می پرسند. برخلاف بسیاری که این کارگردان روشنفکر سینمای ایران را انسانی خوشحال و پرامید تصور می کنند، او در محافل خصوصی عنوان کرده که قرص ضدافسردگی مصرف می کند آن هم بالغ بر 45 سال! نام «بهمن فرمان آرا» از ابتدای دهه 50 در سینمای ایران شنیده شد. آن هم پس از یک دوره تحصیل در انگلستان و آمریکا. او پس از بازگشت به ایران، «خانه قمر خانم» را ساخت. کارگردان جوان در ابتدای مسیر با توجه به محبوبیتی که سریالی به همین نام در جامعه پیدا کرده بود، تصمیم گرفت تا نسخه سینمایی آن را جلوی دوربین ببرد که طبعا چنین بافت سینمایی کمیکی برای کارگردانی تحصیل کرده با آن طبقه خانوادگی مشخص، چندان مطلوب نبود.

 

 

 

او خیلی زود مسیر خود را پیدا کرد و مهم ترین فیلم پیش از انقلاب خود را ساخت : «شازده احتجاب» بر اساس رمانی از «هوشنگ گلشیری».فرمان آرا با این فیلم در مسیر سینمای جریان نوی آن سالیان حرکت نمود و توانست پایه های سینمای مفهومی و روشنفکرانه مختص به خود را در سینمای ایران بکارد. فیلم به شدت مورد استقبال جریان روشنفکرانه سینما قرار گرفت و وی از سوی دربار، مسئول تهیه و تولید آثار جریان نوی آن سال ها شد.از همان زمان نیمه دهه 50، نام او با جریان روشنفکری سینمای ایران، بیشتر گره خورد. او برای رشد بیشتر این شکل سینمای حرفه ای از تمام مناسبات خود استفاده می کرد مثلا برای تهیه نخستین فیلم «محمدرضا اصلانی» (شطرنج باد) لنزهای دوربین فیلم «باری لیندون» استنلی کوبریک را به ایران آورد تا اصلانی بتواند با بهره گیری از نور طبیعی، فیلم خود را بسازد. قطعا نبود زمینه های رسانه ای و درک صحیح این موضوع مانع از آن شد تا این حرکت بزرگ فرمان آرا، به یک حرکت جهانی تبدیل شود.40  سال بعد، «لارس فون تریه» و «توماس وینتربرگ» دانمارکی، چنین کاری را به ثبت رساندند و نهضت «دوگما 95» را پایه گذاری کردند که هنوز هم یک نهضت فراگیر جهانی در زمینه ساخت فیلم بر مبنای طبیعت حقیقی و نور واقعی است. آنها نمی دانستند که 40 سال پیش، کارگردان و تهیه کننده ای روشنفکر در ایران، به این مهم دست یافته بود.بر مبنای همین جریان نو که نیاز اساسی سینمای ایران پس از یک دوره فیلمفارسی ساختن بود، فرمان آرا سومین فیلمش را هم در سال 57 جلوی دوربین برد: «سایه های بلند باد»؛ باز هم با اقتباس از رمانی از «هوشنگ گلشیری»؛ یکی از مهم ترین رفقای فرمان آرا تا همیشه که مرگ او تاثیر شگرفی بر او گذاشت تا جایی که مسیر فیلم‌سازی او را تغییر داد. فیلم البته هم در دوره پهلوی توقیف شد و هم در زمان پس از انقلاب.با وقوع انقلاب، فرمان آرا برای کارهای اجرایی در حوزه سینما، عازم آمریکا شده و عهده دار کمپانی تولید فیلم و فعالیت های رسانه ای در حوزه سینما می شود. او 20 سال بعد بنا بر اتفاقی، دوباره به ایران بازمی گردد و به گفته خودش این سفر کوتاه به ماندگاری او در ایران تا به امروز انجامید.او زمانی که متوجه شد در کشور ماندگار است، تصمیم گرفت فیلم بسازد.«بوی کافور، عطر یاس» یکی از تجربه های عجیب سینمای ایران در نیمه دوم دهه 70 بود. در برهه ای که سینمای ایران مملو از رومنس ها و کمدی های عامه پسند بود، فرمان آرا فیلمی با تم مرگ ساخت آن هم مرگ خودش. شکل جدید فیلم‌سازی فرمان آرا با رویکرد مرگ آگاهی، با استقبال قابل توجهی از سوی منتقدان همراه شد.او برخلاف کارگردانان شاخص سینمای ایران، چندان توجهی به ریتم متعادل داستانی نداشت و شکل تدوین کارهایش نیز از الگویی کاملا خطی بهره مند بود. او با همین ساختار ساده و داستانی که برخلاف داستان های محبوب آن سال ها به شدت تابع فرازهای پرچالش بودند، یک مسیر آرام را برای روایت خود برگزید و جای پای مرگ را به شکلی حرفه ای در سینمای ایران به ثبت رساند.پنجمین ساخته فرمان آرا، باز هم از مرگ حکایت داشت.«خانه ای روی آب» به اعتقاد بسیاری از منتقدان، مهم ترین فیلم کارنامه فرمان آرا محسوب می شود.فضای کلی فیلم، داستانی تر از تمام آثار این کارگردان تا به امروز است و جنس دغدغه های آن با فاصله گرفتن از طبقه روشنفکر، به همگان نزدیکی پیدا کرد. فیلمی جسورانه که در سال 80، به نوعی حکم صف شکن آثار منتقدانه به فضای اجتماعی روز و البته سیاست های حاکم بر کشور را ایفا می کرد .فرمان آرا با همین رویکرد حرفه ای در زمینه فیلم‌سازی، «یک بوس کوچولو» را جلوی دوربین برد.باز هم مرگ و باز هم کاراکترهای نویسنده، نقاش و فرهیخته.فرمان آرا در این فیلم، با درک استقبال روند داستانی، بر غلظت درام خود افزود و توانست آنچه به زعم کارشناسان سینمایی، تریلوژی مرگ بود را با یک موفقیت‌درخورتوجه به پایان برساند.هر چند که تکه پرانی های او به «ابراهیم گلستان» و رابطه پنهانی او با «فروغ فرخزاد» بیشتر از خود جریان اصلی داستان مورد توجه دوستداران او قرار گرفت.البته فرمان آرا هیچگاه به صراحت، چنین الهام پذیریی را تایید نکرد.درست در زمانی که منتقدان تصور می کردند فرمان آرابا به پایان رساندن سه گانه مرگ، در اثر بعدی خود، رویکردی جدید اتخاذ می کند، وی باز هم درباره مرگ ساخت.«خاک آشنا» با وجود تاسی از سه ساخته قبلی کارگردان، هیچ گاه نتوانست اثر درخشانی در کارنامه فرمان آرا محسوب شود.نبود چسبندگی لازم سوژه و عدم بال و پر دادن به داستانک های فرعی، دو عاملی بودند که اجازه ندادند هفتمین ساخته کارگردان در مسیر اعتلا پیموده شود.فرمان آرا  در چهار سال دوم ریاست جمهوری احمدی‌نژاد، هیچ فیلمی نساخت و تمام سه سیمرغ خود را به نشانه اعتراض به بسته شدن خانه سینما، پس فرستاد.او در سال 92 و بلافاصله پس از روی کار آمدن روحانی، «دلم می خواد» را جلوی دوربین برد.فیلمی که این روزها پس از سه سال توقیف، به روی پرده رفت.یک فیلم عجیب که هیچ سنخیتی با المان‌های سینمای فرمان آرا ندارد و آنچه سبب می شود تا نخ تسبیح این فیلم با دیگر آثار کارگردان قطع نگردد، رهیافت هایی است که فیلم باز هم از مرگ و کاراکتر روشنفکر نویسنده ارائه می دهد.باور اینکه بتوانی فیلمی از فرمان آرا ببینی که نزدیک به یک چهارم آن را حرکات موزون تشکیل می دهد، باور به شدت سنگینی است اما آنچه او نیاز مبرم جامعه ما به شادی خوانده، سبب شده تا به این شکل فیلم‌سازی روی آورد.  البته او در اثر بعدی خود (حکایت دریا) باز هم به سبک قبلی خود بازگشته و به دغدغه های یک کاراکتر روشنفکر که دوستانش همه مرده اند و خود انتظار مرگ را می کشد، می پردازد.فیلمی که بعید است امسال به روی پرده برود.فرمان آرا، یکی از اصلی ترین نمادهای روشنفکری در سینمای ماست.کارگردانی که هیچ گاه زرق و برق دوربین دیجیتال را بهانه ای برای فروکاستن از میزانسن ها و شات های سیال و ساده خود نکرد و ریسک ساخت یک اثر تجربی هم چون «دلم می خواد» را پس از یک کارنامه مشخص، برای نشاط اجتماعی مردمش به جان خرید و نشان داد اظهارنظرهای سیاسی و اجتماعی او در تمام این سال ها، به مانند برخی سلبریتی ها، مانیفستی ریاکارانه نبوده و مهم تر از آن، ثابت کرد نمی توان شخصیت سیاسی و اجتماعی او را از کاراکتر سینمایی اش جدا کرد.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/77288

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی