ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

شماره های پیشین

در آستانه فهم غرب قرار داریم

تاریخ درج : چهارشنبه ۲۲ دی ۱۳۹۵
شماره روزنامه: 

چندی پیش مزدک رجبی، پژوهشگر حوزه فلسفه و عضو هیات علمی پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی با موضوع «امکان مدرنیته ایرانی-اسلامی» در سالن اندیشه پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی به ایراد سخنرانی پرداخت.  به گزارش مهر، بخشی از  این سخنرانی در  ادامه می آید:  مواجهه فلسفی ما با جهان غرب، یعنی با فهم و صورت‌بندی ویژه ای که غربی‌ها خود  مدرنیته نامیدند، برای اولین بار در افکار فردید مطرح شد، ولی متاسفانه به آن کمتر پرداخته شده؛ چون ایشان هم مانند سقراط عادت داشتند بیشتر  سخنرانی کنند و ننوشتند. اگرچه این بی‌انصافی است که کاری با تامل بر مواجهه فلسفی با غرب در ایران معاصر انجام شود و بخشی از آن به فردید اختصاص داده نشود. سخنرانی من با دو چهره‌ای آغاز می‌شود که هر دو متاثر از چشم انداز طرح شده توسط فردید بوده‌اند؛ داریوش شایگان و رضا داوری اردکانی.آنچه که من می‌فهمم، این است که مواجهه فلسفی با فردید و تداومش به دو شکل مختلف در آثار داوری و شایگان برای ما آشکار کرد که با غرب چونان کلیت، نیهیلیسم و یک تجربه تاریخی مواجهیم که تجربه ای یگانه است و ظاهرا حداقل در تلقی خاصی ادعای جهان‌شمول بودن داشته است. در آثار فردید گوشزد می‌شود که گویی تاریخ غربی تقدیر ضروری و حتمی تاریخی ماست که اینگونه به تاریخ غربی و جهان‌شمول پیوند زده شویم و خود را اینگونه بفهمیم و در آن تلقی یکه و جهان‌شمول از غرب نیز به بیان دیگر گویی تقدیر تاریخی همه تاریخ‌های دیگری است که پیش‌تاریخ تاریخ غرب هستند. تجربه تاریخی ما از غرب علامت و نشانه عدم فهم جهان غرب است. من فکر  می‌کنم توضیح فهم میسر نیست، مگر اینکه با مفهوم تکثر و تفاوت آشنا شویم. تکثر  همان چیزی است که در همه جریان های جدی معاصر تفکر غربی رخ داده است. اگر تکثر، فهم شود هم وضعیت عدم فهم مـا روشن می شــود و هــم  می توان توضیح دادفهمی کــــه از آن سخــــن گفتــــه  می شـود، چیست. تکثر  مرکز  ثقلی است که برای ما آشکار می کند تلقی یونیورسال از جهان غرب کلان روایت از  جهان مدرن  دیگر میسر نیست. این تکثر   و   نفی تلقی یونیور سال از جهــان مدرن، زمینه را آمــاده می کند برای تجربه ‌ای دیگر از  غرب و جهان جدید برای دیگری که ما هستیم.توجه داشته باشید که هر  دیگری مقابل با غرب  نمی تواند «ما» باشد. معدود  مایی در جهان هست و  جهان ایرانی اسلامی یکی از این ماهاست.یکی از توجهاتی که می تواند به ما نشان دهد وضعیت ما وضعیت در آستانه بودن فهم فلسفی جهان جدید است، تجربه زیبایی شناسانه معاصر، نیما در شعر نو  و کیارستمی در سینما  دو نمونه ای است که به ویژه درباب کیارستمی بعدتر  مفصلا خواهم نوشت. این دو تجربه به ما نشان می دهد چگونه در جهان ما چیزی که در جهان غربی تجربه شده، به شکل دیگری در ما به گونه ای متکثر تجربه شده و زیبایی دیگر و ویژه ای رخ داده است. به بیان دیگر، تجربه انضمامی ما در سینما، البته در کنار تجربه سیاسی، اقتصادی، حقوقی و شکل زیست ما، نشانه هایی دارد که نشان می دهد ما در آستانه مقامی هستیم که فهم  بنیادین غرب آرام آرام دارای افق می شود. توجه داشته باشیم که محتوای این فهم پیدا کردن راه حل نیست و توضیح افق فهم به معنای ارائه راه نجات در مقابل سیطره جهان غربی نیست. محتوای فهم همان چیزی است که  غرب شناسی و همان خودشناسی است. این فهم خودآگاه از غرب است و ما چاره ای نداریم جز اینکه در این جهان مشارکت کنیم. اگر غرب شناسی ممکن باشد، به این معنا ممکن است که غربی که ما تجربه اش می کنیم  به گونه دیگری تجربه می شود. غـــرب شنــاسی بــرای مــا یعنــی اینــکه مـا فـــارابی را می فهمیم در عین حال  متافیزیک غربی هم برای ما فهم پذیر است.  به بیان دیگر غرب شناسی برای ما چیزی متمایز از شناخت فارابی و ابن سینا و ابن عربی نیست؛ نه به معنای بازسازی آنها، بل به این معنا که تجربه زیسته ما از فارابی و ابن سینا  وابن عربی در افق جهان امروز  را  نشان می دهد. 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/35951

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی