ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

دانشگاه‌ شاد نیست

تاریخ درج : شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
دکتر روح الله باقری می‌گوید حتی دانشجویان تحصیلات تکمیلی هم شور و شعف یادگیری ندارند

زهره قندهاری

 

 

 

سختی‌های زندگی، او را آبدیده کرده و از او انسانی ساخته چون کوه که در برابر مشکلات مقاوم شود و حالا روستا به روستا و شهر به شهر از ازنا و دهستان‌ها گرفته تا انگلستان مسیر طی کرده و شده محقق و پژوهشگری نام‌آور برای اصفهان. نه هرم داغ بی‌مهری‌ها او را سوزانده و نه شیب تند کمبودها  مانعی شده است برای مسیرش. دکتر روح الله باقری دانش آموخته رشته شیمی و فناوری پلیمر دانشگاه استون بیرمنگهام انگلیس و استاد دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان است که راهنمایی بیش از 200 پایان نامه دانشجویی در مقاطع مختلف تحصیلی، ارائه ده ها مقاله علمی ملی و بین المللی، تالیف سه عنوان کتاب تخصصی، انجام ده‌ها طرح تحقیقاتی صنعتی و... را در کارنامه  خود دارد.

 

 

 

چهره این هفته گفت و‌گویی است با این شخصیت ارزشمند که در ادامه می‌خوانید. استاد از خودتان بگویید بیشتر؟
در سال 1331 در یکی از روستاهای استان لرستان در خانواده‌ای کشاورز متولد شدم. تحصیلات دوران ابتدایی و سیکل اول متوسطه را در شهرستان ازنا و سیکل دوم را در شهرستان اراک تا سال 1350 گذراندم. از دوره دبیرستان علاقه زیادی به رشته شیمی داشتم و مصمم شدم در این رشته در یکی از دانشگاه‌های کشور ادامه تحصیل دهم. از سال 1350 تا 1354 دوره کارشناسی رشته شیمی را در دانشگاه تبریز و از 1355 تا اواخر 1360 دوره کارشناسی ارشد و دکتری را در رشته شیمی و تکنولوژی پلیمر  در دانشگاه استون بیرمنگهام در انگلستان گذراندم.

 

 

 

 آقای دکتر چرا انگلستان را برای تحصیل انتخاب کردید؟
من رتبه اول بودم و بورسیه وزارت علوم شدم بنابراین آنها مرا برای ادامه تحصیل به انگلستان فرستادند. ازدواج کردم و با همسرم به انگلستان رفتم.

 

 

 

 پدر و مادرتان برای ادامه تحصیل شما با خارج از کشور موافق بودند؟
پدر و مادر من خیلی سختی کشیدند و چون می‌دیدند من خیلی اشتیاق دارم به من حرفی نمی‌زدند با اینکه تنها فرزند خانواده بودم.

 

 

 

  سطح آموزشی ایران و کشور انگلستان چه تفاوتی با هم داشت؟
من حدود هفت سال در انگلستان بودم. دانشگاه‌های انگلستان رتبه بندی شده‌اند. دانشگاه‌های متوسط آنها مانند بهترین دانشگاه‌های ما بودند. دانشگاه‌های ما از نظر امکانات و تجهیزات اصلا با دانشگاه‌های انگلستان قابل مقایسه نبود، چون از لحاظ تجهیزات و آزمایشگاه‌ها بسیار پیشرفته بودند. در انگلستان برای انجام پروژه‌های تحقیقاتی هیچ دغدغه‌ای برای کمبود وسایل و امکانات نداشتیم، البته زمانی که ما دانشجو بودیم اصلا رایانه و اینترنت نبود و من همیشه از مجلات و کتاب‌های کتابخانه برای کارهای تحقیقاتی استفاده می‌کردم. تحقیقات بیشتر دستی و فکری انجام می‌شد، اما بعدها که برای فرصت مطالعاتی به این کشور سفر کردم اوضاع خیلی خوب شده بود. این موضوع را هم یادآور شوم که دانشگاه‌های خوب ما از لحاظ آموزشی چیزی کمتر از آنها ندارند. ما با امکانات کمی که داریم از لحاظ علمی می‌توانیم با آنها رقابت کنیم و چیزی از آنها کم نداریم و آنها دانشجویان ما را می‌پذیرند که نشان می دهد آموزش ما خیلی خوب است و به خصوص در سطح کارشناسی نیروهای خوبی تربیت شده است. از لحاظ آموزشی چند تا از دانشگاه‌های ما با دانشگاه‌های خوب دنیا برابری می‌کند، اما از نظر پژوهشی مشکل داریم چون موضوع پژوهش در کشور ایران ساماندهی نشده است. در حال حاضر دانشجویان دکتری که به زحمت فارغ‌التحصیل می‌شوند در بسیاری از رشته‌ها باید به خارج از کشور بروند تا بتوانند کار عملی خود را انجام بدهند، چون امکانات و وسایل متناسب با نیاز نیست و این می‌شود که ایده‌های ما به آمریکا و کانادا می‌رود و با استقبال خوبی روبه رو می‌شود.

 

 

 

 چقدر طرح‌های تحقیقاتی در انگلستان انجام دادید؟
زیاد. چون بدون طرح‌های تحقیقاتی نمی‌توانستم دوران دانشگاهی را تمام کنم. در پروژه های تحقیقاتی خیلی زیاد کار می‌کردم. هشت مقاله علمی نوشتم و برخی از نتایج کار تحقیقاتی من در دنیا الگو شد به دلیل اینکه علاقه بسیاری به کار و تحصیل داشتم. خدا را شکر از فعالیت‌هایم راضیم.

 

 

 

 هیچ وقت مصمم به ماندن در انگلستان نشدید؟
زمانی که دکترا را گرفتم از سوی اساتید بزرگ انگلستان پیشنهاد کار به من شد که بمانید چون شما استخدام هستید. من گفتم باید به ایران برگردم و نماندم. الان هم راضی هستم که ایرانم و می‌بینم که فعالیت‌های من موثر بوده و باعث شده که به جوانان سراسر ایران کمک کنم و آنها مشغول به کار و تحصیل شدند و موفق هستند. دانشجویان موفقی که نتیجه کار من هستند و باعث رضایت من می‌شود.

 

 

 

 پدر و مادرتان با تحصیل شما موافق بودند؟
در اغلب دوره‌های تحصیلی از ابتدایی تا دکتری از دانش‌آموختگان ممتاز بودم. پدرم ‌سواد نداشت، اما مشوق تحصیل من در دوران ابتدایی تا پایان دانشگاه بود و برای اینکه بتوانم تحصیل کنم به همراه مادرم از روستا به شهر ازنا سکونت کرد. بدون توجه و تشویق‌های آن بزرگوار در کسب علم و دانش کوشا و با انگیزه نمی‌شدم که برایم فراموش نشدنی است. پس از اخذ دکتری به ایران آمدم و تا اواخر سال 1361 در کارخانجات شیمیایی کرج مشغول کار شدم.

 

 

 

 

 خاطره ای از تحصیل در انگلستان دارید آقای دکتر؟
ما از لحاظ فرهنگی با آنها همخوانی نداشتیم فقط از لحاظ علمی با اساتید و دانشجویان سایر ملیت‌ها در ارتباط بودیم. استاد من از پروفسورهای معروف دانشگاه بود به من می‌گفت: A very good looking man شما مرد بسیار خوش اخلاقی هستید و اخلاق شما با دیگران فرق دارد و احساس گرمی خاصی دارید. من هنوزم با فرهنگ آنها اخت نمی‌شوم.

 

 

 

 همسرتان چی؟
همسرم خانه دار است و از لحاظ روحی بسیار کمک حال من است و شغل مرا دوست دارد و تحملم می‌کند. من خیلی او را اذیت کردم. شغل ما به گونه‌ای است که خانه هم مانند محل کار است چون پروژه‌ها را به خانه می‌آورم. چهارتا فرزند دارم که تحصیلات عالیه دارند با دو نوه دوست‌داشتنی.

 

 

 

 آقای دکتر زندگی در روستا تا انگلستان حتما برایتان پر از خاطره است، همینطوره؟
ازنا در گذشتـــــه خیلی کوچک بـــود ماننـــــــد یک دهستان. بعدها به خاطر وجود راه آهن محل پخش فرآورده های نفتی شد که در حال حاضر هم هست. آن موقع ازنا خیلی رونق داشت چون شرکت نفت هنوز در اراک دایر نشده بود و اراک قطب مهمی در وزارت نفت بود. در زمان بچگی اختلاف طبقاتی بین مردم و شرکت نفتی‌ها احساس می‌شد. شرکت نفتی‌ها زندگی مرفهی داشتند و انگار بقیه مردم در تکاپوی زندگی بودند و آنها جزء مرفهین جامعه. از کودکی که به مدرسه می‌رفتیم و از کنار شرکت نفت می‌گذشتیم این اختلاف طبقاتی حس می‌شد. نجات معجزه گونه مادرم که در معرض مرگ حتمی قرار داشت و به گواهی مردم روستا به علت اذان گفتن من در دوران کودکی(چهار تا پنج سالگی) بوده خاطره‌ای شیرین برای من است. روز و ساعت تولد دخترم در دوران تحصیل در انگلیس یکی دیگر از خاطرات شیرین من است. همچنین تبعیض و اختلاف طبقاتی حاکم بر جامعه در شهر کوچکی مثل ازنا که همواره در معرض دید روزانه در دوران کودکی‌ام بوده هم خاطره تلخی به جا گذاشته است.

 

 

 

 چگونه در کرج مشغول به کار شدید؟
آن زمان انقلاب فرهنگی بود و دانشگاه هنوز باز نشده بود، من از طریق یکی از دوستانم معرفی شدم برای انجمن اسلامی مهندسین. اوایل انقلاب جلساتی بود و هشت ماه برای کنترل کیفیت محصولات و سموم دفع آفات نباتی آنجا مشغول به کار شدم. با بازگشایی دانشگاه‌ها پس از انقلاب فرهنگی در بهمن ماه 1361 در دانشگاه صنعتی اصفهان با هدف فعالیت و تاسیس رشته مهندسی پلیمر در دانشکده مهندسی شیمی مشغول به کار شدم. نتیجه فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی‌ام تا کنون چاپ بیش از 120 مقاله علمی پژوهشی در مجلات معتبر خارجی، حدود 60 مقاله پژوهشی در مجلات داخل کشور و بیش از 100 مقاله ارائه شده در کنفرانس‌های ملی و بین المللی بوده است. چند پروژه تحقیقاتی داخلی از دانشگاه صنعتی و صنایع پلیمری هم انجام دادم.

 

 

 

 خب پس اینها زمینه‌ای شد برای ورود شما به هیئت علمی دانشگاه، همین طور است؟
تلاش‌ها برای ایجاد رشته مهندسی پلیمر با مصوبه گرایش پلیمر در دانشکده مهندسی شیمی (کارشناسی مهندسی شیمی-صنایع پلیمر)در سال 1367 ادامه پیدا کرد. جذب شدن برای هیئت علمی در رشته پلیمر در مقایسه با سایر رشته‌های فنی مهندسی به علت متخصص کمتر در اصفهان تا اواخر دهه هفتاد رضایت بخش نبود، اما استقبال دانشجویان از این رشته بسیار درخور توجه بود به طوری که خیلی از فارغ التحصیلان مهندسی شیمی -صنایع پلیمر در استان‌های مختلف کشور وارد فعالیت در این صنعت شدند و تعدادی از علاقه‌مندان مستعد در این رشته هم دوره‌‌های کارشناسی ارشد و دکترای مهندسی پلیمر را اغلب در دانشگاه‌های داخلی گذراندند. این افراد به گفته همکاران در دانشگاه‌های تهران از بهترین دانشجویان آنها بوده‌اند و هم اکنون به عنوان عضو هیئت علمی در دانشگاه‌های کشور به خصوص صنعتی اصفهان و دانشگاه‌های تهران مشغول خدمت هستند. این اتفاق برای من همواره باعث ایجاد انگیزه و علاقه بیشتر به کار و فعالیت آموزشی و پژوهشی و احساس رضایت کاری بوده است. با کار و فعالیت‌های آموزشی و پژوهشی در دانشگاه صنعتی اصفهان به رتبه‌های علمی دانشیاری و استادی نایل شدم. هم اکنون هم در دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی اصفهان دوره‌های کارشناسی، کارشناسی ارشد و دکتری در رشته مهندسی پلیمر فعال هستم. سالانه تعدادی متخصص در این رشته به بازار کار کشور وارد می‌شوند.با شنیدن این خبر  از  اینکه نتیجه تلاش‌ها و زحمات آموزشی و پژوهشی من در طی 35 سال خدمت در وزارت علوم و فناوری اهمیت داده شده و تشویقی معنوی صورت می‌گیرد، خوشحال شدم .باید بگویم آنچه اعلام شده چیزی جز جواب به تلاش مستمر توام با علاقه و انگیزه و مسئولیت پذیری نبوده است.

 

 

 

 جایگاه پژوهش در ایران کجاست؟
از نظر علمی در رشته‌های فنی مهندسی وضعیت پژوهش در ایران از اغلب کشور‌های آسیایی بهتر است، اما  از نظر کاربردی نتایج حاصل از پژوهش‌ها عمدتا به علت عدم تطبیق و هماهنگی صنعت با دانشگاه موفقیت چندانی دیده نمی‌شود. با توجه به سرعت بسیار تبادل اطلاعات علمی در جهان نتایج تحقیقات اساتید و دانشجویان کارشناسی ارشد و دکتری درکشور سالانه منتهی به انتشار تعداد درخـــورتــوجهی از مقالات علمی در مجلات معتبــر بین المللی شده است. اگر اعتبارات مالی، امکانات و تجهیزات پژوهشی در دانشگاه‌ها به مقدار نیاز فراهم می‌شد، نتیجه خیلی بهتری حاصل و کشور جزء رتبه‌های اول آسیا می‌شد. قرار است تولید کالاهای متنوع و با کیفیت مورد پسند مصرف کننده، به مقدار نیاز کشور در آینده نزدیک عملی شود. نیاز به کیفیت و رقابت سالم بین تولیدکنندگان آنها را به سمت دانشگاه‌ها و مراکز پژوهشی برای انجام پروژه های لازم آنها سوق می‌دهد. با رشد و بالندگی چنین تولیداتی و با شرط جلوگیری از واردات کالاهای مشابه خارجی پژوهش‌های انجام شده در کشور دارای خواهان می‌شوند. ادامه رشد چنین وضعیتی نه تنها به توازن بین مقالات منتشر شده در مجلات معتبر داخلی و خارجی می‌انجامد، بلکه اشتغال بسیاری از فارغ التحصیلان را هم فراهم می‌کند.

 

 

 

 با توجه به اینکه شما از نخبه‌های کشور هستید و برای خدمت به مردم جامعه همیشه باید حی و حاضر باشید، روزانه چند ساعت را برای گپ و گفت با خانواده و خودتان اختصاص می‌دهید؟
ساعاتی که در خانه هستم با وجود اینکه کارهای مطالعاتی را با خود در منزل همراه دارم، ولی سعی می‌کنم که در کنار خانواده باشم و به همسرم در کارهای منزل کمک کنم. طبیعت شغلی من ایجاب می‌کند که مقداری از کار با قیمانده روزانه را به منزل ببرم و ساعاتی که باید با خانواده بگذرانم صرف کار شود.  تلاش و فعالیت‌های روزانه من در حد انجام وظیفه در امور آموزشی یا پژوهشی بوده است. برای نمونه یکی از زمینه‌های فعالیت اینجانب ارائه مشاوره به مراجعه کنندگان و کارشناسان صنایع  پلیمر اصفهان به طور مستمر بوده است.

 

 

 

 جایگاه وجدان کاری در زندگی شما کجاست؟
 به اعتقاد من وجدان کاری و مسئولیت پذیری باید در حد توان فرد بالا باشد. وجدان کاری و اعتقاد علمی نقش مهمی در انجام وظیفه دارند. هر یک از آنها به میزانی که ضعیف باشد تاثیر منفی بر راندمان و کیفیت کاری فرد می‌گذارد.
برای مثال، فردی که اعتقاد علمی ضعیفی دارد وجدان کاری را هم خواسته یا ناخواسته نادیده می‌گیرد و نتیجه کار او هم ضعیف است.

 

 

 

  شده است تا به حال از پژوهش خسته شویــد و بخواهیــد آن را برای همیشه کنــار بگذارید؟
 به علت بروز مشکلات به خصوص نبودن دستگاه‌های آنالیز آزمایشگاهی احساس خستگی کرده‌ام، اما این موضوع موجب دلسردی و عدم پیگیری در انجام کارها نشده است.

 

 

 

 هزینه پژوهش‌های شما چگونه تامین می شود و آیا مقداری که هزینه می‌کنید، برگشت دارد یا نه؟
به علت تدابیری که واحد متولی پژوهش در دانشگاه اتخاذ کرده از طریق مکانیزمی که با میزان فعالیت فرد سنجیده می‌شود اعتبارات پژوهشی تامین شده است. همچنین از طریق همکاری با شرکت‌های عمده پلیمری در اصفهان و بر حسب نیاز آنها هم هزینه پروژه‌ها تا حدی تامین شده است. البته نتایجی که از طریق همکاری با برخی از صنایع پلیمری بعد از انجام پروژها حاصل شده است  کمک به حل مسائل صنایع کرده اند.

 

 

 

 در حال حاضر مشکلات نظام آموزش عالی ایران چیست؟
تاسیس دانشگاه‌ها و مراکز آموزش عالی متعدد (آزاد و خصوصی غیر استاندارد) و در بسیاری از موارد عدم تشخیص اختلاف بین نحوه فارغ التحصیلان و اینکه از چه دانشگاهی و چگونه و با چه شرایطی کارشناس یا بالاتر شده‌اند باعث افت آموزش عالی کشور شده است. امید است که در این باره فکری جدی و اساسی شود. به نظر من باید دانشگاه‌های قدیمی و معتبر کشور مورد عنایت و توجه برای توسعه و پیشرفت علمی قرار گیرند. اینکه در هر جای کشور موسسه‌ آموزش عالی برپا شود که معلوم نیست چگونه اداره می‌شود و فارغ التحصیل به جامعه تحویل می‌دهد مشکل جدی و اساسی آموزش عالی کشور است که باید متفکران و مسئولان لایق و دلسوز برای آن چاره ای بیندیشند.
نبودن حس رقابت همراه با انگیزه برای گذراندن دروس در دوره‌های تحصیلی به وسیله دانشجویان یکی دیگر از مشکلات است. به جز درصد کمی از دانشجویان که بسیار مستعد و باهدف و انگیزه هستند، بقیه حاضر به تلاش و قبول زحمت برای گذراندن موفقیت آمیز واحدهای درسی در حد استاندارد از لحاظ کیفی و کمی نیستند. حتی دانشجویان ارشد و دکتری هم اغلب شور و شعف رقابت در یادگیری دروس و پژوهش ندارند و به عقیده من درصدی از آنها نباید وارد این دوره‌ها می‌شدند. مشکل دیگر نبودن برنامه فرهنگی و تفریحی سالم به اندازه کافی و نبودن شادابی در دانشگاه‌های کشور است. همچنین عدم موفقیت در برقراری ارتباط بین صنعت و دانشگاه یکی دیگر از مشکلات است.

 

 

 

آقای دکتر  در روز چند ساعت را به پژوهش و تحقیق اختصاص می‌دهید؟
ای کاش شرایط طوری برای من و سایر همکاران فراهم می‌شد که عمده وقت کاری به پژوهش می‌گذشت که متاسفانه اینگونه نیست.

 

 

 

  با توجه به شعار امسال که«حمایت از کالای ایرانی» است این موضوع مصداق پیدا می‌کند که نباید مصرف کننده دانش غرب باشیم و باید بتوانیم از یافته‌های نخبگان استفاده کنیم،به نظر شما این کار چگونه عملی می‌شود؟
به اعتقاد من کار و استفاده از علم و نتایج پژوهشی در رشته‌های علوم و فنی مهندسی مرز نمی‌شناسند. اینکه آیا بتوان در کشور از نتایج کار پژوهشگران در داخل و خارج استفاده کرد مسئله دیگری است. متاسفانه چنین توانایی به خوبی تا به حال وجود نداشته است. علت اصلی هم عدم اعتقاد به توانایی‌های داخلی بوده، در نتیجه به تولید داخلی لطمه وارد شده است. امید است با تغییر نگرش مسئولان اصلاحات لازم به عمل آمده و تولید داخل رونق گیرد. توضیح بیشتر اینکه یافته‌های علمی و فناوری در ایران و سایر کشورها در اصل متعلق به هیچ کشور خاصی نیست. این قشر فرهیخته جامعه است که باید برای رفع نیاز کشور و متناسب آن با برنامه‌ریزی و مدیریت کارآمد زمینه استفاده از این یافته‌ها را در قالب پروژه‌های کاربردی متعدد فراهم کند. آیا این به معنی استفاده از یافته‌های خودمان و دیگران نیست؟ اگر چنین شود امکان تولید و مصرف کالاهای ایرانی هم فراهم می‌‌شود.

 

 

 

 چرا اغلب دانشجویان ایرانی از پژوهش و تحقیق کردن فراری هستند یا به اجبار آن را انجام می دهند؟
علت اصلی آن عدم اطمینان از آینده‌کاری در کشور است. بنابراین خیلی از آنها با انجام پژوهش‌های اجباری قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور را دارند.

 

 

 

 به غیر از انگلستان سفر علمی دیگری هم داشتید؟
سفر خارج از کشور  برای شرکت در کنفرانس‌های علمی داشته‌ام. به عقیده من تا سال 2000 میلادی این نوع مسافرت‌ها سودمند بودند، اما با توجه به امکان تبادل اطلاعات در سطح بین المللی و هزینه‌های بالای شرکت در این کنفرانس‌ها تنها باید با اطمینان از اعتبار بالای یک کنفرانس در آن شرکت کرد. سفر کردن و ملاقات با افراد مختلف توام با خاطره هستند.

 

 

 

 مسئولان چقدر به شما به عنوان یک نخبه بها می‌دهند؟ آیا امکانات و تجهیزات کشور برای پژوهشگران فراهم است؟
من خودم را نخبه نمی‌دانم که انتظار توجه داشته باشم، زیرا نخبه بودن ویژگی‌های خاص خود را دارد. آنچه من کسب کرده‌ام نتیجه تلاش و کوشش مستمر و صادقانه در آموزش و پژوهش بوده است. امکانات و تجهیزات کافی برای پژوهش در دانشگاه‌ها وجود ندارد. در امر پژوهش باید توجه و هزینه بیشتری صرف شود.

 

 

 

 صحبت شما با مسئولان چیست؟
وظیفه همه خیلی سنگین است. امیدوارم روسای محترم دانشگاه‌ها با اطمینان کامل از پشتیبانی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بتوانند با برنامه‌ریزی صحیح مسائل و مشکلات آموزش عالی کشور را کاهش دهند. مسئولان و مدیران نباید از اصول اساسی کاری چشم پوشی کنند.شایسته سالاری را در کارها حاکم کنند و از انجام کارها از طریق رابطه و فامیلی و... به شدت اجتناب کنند و به وجدان کاری، مسئولیت پذیری و صداقت کارکنان که از آموزه‌های دینی هستند بها و ارزش دهند.

 

 

 

 

«پدرم روستازاده‌ای بود کشاورز با دست‌هایی زبر و زمخت. کار می‌کرد بر روی زمین‌های ارباب‌های گردن کلفت و زورگو. کارگر کوره پزی هم بود مدتی. آسیاب برقی راه می‌انداخت. پارچه فروشی هم می‌کرد. کارگری می‌کرد برای امرار معاش و مادرم هم پابه پای او. آن روزها اختلاف طبقاتی میان مردم زیاد حس می‌شد و روزهای رنج و سختی برای خانواده من تمامی نداشت. غم نان از یک سو و غم از دست دادن فرزندان از سویی دیگر زنجیری شده بود بر گردن خانواده‌ام. مادرم گاهی چادرش را می‌بست چارقد کمرش، می‌نشست لب جوی آب و همین طور که لباس می‌شست، لالایی می‌خواند برای بچه‌هایش که یکی یکی ‌مرده بودند. دل سنگ آب می‌شد برای مادرم. سه تا از بچه‌هایش را از دست داده بود. می‌گفتند: حتی یکی از برادرهایم تا یک سالگی زنده بوده، اما بعدها بر اثر بیماری او هم مرد. طعم مرگ فرزندان مانند زهری پاشیده شده بود بر زندگی‌مان، تا اینکه من به دنیا آمدم و شدم دردانه آنها. درست سال 1331. انگار کم‌کم داشت روزهای سخت زندگی آنها به پایان می‌رسید. کودک بودم که مادرم اذان گفتن را به من یاد داد. می‌رفتم روی پشت بام، اذان می‌گفتم. پنج ساله بودم و مادرم باردار. قرار بود یک برادر برای من به دنیا بیاورد. مادرم حال خیلی بدی داشت. باز هم برادرم مرد و نزدیک بود مادرم سر زا برود. حالش وخیم تر شد، طوری که گفتند: در حال مرگ است. از این موضوع به شدت ناراحت شدم. از پله‌ها رفتم بالا، ایستادم وسط پشت بام. دست‌هایم را گذاشتم کنار گوشم و همین طور که اشک می‌ریختم، گفتم:«الله اکبر الله اکبر» اذان که تمام شد رفتم پایین، خدا را شکر حال مادرم بهتر شده بود. نفسش آمده بود بالا. اصلا معجزه شد و این خاطره هرگز فراموشم نمی‌شود. دست‌هایم را حلقه کردم دور گردنش و هق هق صدای ما بود که به گریه می‌نشست. اکنون پدر و مادرم هستند، زندگی می‌کنند و من از آنها دورم دور. حتی با اصرارهای مکرر من حاضر نیستند که ازنا را ترک کنند و به اصفهان بیایند. ترجیح می‌دهند در همان روستا باشند.» اینها بخشی از سخنان دکتر روح الله باقری، استاد دانشکده مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی است که امسال یکی از 11 چهره سرآمد آموزش عالی ایران شناخته شده، استادی خوش صحبت، خوش اخلاق و متواضع.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/77284

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی