ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

جای نگاه من هنوز بر بدنشان آشکار است!

تاریخ درج : سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸

بهرام محمدی‌فردنویسنده و عکاس دفاع مقدس

شینوک‌ها با آن صدای مهیبشان وقتی سر می‌رسیدند، انگار خون تازه‌ای در رگ‌های امدادگران می‌جهید. آنها خوشحال از رسیدن وسیله‌ای که بتواند جان هم‌رزمانشان را از مهلکه نجات دهد، برانکاردهای سنگین را از کیلومترها آن‌سوتر در گرمای خرداد ۱۳۶۱ به دست می‌گرفتند و می‌دویدند تا شاید این پرنده آهنین، سفیر نجات مدافعی شود. هلی‌کوپترها همین‌طور خالی می‌آمدند و پُر می‌رفتند، و من با دوربینم سرگردان از پِی این برانکارد به آن رزمنده زخمی، این سو و آن سو می‌رفتم تا در یک موقعیت خاص بصری با عکس‌هایم التیامی‌بر زخم‌های هر یک از آنان باشم. تصور چهره مادری که پیکر نیمه‌جان فرزندش را خوشحال و گریان می‌بیند، مدام با من بود؛ ولی از ترس اینکه جان آنها نیز به همراه هلی‌کوپترها پرواز کند، از پس واقعیتی که دوربینم از خود می‌ساخت، برای آخرین بار به آنها نگاه می‌کردم. جای نگاه من هنوز بر بدن آنها آشکار است...!

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/102994

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی