ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

به رسمیت شناختن تناقض

تاریخ درج : پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸
‌در جدالِ خود با خود!

سهیل گلچین / نویسنده

اندیشه ماهیتا حالت انجمادی ندارد، بلکه همچو آبی است روان که از جایی به‌جای دیگر منتقل می‌شود و در این مسافرتی که بُعد مسافت در آن تفاوت نکند، مظروف به شکل ظرف خود در می‌آید و این‌گونه است که دیگر نمی‌توان از علمِ غربی، حقوق بشرِ غربی یا هر اندیشه دیگری که صفت آن جغرافیایی خاص باشد، سخن گفت. عصر چیزهای غربی و شرقی به سر رسیده و در عهد جهانی شده، ارزش‌های معقول بشری، میراث همه است. بنابراین اندیشه ماهیتی انباشتی دارد که از جایی نشئت می‌گیرد، بر پایه‌هایی استوار شده و سپس به شرق و غرب و شمال و جنوب عالم سرازیر می‌شود تا در هر زمان و هر مکان، رنگ و بویی آشنا به خود گیرد. داستان فمینیسم‌اسلامی ‌هـمین‌گـونــه تـعریف می‌شود. ممکن است منشأ این اصطلاح فرانسه باشد، اما مسئله‌ زنان، موضوعی جهانی است. ممکن است بعضی ترکیب «فمینیسم‌اسلامی» را از روی مسامحه به کار ببندند و به جای آن تعبیر «فمینیست مسلمان» را بیشتر بپسندند یا به جای فمینیسم، عبارت تحول‌خواهی برای زنان را با وصف اسلامی ‌سازگارتر بیابند، اما بحث بر سر واژگان و تعابیر (که البته در جای خود بسیار مهم است)، نباید منظور اصلی را تحت الشعاع قرار دهد و باید دید مرادِ هواداران این نحله چیست و فمینیسم‌اسلامی ‌واقعا چه مفاهیمی‌را می‌کاود؟  با زنانه شدن هرچه بیشتر جهان و رشد ادبیات فمینیستی در روزگار ما، گرایش به فمینیسم‌اسلامی ‌نیز در جهان اسلام و از جمله در میان مسلمانانِ ساکن جهانِ غرب، رو به گسترش نهاده و ابعادی جدید یافته است. اگر پیش‌تر تنها زنانِ سکولار نماینده اندیشه برابری بودند، امروز کم نیستند زنان مسلمانی که با تلاش برای حفظ هویت اسلامی ‌خود و جامعه‌شان، این اندیشه را از آن خود و حق خویش می‌دانند. در این میان، بسیاری از مخالفانِ ایده فمینیسم‌اسلامی ‌در اتحادی نانوشته و ناخواسته، یا به هواداری از اسلام یا برای حراست از مفاهیم فمینیستی، بحث‌های دنباله‌داری به راه انداخته‌اند که عصاره اغلبشان یک گزاره است: «فمینیسم‌اسلامی‌ترکیبی تناقض‌آلود و ناسازگار با خود است!» اما باید با این پرسش آغاز کرد که مگر در جهانِ افسون‌زده امروز، «تناقض» هنوز پدیده‌ای شگفت و استثنایی است؟! این هویتِ چهل تکه‌ای که انسان مدرن برای خودش برگزیده، این قبای تجددی که انسانِ شرقی غوطه‌ور در سنت برای خود بافته و این شمار گسترده نوشته‌هایی که انسانِ غربی به سوگ مرگِ خدا نشسته، درباره ملال و تنهایی و در جست‌وجوی معنا و معنویتی (عمدتا شرقی) به چاپ رسانیده؛ همه و همه نشان می‌دهند که تناقض نه‌تنها عارضه‌ای عمومی‌است، بلکه باید آن را به‌عنوان بخشی از فرایند گذار به عصرِ جدید به رسمیت شناخت. التقاطی ناخواسته اما ضروری و ناگزیر! باید بنگریم سوسیالیسمی‌ را که در جهانِ لیبرالیزه شده، حیرت‌زده به پیش می‌رود و دریابیم لیبرال دموکراسی را که هر روز بیش از گذشته با ایده‌های سوسیالیستی پیوند می‌خورد. طرز مسلمانی همین جوامع اسلامی ‌را با یک قرن پیش از خود مقایسه کنیم و از ورای انسجام عقیدتی‌ای که نمای بیرونی آن است، به انواع و اقسام قرائت‌ها و گرایش‌های مذهبی متنوع و گاهی متضاد، از درون نگاهی اندازیم و آن‌وقت است که به واقعیت اذعان می‌کنیم که اندیشه‌های زنانه و جنبش‌های مربوط به زنان نیز مبرا از تضادهای مرسوم نیستند. اگرچه اساس این ایده که زنانی مسلمان بخواهند با حفظ اصل دین خود، تبعیض و خشونت‌های نهفته در نزاع‌های پیش آمده در فهم شریعت را بزدایند و تفسیری از حقوقشان ارائه دهند که در ستیز با حقوق اولیه‌شان نباشد، رخدادی عجیب‌غریب نیست. زنان مسیحی، هندو، یهودی و لائیک نیز پیش از این، چنین دوره‌هایی را طی کرده‌اند و اتفاقا زنان مسلمان که در آغاز تکوین اندیشه فمینیستی جزو غایبان بزرگ بودند و از این قافله جا ماندند، چندی است آستین همت بالا زده‌ و میدان‌داری کرده‌اند. فمینیست‌های مسلمان در سراسر جهان و از ملیت‌های مختلف با همین هدف به هم پیوند خورده‌اند؛ از آمنه ودود آفریقایی تبار و رفعت حسن پاکستانی تا فاطمه مرنیسی مراکشی، مارگوت بدران مصری، فاطمه نسیف زاده از عربستان و هدایت توکسال از ترکیه. همگی جزو نحله‌ای از نظریه‌پردازان هستند که ایده فـمینیسم‌اسلامی ‌را نمایندگی می‌کنند. البته رفرم یا اصلاح وضع زنان در اسلام سابقه‌ دیرینه دارد و با شواهدی، نخستین کسی که در اسلام اصلاحاتی به نفع زنان اعمال کرد، خود پیامبر اسلام بوده است. پیش از جنگ دوم جهانی بسیاری از متألهین مسلمان به‌خصوص در کشورهای عربی نظیر مصر، تلاش کردند تجدد را با سنت پیوند دهند، اما ناگهان خیزِ جنبش‌های انقلابی برای ارائه‌تفسیری اساسا سیاسی از اسلام که به گرایشی مارکسیستی هم آغشته بود و هویت خود را در برابر غرب همچون دژی بی‌نفوذ تعریف می‌کرد، این تلاش فکری آرام ولی عمیق را کم‌رنگ کرد. طبعا در این برهه، وجه انقلابی زنانِ مسلمان تبلیغ شد و سرانجام زن مسلمانِ انقلابی‌ای که هیچ هویت تثبیت شده و مستقل جنسیتی و حقوقی نداشت، از همین دامن متولد شد؛ زنی که دیگر نه مناسبات نابرابر سنتی را پذیرا بود و نه خود را برای هویتی جدید در عصر مدرن آماده می‌دید. آن تلاش طبیعی برای سازگاری هویت‌های پیشین با تحولات نوین راکه در ابتدای قرن شکل گرفته بود، اختلافات فرقه‌ای و جنبش اسلامِ سیاسی کم رمق ساخت، اما هجوم غربِ خشمگین به شرق، به خصوص پس از ماجرای 11 سپتامبر، آن جسم بی‌رمق را تکه پاره کرد! در دهه‌های اخیر با گسترش پدیده‌ مهاجرت، سرکوب هویت‌های اسلامی‌در غرب و واکنش انهدامی‌ بنیادگرایان مسلمان به جهانِ متخاصم، به‌تدریج مواجهه اسلامی‌با دنیای جدید رنگی تازه یافته و اسلام مدنی دوشادوش اسلام سیاست زده، راه خود را به جلو می‌پیماید.  به موازات این حرکت، در عرصه بین‌المللی نیز بسیاری از نهادها، اشخاص و جریانات مؤثر تلاش می‌کنند به یاری قرائت‌های مداراگر بشتابند تا از قدرت و خشونت گروه‌های متعصب کاسته شود و همزیستی هویت دینی و اندیشه‌های مدرن تحققی پایدار یابد. در مقابل، بسیاری از احزاب محافـظـه‌کـار و گـروه‌هـای افراطی نیز هستند که در تلاش‌اند همه قرائت‌های اسلامی‌ را یک کاسه کنند، با شیوه‌ای مکانیکی به اندیشه‌های جدید لباس وحدت و یکدستی بپوشانند و به نحوی ارادی بسترساز حذف و انزوای کل اسلام شوند. اکنون فمینیسم‌اسلامی‌از اتفاق در پهنه جهان غربی رخ نموده و گاهی بیش از آنکه کنشی از درون شرق باشد، واکنشی شرقی در غرب  است. کشورهای لیبرال‌دموکرات غربی چند سالی است با پدیده مهاجرت دست به گریبان‌اند و تک‌به‌تک با اقلیت‌های مسلمان مواجه شده‌اند که به‌خصوص پس از حادثه 11 سپتامبر، تأکید ویژه‌ای بر حفظ هویت خود به‌عنوان «شهروندان مسلمان» دارند. از این‌رو، فمینیسم‌اسلامی‌ در غرب، خودش را به شکل پشتیبان حقوق زنان مسلمانی نمایانده است که خواهان  ادغام و جامعه‌پذیری در کشورهای میزبان هستند و درعین‌حال هویت مذهبی خود را نیز طلب می‌کنند. بنابراین اینکه در کشورهایی با اکثریت مسلمان، بعضی روشنفکران به دنبال یافتن راهی برای پاسخ به نیازهای جدید بگردند، امری طبیعی و ضرورتی آشکار است. در ایران اما مواجهه فمینیست‌های رادیکال با پدیده‌ فمینیسم‌اسلامی‌از زاویه‌ای دیگر صورت گرفته است. برخی فمینیست‌های سکولار برخلاف همتایانشان در سطح بین‌المللی، هر نوع انتسابی به اسلام را، در هر شکلی، رد می‌کنند یا در خوش‌بینانه‌ترین حالت به سکوت همراه با نفی یا فاصله‌گیری از روی بی‌اعتنایی متوسل می‌شوند. دلیلش هم به‌طور خلاصه این است که چون در ایران، اسلام باقدرت دولتی آمیخته‌شده، هر نوع گرایش روشنفکری به اسلام، نشانه‌ تحکیم قدرت سیاسی تلقی می‌شود و از همین روســــت که فـمینـیـســت‌های عرفی به‌سختی می‌توانند رابطه منطقی و دیالوگ سالمی با فمینیست‌های مسلمان برقرار و نسبتشان را با ایشان تبیین کنند. سوی دیگر ماجرا، برخورد جریان‌های بنیادگرایی است که نه‌تنها اسلام را با ارزش‌های جدیدی نظیر فمینیسم سازش‌ناپذیر می‌دانند، بلکه گاهی فمینیست‌های مسلمان را ریاکارانی خائن تلقی می‌کنند که قصدشان حمله به اسلام، با حفظ نام آن و پذیرش پوسته‌ای از دیانت و تهی کردن آن از مفاهیم اصلی است. بنابراین جریان فمینیسم‌اسلامی‌از دو سو مورد هجمه قرارگرفته و شاید به همین دلیل هم نتوانسته آن‌گونه که در بعضی کشورهای عربی نظیر تونس و مصر ترویج داشته، در ایران توسعه و حتی رسمیتی یابد. با وجود این، هر مکتب و اندیشه‌ای ناچار است خود را با تحولاتی که در جهان پیرامون در جهت استیفای حـقـوق حـقـه‌ انــســان‌هــا (و مشخصا زنان) به وجود آمده، هماهنگ کند و ناقدان فمینیسم‌اسلامی‌نیز، چه آن‌ها که معتقدند این مشرب فکری نهایتا به تقویت اسلام در جامعه می‌انجامد و این رویداد مبارک را به دیده نفی و انکار می‌نگرند و چه آن‌ها که باور دارند هیچ ارزش جدیدی که ساخته عقل مدرن باشد نمی‌تواند یا نباید خودش را با ادبیات دینی تعریف کند یا در جست‌وجوی بنیان‌های خویش در متون مقدس باشد، هر دو به یک اندازه فرصت سوزی می‌کنند.  پیکان گفت‌وگوی فمینیسم‌اسلامی‌دوسویه است و این دیالوگ دوطرفه با دو قطب دور از هم و جدا افتاده از یکدیگر، به قصد ایجاد یک زیست مسالمت‌آمیز و ادراکی متقابل صورت می‌گیرد. علاوه بر این، باید توجه کرد در یک جامعه اسلامی، نه‌تنها مردان مخالف حقوق زنان، بلکه زنان مسلمان پرشماری هستند که هویت و اعتقادات اسلامی‌خود را در تضاد با اندیشه‌های فمینیستی و مدرن قلمداد می‌کنند یا دیگری را به تعارض با اولی، برخاسته می‌بینند. ضرورتا  این دوگانه‌ کلیشه‌ای و غیرواقعی باید به تکثری واقعی‌تر و طیفی متنوع‌تر بدل شود که در آن مخاطبان جدید با نیازهای جدید به حساب آورده شوند.ازآنچه گفته شد نمی‌توان و نباید نتیجه گرفت که «نقد» اندیشه باید به تعطیلات رود! درواقع، هرقدر ضروری است که اندیشه حذفی و برخورد انکاری را از صحن جامعه زدود، لازم است فرهنگ نقد و تجزیه‌وتحلیل عالمانه را به‌جای آن نشاند. بر این اساس، فمینیسم‌اسلامی ‌نیز لازم است باب گفت‌وگو را با دیگران باز بگذارد وشجاعت نظریه‌پردازی داشته باشد. بنابراین باید روشن شود که روح اسلام و گوهر و ذات آن چیست؟ نسبت این نظریه با مبانی اومانیستی در نظریه‌های فمینیستی عرفی چگونه است؟ و آیا فمینیسم‌اسلامی‌ به معنای دفاع از زنان بر اساس آموزه‌های اسلام است یا به معنای ارائه تفسیری فمینیستی از اسلام یا فمینیزه کردن آن؟ بالاخره باید دقت کرد که تفسیر مجدد از اسلام بر اساس آموزه‌های فمینیستی ممکن است منجر به تحریف، تقلیل یا تفسیر به رأی این متون شود، اما در نگاهی دیگر، متون دینی هم این ظرفیت را دارند که از آن‌ها در دفاع از حقوق زنان استفاده کرد و هم‌پوشانی فمینیسم عرفی با فمینیست اسلامی‌را برجسته ساخت. در این مسیر طبعا قرآن کریم به‌عنوان متن مقدس اسلامی، منبع و منشأ نظریه‌پردازی‌های جدید قرار می‌گیرد که فمینیست‌های مسلمان در سراسر جهان می‌توانند بر آن اتفاق کنند. مخصوصا آیاتی از قرآن کریم می‌تواند مبنای نظر قرار گیرد که صریحا و بی‌هیچ ابهامی‌بر برابری هستی‌شناختی زن و مرد تأکید دارند؛ مثل آیه 13 سوره حجرات که می‌فرماید: «ما شما را از یک جفت زن و مرد خلق کردیم و شما را در قبایل و ملت‌های مختلف قرار دادیم، برای این‌که یکدیگر را بشناسید و همانا برترین شما نزد خدا، پرهیزکارترین شماست.» چنین رویکردی نشان می‌دهد که مبنای تبعیض و نابرابری میان مردان و زنان، ناشی از فرهنگ مردسالارانه‌ای است که پیش از قرآن وجود داشته و پس‌ازآن نیز به حیات خود ادامه داده و نه‌تنها ریشه‌های خود را از قرآن نجسته، بلکه همه‌چیز، از جمله متن مقدس را، از زاویه دید و عینک تفسیری خود نگریسته  است.  اکنون با همین استدلال مـی‌تـوان از جهانی زنانه شده سخن به میان آورد که می‌تواند و می‌خواهد فرهنگِ مردسالارانه را به «فـرهـنگـی انـسـان‌مـدار» بدون جنسیت‌زدگی تبدیل کند و در این مسیر نیازی نیست تا متن مقدس را در خدمت خود و از عینک خویش بنگرد، بلکه از مبانی اساسی اسلام بهره می‌جوید تا نگاه انسانی آن را به حیات و اجتماع استخراج کند و همه‌چیز را در خدمت دین و اخلاق و این هر دو را به تعبیر امام موسی صدر در خدمت خود انسان قرار دهد.

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/103319

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی