ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

به در کوفتنت پاسخی نمی آید

تاریخ درج : شنبه ۲۴ آذر ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 

داشتم فکر می‌کردم مرگ چقدر نزدیک است و در عین حال دور. بعد به این فکر کردم که چرا باید مدام به مرگ اندیشید و آن را به هر نحوی مزه مزه کرد؟ توی روزنامه نشسته بودم.اطرافم شلوغ بود و با این حال من چیزی نمی شنیدم. این سیستم تدافعی جدیدم است. صداهایی را که نخواهم نمی شنوم. آدم هایی را که نخواهم نمی بینم و می شوم همان حضور غایب سعدی. بعد خبر رسید مدیا کاشیگر درگذشت. سرویس به جنب و جوش افتاد. تلفن ها شروع شد و مصاحبه ها پشت هم رسید. مرگ برای ما روزنامه نگارها یعنی کار اضافه. یعنی سوژه جدید. بهانه ای برای نوشتن مطلب جدید و گزارش و مصاحبه تازه گرفتن. اکثرا از این وجه مرگ که بازارمان را رونق می دهد خجالت می‌کشیم، ولی بیشترمان به این فکر می کنیم که آیا مصاحبه منتشر نشده ای با مرحوم نداریم؟ اما برای من یکی این بازی ها تمام شده است. آدم‌ها می میرند و تمام می شوند و خلاص. دیگر کاری نمی‌شود کرد. دیگر انجام هر کاری اضافه است. دیگر چه بنویسی، چه بگویی، چه هر کاری فقط برای این است که خودت را تسکین بدهی. برای اینکه به مرگ بگویی خیلی هم چاقویت نمی برد و من جلوی فراموشی را می گیرم. ولی بی فایده است. او فرمانروای قهار بی چون و چرای ما زنده هاست. به ریشمان می‌خندد و به سخره‌مان می‌گیرد. در نهایت این ماییم که وارد آن دالان تاریک می شویم و آنهایی که بیرون دالان ایستاده اند کاری از دستشان بر نمی‌آید. نومیدانه عزیز از دست رفته را صدا می زنی و «به در کوفتنت، پاسخی نمی آید».
احمد شاملو- در آستانه

url : http://www.isfahanziba.ir/node/86651

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی