ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

بدون شرم همه دلتنگ اند!

تاریخ درج : سه شنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 

سما جوان

 

انگار همه شاگردان استاد منتظر 19 بهمن هستند تا دور هم جمع شوند و همدیگر  را تسلی دهند. شاید هم قراری افست از لون قرارهای نانوشته استاد با شاگردانشان که هر چهارشنبه در کتابفروشی معهود گردشان جمع می‌‌شدند.پنجشنبه 19 بهمن 1397 به مناسبت اولین سالگرد درگذشت استاد جمشید مظاهری ( سروشیار)، مراسم بزرگداشتی به همت مرکز آفرینش‌های ادبی قلمستان در سالن اجتماعات کتابخانه مرکزی شهرداری برگزار شد. دکتر رضا ضیا از شاگردان و مصاحبان استاد مجری این برنامه بود و حضور وی بر روی سن چقدر مرا به یاد آن جلسه «مدام » انداخت. جایی که استاد مظاهری و او درباره اصفهان و کمال الدین عبدالرزاق اصفهانی سخنرانی داشتند. اولین سخنران این جلسه دکتر مهدی نوریان بود. وقتی قامت استاد را می‌بینم با خودم می‌گویم کاش قدر استاد را بدانیم؛ « وان یکاد» می‌خوانم برایش. استاد نوریان از یک سالی که بدون استاد مظاهری بر  وی و بر اصفهان گذشت می‌گوید، از اینکه در پی استاد مظاهری، استاد و معلم بی‌بدیل دکتر کتابی را از دست دادیم و در پی ایشان استاد دکتر کریمی. استاد نوریان به آثار ارزشمند استاد مظاهری اشاره کرد و شاگردان استاد را یکی از مهم‌ترین آثار ایشان دانست.پس از سخنرانی استاد نوریان ، قطعه شعری در سوگ استاد توسط دکتر ضیا خوانده‌شد، نماهنگ زیبایی که بر عکس‌های استاد ساخته‌شده بود به تصویر درآمد. قطرات اشک سرازیر می‌شود، بدون شرم، همه دلتنگ‌اند. سخنران بعدی، استاد زبان و ادبیات فارسی دانشگاه خوارزمی، دکتر عابدی بود که به حرمت دوســـت و همشهـــــری خویش استاد مظاهری، برای نکوداشت ایشان به اصفهان آمده‌بود. دکتر عابدی هم در سخنانش به درگذشت استاد دکتر کتابی اشاره کرد و وی را بهترین معلم دنیا لقب داد و پس از آن با بیان قصه تمثیل طوطی و بازرگان از مثنوی مولانا این دو استاد را به مثابه طوطی در آن قصه  ومتمایز از دیگر استادان دانست. در برنامه اعلام شده قرار بود استاد عابدی غزلی از حافظ را به یاد استاد شرح کنند اما وی شرح غزل را به زمانی دیگر موکول کرد. سخنران بعدی که به پشت تریبون دعوت شد جناب آقای جویا جهانبخش بود. او نیز از سابقه آشنایی خود در نوجوانی و فضائل و بزرگی‌های استاد سخن گفت. پس از جهانبخش، نوبت به سخنرانی دکتر نغمه دادور  رسید. او فلسفه و مشرب زندگی استاد را با اپیکور فیلسوف یونان باستان مقایسه کرد و خانه ایشان را به باغ اپیکور تشبیه کرد. دادور گفت که چگونه در روزهای پایانی عمر استاد، او و دیگر دوستانشان با دلی خون و چشمی اشکبار به عیادت استاد می‌رفتند و استاد با لبی خندان ایشان را دلداری می‌دادند. پس از سخنرانی دادور، فیلمی ازاستاد پخش شد. یک لحظه انگار زمان به عقب بازگشت. استاد داشت از پله‌های عمارت عالی قاپو بالا می‌رفت. استاد در فیلم از اینکه چگونه به تاریخ اصفهان علاقه‌مند شد، گفت و اینکه همیشه حسرت می‌خورد که چرا زودتر به تحقیق درباره اصفهان نپرداخت. حالا دیگر فقط اشک نیست که از چشمان سرازیر می‌شود، صدای هق‌هق گریه هم راه خود را به بیرون یافته‌است. کسی از گریستن با صدای بلند ابایی ندارد. همه از دل هم آگاهند. خدایا چرا این داغ بر دل هیچ‌کس سرد نمی‌شود. پس از پخش فیلمِ استاد، دکتر علی رواقی برای سخنرانی  پا به سن گذاشت. وی که با وجود بیماری، به خواست خود رنج سفر را  تحمل کرده‌ و به این بزرگداشت آمده گفت که فقط به این دلیل به اصفهان آمده تا کتاب جدید خود را که تصحیح اشعار رودکی است به روان استاد تقدیم کند و از این گفت که در آخرین صحبت تلفنی استاد مظاهری با ایشان چقدر استاد برای دیدن این کتاب مشتاق بود. آخرین سخنران، مسیح مظاهری پسر ارشد استاد بود که از همه مهمانان و حاضران در بزرگداشت تشکر و دکتر رواقی کتاب خود را به وی تقدیم کرد. پس از آن استاد تقی سعیدی به یاد استاد به اجرای موسیقی پرداخت. همه بودند، شاگردان استاد، شاگردانی که خود حالا مدرس دانشگاه شده بودند، همکاران قدیم استاد در دانشگاه،  اما مسئولان شهر....

 

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/90269

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی