ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

باید در اصفهان استحاله شوی

تاریخ درج : سه شنبه ۱۵ آبان ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
نسیبه فضل اللهی: نوشتن در شهرهای تاریخی، با رنج همراه است

الهام شهیدان

 

 

درباره اصفهـــان و کالبد تاریخی اش بسیارنوشته اند و حتــــی عده ای معتقدنــد بهترین داستان‌نویسان ایران از روح کویری شهر اصفهان جان گرفته و دوباره متولد شده اند.جمالزاده در نوجوانی از اصفهــان می رود، اما تا آخرزندگی اش از اصفهان می نویسد  آن‌طور که علی دهباشی در شب بخارا با نام «شب جمالزاده» در اصفهان می گوید محمدعلی جمالزاده تا آخر عمر از جای جای اصفهان خاطره گویی می کند وشهر در آثار و گفته هایش زنده بوده است. کیهان خانجانی از رشت برای نوشتن داستان به اصفهان می‌آید و بهترین دوره تمرین داستان نویسی او به گفته خودش در رونمایی از کتاب «بند محکومین» در اصفهان در جوار داستان نویسان و مترجمی مانند احمدگلشیری شکل می گیرد، علی خدایی در این شهر ماندگارمی شود ودرباره اش می نویسد.به همین بهانه گفت وگویی با نسیبه فضل اللهی نویسنده «داستان اصفهان» از مجموعه «داستان ایران» داشتیم تا از ویژگی خاص اصفهان برای نوشتن بگوید و از تاثیر این شهر در داستان های معاصر.

 

 

مجموعه «داستان ایران» مجموعه ای 10 جلدی از نویسندگان مختلف است که توسط نشر «به نگار» منتشر شده و شامل داستان اصفهان، فارس، گلستان، خوزستان و استان های دیگر ایران می‌شود. در این مجموعه تلاش شده تا هرکتاب،درواقع فرهنگنامه جامعی از داستان هر استان باشد.هر مجموعه شهر، شامل مقدمه ای تاریخی تحلیلی است که در آن اشاره ای مختصر به تاریخچه و سنت داستان‌نویسی هر شهر شده ودر دفتراصفهان آن به داستان هایی به وسعت استان اصفهان ومکتب اصفهان و نویسندگان آن پرداخته شده است.نسیبه فضل اللهی،همچنین نویسنده داستان «گربه مادر»کتاب اصفهان است.کتابی جذاب که هفت داستان از هفت نویسنده مختلف درباره اصفهان را ازنویسندگان معاصرایران از محمد طلوعی و آرش صادق بیگی وکیهان خانجانی گرفته تا علی خدایی و جعفرمدرس صادقی روایت می کند.ضل اللهی کارشناس ارشد رشته ادبیات نمایشی است.اوبعد ازگذراندن دوره های تخصصی ترجمه ادبی ، ویرایش، فیلمسازی و ...آغازکرد.

 

 

اصفهان چه جادویی دارد که نویسندگان بزرگ آنقدر درباره اش می نویسند ونوشته اند؟
زندگی در شهرهای تاریخی مانند اصفهان مخاطره ای ابدی است.یكی از مسافران اصفهان وقتی نزدیک به 200 سال پیش به اصفهان سفر كرد در یادداشت‌هایش نوشت: برای روبه‌رو شدن با اصفهان باید مخاطره كرد و تن به خطر سپرد. ویتا سكویل‌وست ، نویسنده این جملات، بریتانیایی بود و از رنج زیستن در شهرهای تاریخی به خوبی خبر داشت و می‌دانست چرا زندگی زیر سایه شهرهای تاریخی، مخاطره‌ای ابدی است كه هر كسی قدرت و یارای تاب‌آوری‌اش را ندارد.

 

 

کلیدی ترین عنصر داستان هایی که به اصفهان پرداخته اند از نگاه شما چه عنصری است؟
 شهر، كلیدی‌ترین كاراكتر داستانی در داستان‌های اصفهان اســــت، شهری كه در مناظــــر تاریخــــی، رودخانه‌های خشک و كاخ‌های تاریخی شده اش جلوه‌گر شده است. بسیاری از پژوهشگران ادبیات داستانی که به مكتب اصفهان پرداخته اند به این موضوع معتقدند كه شرح اصولش در حوصله این جملات نیست و در آینده این مشخصات را بررسی می‌كنیم، اما ظهور كاراكترهای نو و قواعد زندگی در شهر تاریخی، زیربنای این مكتب را بنا می‌كنند كه دردانه‌هایی مانند بهرام صادقی ، رضا فرخفال و هوشنگ گلشیری را در ادبیات ایران واصفهان به جا می گذارد.   

 

 

درواقع شمــــا معتقدید زندگـــی در شهر اصفهان خود نوشتن را در نویسنده زنده می‌کند.
برای قدم زدن در شهری مانند اصفهان باید دلیری كرد، مجهز به انواع و اقسام فروتنی‌ها شد، سرتقی‌های غریزی‌ را به كناری گذاشت و به شهر اعتماد كرد كه قرار است تو را در خودش مستحیل كند، استحاله‌ای كه گاهی اوقات به تادیب مخاطبش هم منجر می‌شود انگار شهر می‌خواهد شهروندانش را هوشیار كند، سر عقل بیاورد تا ملتفت شوند كه در شهری پا گذاشته‌اند.

 

 

از اصفهان که می نویسید از چه می‌نویسید؟
نوشتن درباره اصفهان، نوشتن درباره مكاشفاتی است كه شهر آنها را از تو پنهان می‌كند، برای مثال همه كسانی كه به مسجد شیخ‌لطف‌الله رفته‌اند از وجود دالانی باخبر می‌شوند كه در زیر مسجد قرار دارد، اما كاربری آن نامشخص است و داستان‌های زیادی درباره‌اش نقل می‌شود كه برای مثال راه اختصاصی زنان شاه بود و قصه‌هایی از این دست. اصلا انگار قصه ها خودشان از بناها وکالبد کویری اما زنده شهر به سراغ نویسنده ها می آیند.بله، برای نمونه بخشی از هویت مسجد شیخ‌لطف‌الله وابسته به همین مكاشفاتی است كه می‌گویم شهر آنها را از ما پنهان می‌كند، اما هویت آن چیز یا آن بنا را برای ما می‌سازند.

 

 

 در داستان «گربه مـــــادر» شما حتی از رودخانه ای نوشته اید که شایعه ساز شده است.
داستان «گربه مادر» روابط شهر و زاینده‌رود خشكی را ترسیم می‌كند كه در چند سال اخیر شكل گرفته و حتی به كالت تبدیل شده است.  این داستان به باز شدن آب زاینده‌رود می‌پردازد كه چطور همه مردم شهر منتظرند تا آب باز شود، همه به كنار رودخانه خشک‌ شهر می‌آیند و شایعات را برای یكدیگر نقل می‌كنند، همه می‌ترسند كه نكند آب باز نشود و خوشی دیرپایی كه منتظرش هستند از شهر و آنها دریغ شود. رودخانه خشكیده، كم‌كم به هویت اصفهان تبدیل شده، انگار این تقدیر از سال‌ها پیش در كمین این شهر كویری بوده و حالا خودی نشان می‌دهد.

 

 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/84410

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی