ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

باران رفیق رود

تاریخ درج : پنجشنبه ۲ خرداد ۱۳۹۸

عادل امیری
یادداشت بــیـــســـت و پــنـجـم: تا حالا اغلبتان حسش کرده‌اید، جایی که آب بوده باشد و باران برش ببارد  و تازه اگر دانه ها درشت باشد یا ریز، خاطره هم با طبل ریز و درشتش تام تام بر پوست لرزان و نازک ناخودآگاه می کوبد تا کی پاره شود؛ مثل وقتی نوای طبلِ مرده یاب زنده رود از صدا می‌افتاد. باران شلاقی، درخت و زمین و آب و تو را به یک اندازه می‌کوبد. آره. مثل همیشه مشغول زندگی کردنت هستی که خودت را در این وضعیت می‌یابی: تند و تند زیر بارِ ریز بار باران لبِ آب می‌روی و حتی ممکن است به چیزی هم فکر نکنی، فقط زیر آن بروی بی اینکه آدم اضافه‌ای دستت را گرفته باشد یا شانه به شانه‌ات بیاید. مرد باشی یا زن فرقی نمی کند، یک ضرب ریزی دارد این باران که شبیه استغاثه است. شبیه غناست. نوعی تحرکِ بی مرز در رهایی پیاده روی تند لبی آب. آره؛ داری راه خودت را می روی که شرنگ آسمان در دهان رود می‌چکد. کسی دور و برت نیست. پدری نمی‌گوید رخت ها را از روی بند جمع کن. مادری نگران سقف و آدم های زیرباران مانده نیست: صدا شرشرش را می‌شنوی. آبی بر آب فرو می‌شود و تو تندتر می‌روی. نرمه نوری نیست یا هست اگر که با تو بازی می‌کند بر مسیر رود و پیچش تن به تعبدِ طبیعتی که نیمه شبش بکر است و روزش ناشناخته. جایی ویرت می گیرد بنشینی و دانه های باران را توی نور ببینی. شاید دلت می خواهد دادی بزنی. شاید تلاشی برای آتش زدن کوره خورشید هم بکنی و شاید ابری از دود به پهنای صورتت از ریزش رحمت سوراخ شود و بعد، بهانه بگیری که پاها بی قرار رفتنند و تن پل‌ها منتظر له شدن زیر پای تو. آره، شب است یا نیمه شب: نیم چکمه‌ها لچِ آب. صورت از باران شسته. سر و بر داغ و پیشانی گداخته. رو که بالا کنی رفته‌ای تا رود. اگر ولت کنند یا به آبت می‌گیرند یا زیر دهانه پل زمان خان. چه فرق می‌کند؟ زیرباران به آبِ رفته نظر کنی و ببینی که تو با آن رفتی و بعد، جایی باید بایستی. همه‌اش همین است. مروری تند یا آرام که با پیچش رود می‌پیچد و تورا می‌پیچاند و به دکه‌ای می‌رساند که بسته است. همیشه بسته بوده است.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/95695

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی