ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

شماره های پیشین

او یک ماشین‌باز حرفه‌ای است

تاریخ درج : شنبه ۴ شهریور ۱۳۹۶
شماره روزنامه: 
گفت‌وگو با صاحب کلکسیون ماکت خودرو

لیلا مقیمی

 

انگار که به «بازار شام» پا گذاشته ای؛ از خودروهای کلاسیک سواری و قدیمی که حالا گرد فراموشی آنها را در دالان زمان پنهان کرده و جز توی سریال‌ها ردپای چرخ آنها نیست تا کامیون ها و تریلرهایی که یادگار جنگ جهانی دوم بوده اند و دیگر هیچ نام و نشانی از آنها باقی نمانده است، می توان در دفتر کارش مشاهده کرد؛ ماکت هایی که هرچند اندازه شان خیلی کوچک است؛ اما با مدل واقعی شان مو نمی زنند و هیچ فرقی ندارند؛ گویی کپی برابر با اصل است. دور و برش را هم که با نگاهت چرخ بزنی، جز مدل های مختلف خودرو چیز دیگری نخواهی دید: آلبوم عکس های کهنه و نگاتیوی که هر ورقش، یادآور سال های بسیار دور است؛ گوشی موبایلش که پر است از عکس های دیجیتالی خودروهای ناب و کمیاب که در حاشیه کوچه و خیابان شکارشان کرده؛ و حتی صفحه کامپیوترش که عکس بزرگی از فرمان کرم رنگ یک خودرو بنز آن را پوشانده است. همه نشان دهنده این است که او، بهرام آقاداودمارنانی، یک ماشین باز حرفه ای است. آقاداودمارنانی 55ساله، صاحب کلکسیونی است که حدود 100ماکت خودرو را در آن جای داده و حاصل عشق و علاقه چندین و چندساله اش به خودرو است و نظاره هر کدام از آنها تداعی کننده نوستالژی های دوران کودکی و نوجوانی: «چهارم یا پنجم ابتدایی که بودم، دایی هایم ماشین داشتند و راننده بودند. من هم کنار دستشان می نشستم و با آنها به بیابان می رفتم. تا قبل از سربازی پنج، شش سال مداوم به دنبال آنها می رفتم و گاه گاهی هم پشت رل می نشستم، تا اینکه خودم گواهینامه گرفتم و راننده شدم. البته زمان نوجوانی ام نیز با اسباب بازی ها و سایر وسایل دیگری که در اختیار داشتم، ماشین می ساختم. درواقع همه آنها را کنار هم می گذاشتم و با مونتاژ کردنشان، خودرویی شبیه به خودروی واقعی می ساختم.»

ماشین‌بازحرفه‌ای هستید؟
از حدود 20یا25سال پیش، موقعی که در عالم کودکی بودم، قطعات اسباب‌بازی را با وسایل دیگر ترکیب می‌کردم و ماکت می‌ساختم. این ماکت‌ها، البته با مدل واقعی‌شان شباهت زیادی داشت. از طرف دیگر پدر خانمم هم مکانیک بود و خودش هم یک خودروی ناب قدیمی داشت؛ همچنین دایی‌هایم هم راننده بودند و من بیشتر مواقع کنار دستشان می‌نشستم و با آنها به این طرف و آن طرف می‌رفتم. همه اینها باعث تشدید علاقه من به خودرو شد. زمانی هم که دور، دور ماشین‌های کلاسیک شد؛ چون نمی‌توانستم آنها را بخرم، شروع کردم به خرید ماکت و جمع‌آوری کردن آنها.

 

 

اولین ماکت خودرویی که خریدید را به یاد دارید؟
خیلی بچه بودم. ماکتی را دیدم و خوشم آمد و خریدم. به‌طور حرفه‌ای، اما حدود ده، دوازده سال است که مجموعه‌ای از ماکت‌ها را جمع کرده‌ام.
 

 

 

عشق و علاقه‌تان به انواع خودرو و هم‌نشینی با دایی‌ها و پدر خانمتان، قاعدتا باید شما را راننده می‌کرد؛ چرا راننده نشدید؟
{می‌خندد}اتفاقا علاقه بسیار زیادی به راننده شدن داشتم؛ حتی چند سال پیش که کارمند بانک بودم، استعفا دادم تا به سمت و سوی رانندگی بروم؛ اما نشد. خانواده‌ و اطرافیانم خیلی با راننده شدن من موافق نبودند. به‌همین خاطر من هم نمایندگی بیمه دایر کردم که آنجا هم با ماشین‌های مختلف، سر و کار دارم. رانندگی از آن دست شغل‌هایی است که خیلی سخت و جانفرساست؛ ولی رزق حلالی دارد.

 

 

به یاد دارید خودروی عروسی‌تان چه ماشینی بود؟
مراسم عروسی نگرفتم و به همین دلیل ماشین عروس هم گل نزدیم.

 

 

ماشین که برایتان گل نزدند، با راننده شدنتان هم که مخالفت کردند؛ الان خانواده‌تان با خرید این ماکت‌ها مشکلی ندارند؟ اصلا شما را همراهمی می‌کنند؟ 
خیر، مشکلی ندارند؛ چون من هر دو سه ماه  یک بار ماکت می‌خرم. البته من، فقط یک دختر دارم که او هم علاقه چندانی به ماشین و ماکت ندارند.

 

 

خودروی شخصی‌تان را هم مدام عوض می‌کنید؛ هربار یک مدل جدید می خرید؟
نه، خیلی به عوض کردن خودروی واقعی علاقه‌ای ندارم. اکنون، حدود  هشت سال است که ماشینم را عوض نکرده‌ام.

 

 

پس باید پای ثابت نمایشگاه‌های خودرو باشید؟
بله، علاقه زیادی به حضور در نمایشگاه‌های این چنینی دارم. آخرین نمایشگاهی هم که رفتم در کاخ نیاوران بود و مدل‌های بسیار زیبا و نابی از ماشین‌های کلاسیک و... به نمایش گذاشته شده بود و خاطرات بسیاری را برایم زنده کرد.

 

 

گران‌ترین و ارزان‌ترین ماکتی که در مجموعه‌تان دارید، چه مدل‌هایی هستند و چقدر پایتان آب خورده‌اند؟
سواری بنز، جدیدترین ماکتی است که 800هزار تومان برایش پول دادم و از همدان خریدمش. اینترنشنال k7 را هم حدود 600هزار تومان خریدم. گران‌تر از این قیمت هم در بازار وجود دارد؛ مثلا ماکت‌هایی هستند که قیمت‌شان حول و حوش یک میلیون تومان است.  ارزان‌ترین ماکت هم معمولا روی رنج 150تا200هزار تومان است؛ برای مثال، من نوعی از بنز را به این قیمت خریده‌ام و در مجموعه‌ام دارم. خیلی از خودروها دیگر در بازار وجود ندارند و از یاد رفته‌اند. یافتن این ماکت‌ها در اصفهان نیز کار آسانی نیست؛ اما در همدان و تبریز و تهران برخی از مغازه‌ها هستند که کارشان فروش ماکت خودرو است؛ ولی در اصفهان ، معمولا ماکت‌ها را باید از مغازه‌های اسباب‌بازی فروشی خریداری کرد.
 

 

 

دنبال جمع‌آوری ماکت‌های خودرو‌های امروزی و لوکس هم هستید؟
خیر، بیشتر به ماشین‌های قدیمی و کلاسیک علاقه دارم؛ چون این خودروها متعلق به گذشته هستند و دیدن هر کدامشان برایم، تداعی کننده خاطرات دوران کودکی‌ام است؛ اصلا اینها حس نوستالژی را برایم زنده می‌کنند؛ چرا که دایی‌هایم از همین ماشین‌ها داشته‌اند. مثلا یادم می‌آید که دایی‌ام حدود 50سال پیش، ماشینی را خریده بود 18هزار تومان و حالا من بعد از این همه سال، ماکت آن را چند برابر خریدم. بگذارید خاطره‌ای از زمان کودکی‌ام برایتان تعریف کنم؛ زمانی که دایی‌ام با بنزش مسافر کشی می‌کرد و نان در می‌آورد. یک بار تاکسی را در نزدیکی‌های منزلمان پارک کرده بود که من یواشکی رفتم داخلش و ترمز دستی‌اش را کشیدم. خودرو عقب‌عقب رفت و خورد توی دیوار.

 

 

و شما حسابی تنبیه شدید؟!
نه اتفاقا تنبیه نشدم؛ چون برخورد دایی‌هایم بسیار خوب بود و من هم همیشه سعی می‌کردم با تفکر دست‌گل به آب بدهم.

 

 

شده بچه‌ای از راه برسد و چشمش ماکت‌های شما را بگیرد و احیانا آنها را نابود کند؟
نه، ماکت‌ها از دسترس بچه‌ها دور است؛ چون اینها اسباب‌بازی نیستند و باید بین ماکت و اسباب‌بازی تفاوت قائل شد؛ اصلا روی جعبه این ماکت ها که شناسنامه آنها محسوب می‌شود، نوشته شده است که در دسترس کودکان قرار نگیرد؛ چون ممکن است برای آنها خطرساز باشد و دردسر ایجاد کند. اما جالب اینجاست که رانندگان قدیمی و با سابقه وقتی که اینجا می‌آیند و ماکت‌ها را می‌بینند، خیلی ذوق می‌کنند. مدت‌ها دور هم می‌نشینیم و درباره خودروها اطلاعات می‌دهیم و اطلاعات می‌گیریم. در فیسبوک هم گروهی داریم که در آن عکس‌های مختلفی از خودروهای کلاسیک سواری و... را به اشتراک می‌گذاریم و درباره آنها صحبت می‌کنیم.  چند وقت پیش، پلیس در حال جریمه کردن کامیون قدیمی بود. جلو رفتم و با راننده آن صحبت کردم. راننده خیلی تعجب کرده بود و باورش نمی‌شد که من این همه اطلاعات درباره این خودرو داشته باشم. البته اینها را هم بگویم که این ماکت‌ها به درد کسی نمی‌خورد؛ فقط به درد کسی می‌خورد که بهش عشق و علاقه داشته باشد.

 

 

در فیسبوک که اطلاعاتتان را رد و بدل می کنید، شده خارجی‌ها هم به این موضوع عکس‌العمل نشان دهند؟
بله، اتفاقا همین چند وقت پیش بود که عکس ماشینی ناب و قدیمی که اکنون نمونه‌اش در ایران نادر است را داخل گروه گذاشتم و خانمی آمریکایی گفت که می‌خواهد درباره انواع این خودروها کتابی تهیه کند و از من خواست که عکس را جداگانه برایش ارسال کنم. اتفاقا همین خانم چند روز بعد نیز دوباره درخواست عکس خودرویی دیگر را کرد.

 

 

کدام یک از ماکت‌ها را بیشتر از همه دوست دارید؟ ماکتی هست که آرزوی داشتنش را داشته باشید؛ اما موفق نشده باشید آن را تهیه کنید؟
نه، خیلی دنبال رسیدن به آرزوهای این چنینی نیستم؛ فقط همین بنز سواری را دوست داشتم تهیه کنم که بالاخره موفق شدم و آن را خریدم. تعداد زیادی از ماکت‌هایم را دوست دارم؛ برای مثال خودروی ماک و بنز  و... . ببینید الان من شورلتی دارم که نمونه آن را پدر خانمم هم داشت و البته هنوز هم در گاراژ نگهداری می‌‌شود؛ اما خیلی قدیمی است و نیاز به بازسازی دارد.

 

 

سریال خوش‌رکاب را یادتان می‌آیند. توی مجموعه‌تان از آن نوع کامیون‌ها را هم دارید؟
من ماکت آن خودرو را ندارم؛ اتفاقا آن کامیون، کامیون بسیار زیبایی بود که اکنون نمونه‌اش خیلی کم است. یادم می‌آید بچه که بودیم همه کامیون‌ها به رنگ سیاه و سبز تیره بودند؛ اما دایی‌هایم کامیونی خریده بودند که رنگش نارنجی بود. هیچ وقت آن زمانی را که چشمم به کامیون نارنجی رنگ و تر و تمیز دایی‌ام افتاد را از یاد نمی‌برم و خیلی ذوق زده شدم. متاسفانه امروز، خودروهای کلاسیک به ویژه کامیون‌ها و... که خیلی‌هایشان در زمان جنگ جهانی دوم وارد ایران شدند، از بین رفته‌اند و کسی به فکر نگهداری از آنها نیست. متولی هم در این زمینه وجود ندارد؛ این در حالی است که خودروهای کلاسیک هنوز در کشور کوبا سرپا هستند و اصلا این کشور به بهشت خودروهای کلاسیک مشهور است.

 

 

رانندگی با خودروهایی کلاسیک و قدیمی لذت‌بخش‌تر است یا خودروهای لوکس امروزی؟
مسلما رانندگی با خودروهای قدیمی بسیار لذت‌بخش‌تر و دلچسب‌تر است؛ اما در عوضش رانندگی کردن با خودروهای امروزی، خیلی آسان است و بیشتر کارها اتوماتیک‌وار انجام می‌شود. اتفاقا چند سال پیش در مسابقه رالی با خودروهای کلاسیک شرکت کردم و برنده هم شدم.

url : http://www.isfahanziba.ir/node/53414

دیدگاه جدیدی بگذارید

Plain text

  • هیچ تگ HTML ی مجاز نیست.
  • آدرس صفحات وب و آدرس‌های پست الکترونیکی بصورت خودکار به پیوند تبدیل می‌شوند.
  • خطوط و پاراگراف‌ها بطور خودکار اعمال می‌شوند.

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی