ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

اسرار اسطرلاب اصفهان

تاریخ درج : یکشنبه ۲۴ شهریور ۱۳۹۸
پرونده ای برای دانش ساخت اسطرلاب مسطح که با تلاش فعالان استان اصفهان در فهرست میراث ناملموس ایران ثبت شد

فرناز کلباسی/ خبرنگار
«بعد از اینکه طراحی و ساخــت اسطرلاب که ساده‌ترین تعریف آن ابزاری برای ستاره‌شناسی است و از شرق تا غرب عالم در ممالک گوناگون شناخته شده و دل از هر اهل علم و هنری بُرده، به بطلمیوس، فیلسوف و اخترشناس یونانی نسبت داده شد، اکتشافات باستان شناسانه به عمل آمده در جهان ابزارهایی از خانواده اسطرلاب را در نواحی ایران پهناور عیان کرد. تحقیقاتی که نشان می داد این آثار متعلق به سه هزار سال قبل و پیش از حیات بطلمیوس بوده و این شد که طراحی و ساخت این ابزار شگفت انگیز به ایران نسبت داده شد.» آنچه خواندید، فرازی است از کتاب «شمارشگر نجوم» نوشته سرفراز غزنی که در پرونده «مهارت ساخت "استرلاب" مسطح» ثبت شده به عنوان میراث ناملموس ایران با شماره 105 نیز  ذکر شده و تهیه آن توسط جمال کشاورز، مشاور فرهنگی اداره میراث فرهنگی استان اصفهان بوده است. یک پژوهشگر میراث فرهنگی ناملموس به تعریف این ابزار پرداخته و به‌نقل از پرونده ثبتی که در آن واژه «اسطرلاب» به صورت «استرلاب» ثبت شده می‌گوید: «اسطرلاب ابزار کهن ستاره‌شناسی و مهندسی است که قریب به یقین از ایران باستان زاده شده است. این وسیله قوی‌ترین ابزار درک سیر مهندسی سیارات و ستارگان بوده و بی‌شک در دوره صفوی در اصفهان به اوج ترویج خود رسیده، تا آنجا که عالم و روحانی بزرگی چون «شیخ بهایی» درباره آموزش روش کاربرد آن کتابی نوشته است.»

 

اسطرلاب رمل نیست!
جمال کشاورز به تفاوت مهمی که میان اسطرلاب و رمل وجود دارد، اشاره کرده و توضیح می‌دهد که همراهی این دو واژه در کنار هم در فرهنگ عامه باعث شده تا برخی گمان کنند اسطرلاب هم مانند رمل ابزاری برای فال‌بینی است. او می‌افزاید: «تاکید بر پرداختن شیخ‌بهایی روحانی و عالم برجسته شیعه به اسطرلاب و روش‌های استفاده از آن به این دلیل است که بگوییم اسطرلاب ابزار ستاره‌شناسی و رمل ابزار فال‌بینی است که اگر چنین نبود، شیخ‌بهایی چنین به آن توجه نمی‌کرد.»

 

اسطرلاب صنایع دستی است
اشاره به جایگاه اسطرلاب درمیان انواع آثار صنایع‌دستی، بخش بعدی توضیحات جمال کشاورز است که جایگاه این ابزار را شامل دو گروه هنرهای صناعی و آثار فلزی و تزئینی دانسته و می‌گوید: «براساس تحقیقاتی که برای ثبت مهارت ساخت اسطرلاب مسطح انجام شد، مشخص شد که اگرچه از دوره صفویه به بعد ساخت اسطرلاب در شهر اصفهان متمرکز شده و به اوج خود رسیده، ولی قدمت این اثر نشان می‌دهد که نشانه‌های آن به‌طور جسته‌گریخته در برخی شهرهای پهناور ایران باستان و دیگر استان‌های کشور نیز دیده شده است. ضمنا باید توجه داشت که نقشه جغرافیایی ایران باستان با آنچه امروز از محدوده جغرافیای ایران می‌شناسیم متفاوت بوده است.» به‌ گفته این پژوهشگر، واژه اسطرلاب به نقل از کتاب «اسطرلاب یا شمارشگر نجوم» نوشته سرفراز غزنی از دو بخش «اسطر/استر» به معنای ستاره در زبان‌های اروپایی و «لاب» به‌معنای تابیدن در زبان فارسی تشکیل شده که مجموعا به معنای «ستاره‌یاب» و دستگاهی است که تابیدن و نورافشانی ستارگان را به ما می‌آموزد.

 

از اسطرلاب عصای موسی تا اسطرلاب زرقاله
او اسطرلاب‌ها را به لحاظ ساختار و شمایل ظاهری شامل سه گروه خطی، کروی و مسطح دانسته و می‌گوید: «نوع اول که به عصای طوسی یا عصای موسی نیز ملقب است شمایلی کشیده مانند یک مداد دارد و نمونه آن در موزه علوم آکسفورد نگهداری می‌شود. نوع دوم که گاه ساده و گاه ذی‌عنکبوت است، ظاهری شبیه گوی دارد که مدل ساده آن در موزه انگلستان و مدل ذی‌عنکبوت آن در موزه علوم آکسفورد نگهداری می‌شود. نوع سوم هم که شامل چندگونه بسیط، زورقی و زرقاله است، شکل مسطح شده اسطرلاب کروی است که برای سهولت در کار از سوی طراحان و ستاره‌شناسان به این شکل درآمده است.»

 

روش ساخت اسطرلاب
آنچه طراحان هوشمند و خوش‌ذوق این دستگاه کوچک اما بسیار شگفت‌انگیز و پیچیده در طراحی و ساخت آن به خرج داده‌اند، چندان ساده نبوده است. آن طور که این پژوهشگر میراث فرهنگی ناملموس شرح می‌دهد، برای ساخت اسطرلاب لازم است استادکارهای متعددی در کنار هم به‌ترتیب فعالیتی را بر روی این ابزار کوچک انجام دهند تا حاصل کار چنین اثر حیرت‌آوری شود! به گفته او، اولین مرحله شامل طراحی اسطرلاب روی کاغذ توسط یک استاد ستاره‌شناس است. بعد از آن طرح در کارگاه ریخته‌گری اجزای خام اسطرلاب برنجی به‌دست استادکار ریخته می‌شود.  این قطعات که شامل ام، عضاده، عروه، حلقه و قطب است که گاه جنسی چوبی و گاه فلزی دارد، بعد از آن به کارگاه چرخ‌کاری رفته تا زائده‌های سطح آن لایه‌برداری شود. او می‌افزاید: «بعد از این مرحله، نوبت به استاد سوهان‌کار می‌رسد که یکی پس از دیگری اجزای اسطرلاب را به گیره بسته و به‌وسیله سوهان‌هایی با درجات زبری مختلف از زبرترین تا نرم‌ترین آن قطعات را سوهان کاری کند تا سطح فلز  براق و اصطلاحا  جلاکاری شود. حالا نوبت به استاد مشبک‌کار رسیده تا در کارگاه مشبک‌کاری به قصد تهیه صفحه حجره طرحی کاغذی تهیه کرده و آن را بر ورق برنجی چسبانده و با اره مویی ببرد و به این طریق «اسبک»، «پولک» و «صفایح» را بسازد.» آنچه در کارگاه مشبک سازی به عمل آمده، به کارگاه قلم‌زنی می رود تا الگوهای نجومی طراحی شده بر اجزای خام اسطرلاب بر آن حک شود. بعد از آن آنچه در این کارگاه‌ها حاصل آمده به کارگاه‌های دواتگری، ملیله‌سازی، فیروزه‌نشان، تسبیح سازی یا علاقه سازی رفته و در هر یک تغییرات و اضافات مهمی بر آن ملحق می شود تا در نهایت این وسیله طراحی و ساخته شده و در اختیار ستاره شناسان قرار گیرد. جمال کشاورز با شرح مراحل ساخت اسطرلاب و رفت و آمد آن به کارگاه های مختلف صنایع دستی فرصت را مناسب دانسته و تاکید می‌کند که خاصیت بسیار مهم و قابل توجه صنایع دستی این است که هر یک از رشته های آن مانند حلقه های یک زنجیر به هم متصل هستند و در صورت حذف هر حلقه، کاربرد حلقه های دیگر از میان رفته و فعالیت زنجیر متوقف می شود.

 

از اسطرلاب بطلمیوس تا اسطرلاب شاه عباس ثانی
حالا نوبت به آن رسیده تا بدانیم اسطرلاب از کی و در کجا و توسط چه کسانی برای اولین بار طراحی و ساخته شد و حاصل تلاش باستان شناسان و محققان در این زمینه چه بوده است. مشاور فرهنگی اداره میراث فرهنگی استان اصفهان در این باره می‌گوید: «آن‌طور که در کتاب «اسطرلاب یا شمارشگر نجوم» اثر سرفراز غزنی آمده، اسطرلاب به بطلمیوس منسوب شده است. اما در اکتشافات باستان شناسی ابزارهایی از خانواده اسطرلاب که پیش از حیات بطلمیوس و متعلق به حدود سه هزار سال قبل بوده اند در نواحی ایران پهناور کشف شده است. هرچند در اینجا باید توجه کرد که گفته شده «ابزارهایی از خانواده اسطرلاب» در ایران پهناور کشف شده است و این نشان می‌دهد که شروع ساخت این ابزار از کجا بوده است. در واقع وقتی ابزاری در طراحی و ساخت به کمال خودش می‌رسد مدیون اشکال ساده‌تر خود است. چنانکه اگر الفبا وجود نداشت کتابی نوشته نمی شد. این نکات به‌ظاهر ساده باستان شناسی است که نشان می دهد شروع یک اثر از کجا بوده و صرفا نمی شود به مشهودات عینی فعلی بسنده کرد.»او درباره محل کشف اسطرلاب هم می‌گوید: «در کتاب «روش استفاده از اسطرلاب مسطح بسیط» نوشته اسدالله صفایی درباره کشف انواع اسطرلاب آمده است: " کشف اسطرلاب در «قویی قریلگان قلعه» (به معنای قلعه گوسفندداران) در خوارزم در شمال شرقی ایران پهناور، کشف لوح اسطرلاب گلی بابلی، کشف اسطرلاب آنتیکدار در دریاچه آنتیکدار، کشف اسطرلاب «محمد ابن ابی بکربن محمد الراشدی ابری الاصفهانی» و کشف اسطرلاب شاه عباس ثانی."»او می‌افزاید: «جالب اینکه اسطرلاب آنتیکدار و اسطرلاب «محمد ابن ابی بکر بن محمد الراشدی ابری الاصفهانی» هر دو دارای چرخ و دنده بوده و این نشان‌دهنده ارتباط فرهنگی و علمی میان ستاره شناسان ایران، یونان و روم باستان است.»

 

 اسطرلاب به چه درد می‌خورد؟!
او سپس درباره کاربردهای اسطرلاب شرح مختصـــــری داده و می‌گوید: «ارزش‌های منحصر به فرد اسطرلاب به دو شکل اصلی و اختیاری قابل رویت است. برخی از کاربردهای اصلی آن که عموما کاربردهای نجومی‌اند، شامل اندازه‌گیری زاویه ارتفاع خورشید، اندازه‌گیری زاویه ارتفاع ستارگاه روی شبکیه، زاویه ارتفاع سایر اجرام و... است و کاربردهای اختیاری آن که بسته به خواست ستاره‌شناس سفارش‌دهنده تعیین می‌شــــوند، مواردی است که بر اجزای اسطرلاب اضافه می‌شود. مانند تعیین زمان با استفاده از موقعیت خورشید یا ستارگان، تعیین مختصات ستارگان بر کره سماوی و...  .»

 

اسطرلاب ‌سازهای معروف جهان
حالا که این همه درباره شگفتی و پیچیدگی های این ابزار علمی دانستیم و باخبر شدیم که تلاش دیگر کشورها برای منسوب دانستن این ابزار به پیشینه و تاریخ علمی و دانشمندان خودشان بی دلیل نبوده است، جای پاسخ گفتن به این سوال است که طراحان و سازندگان اسطرلاب در ایران چه کسانی بوده‌اند؟طبق آنچه در پرونده این میراث ناملموس ذکر شده، استاد «ابراهیم لاتخان» که در سال 1298 هجری شمسی به جهان آمده و در 1391 دیده از جهان فرو بسته، یکی از اسطرلاب‌سازان ریشه دارِ اصفهان بوده است. او دانش ساخت این ابزار را در کودکی نزد پدرش استاد فرج اله می‌آموزد و در ساخت دیگر ابزارهای ستاره شناسی مثل ساعت شنی، اسطرلاب کروی، کره سماوی، ساعت آفتابی، قطب نما و... مهارت زیادی پیدا می‌کند. دوره سربازی ابراهیم لاتخان تمام می‌شود و او در کارگاه پدرش مشغول به کار می‌شود. اما وقتی برخی مشکلات اقتصادی بر زندگی‌اش سایه می‌اندازد، به ناچار دل از ایران و اصفهان کنده و به عراق و شهر نجف مهاجرت می‌کند و در آنجا مشغول فلزکاری و قفل سازی می‌شود. تنها یکی از آثار ارزشمند فلزی نفیسی که استاد لاتخان در نجف از خود به جا می‌گذارد درهای ضریح امام علی(ع) است. او بعدها از سوی معاون رئیس‌جمهور وقت و رئیس سازمان میراث فرهنگی وقت نیز مورد تقدیر قرار می‌گیرد.

 

چه تهدیداتی به جان اسطرلاب هست؟
اینکه چه مخاطراتی تهدیدگر اسطرلاب است و باعث می‌شود این وسیله هر روز بیشتر از قبل، از جامعه علمی به حاشیه رانده شود، موضوع دیگری است که جمال کشاورز به آن چنین پاسخ می‌دهد: «آنطور که در پرونده ثبتی این اثر هم ذکر کردیم، امروز با جایگزین‌شدن ابزار مدرن با دقت بالاتر  در کاربردهایی وسیع‌تر نسبت به اسطرلاب، این وسیله ارزشمند گاهی به بوته فراموشی سپرده شده است. همچنین با کمرنگ شدن رابطه حرفه‌ای میان اسطرلاب‌سازهـــــا و طراحان اسطرلاب که ستاره شناسان هستند، وجود الگوهای صحیح و به روز شده اسطرلاب را به نقصان و کمبودی کشانده است.از سوی دیگر، از صدمه‌های جسمی سازندگان اسطرلاب که اغلب نتیجه ناآگاهی آنها نسبت به استانداردهای شغلی‌شان است، نباید غافل شد. نکته مهم دیگر این است که تبلیغات مسموم که توسط سوداگران و شیادانی به نام فال بین ها در جامعه گسترش یافته، متاسفانه در ذهن عوام نام اسطرلاب را کنار دیگر آلات شیادی آنها نشانده است.»

 

راه‌های حفظ و احیای اسطرلاب
او درباره اقداماتی که تاکنون برای حفاظت از این ابزار شده هم می‌گوید: «ســــاخـــــت اسطرلاب‌های مقوایـــی در قالب آمــــوزشی توسط اساتیــــــد ستاره‌شناسی برای آشنایی دانشجویان و مشتاقان این علوم و فرهنگ از جمله اقداماتی است که تاکنون برای حفظ این ابزار انجام شده و البته پیشنهاد می‌شود به ایجاد فضاهای آموزشی ساخت اسطرلاب با ابزار سنتی و مدرن برای تولید اسطرلاب‌های فاخر و نیز ارزان‌قیمت برای مجموعه‌داران و دانش‌پژوهان و همچنین فضاهایی برای شناخت کاربردهای اسطرلاب برای تمام سنین اقدام شود.»

url : http://www.isfahanziba.ir/node/100834

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی