ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

آخه پیاز به موز امر و نهی می کرد

تاریخ درج : پنجشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 

حجی گوگرد چی وارد کافه شد و یک اسکناس به من داد و گفت : اینا نیگر دار، شبی جمعه که فقیر میاد بده بِش ، اما دمی دس نذاریا ، آقا موص بخیالش جُسِه س ، می جِد روش. گفتم خدای نکرده اتفاق بدی افتاده که داری صدقه میدی ؟ گفت دیشب خوابی کله پتره دیدم . از تو جام همچی جِسه م بالا که حج خانوم زِبون بسه قهره کرد .وخساد یه پیاله آب داد دسم ، گفت حجی چند دفعه بِشِد گفتم دمرو نخواب ، فشار میوفتِد رو دلا بارِد .  یا طاقواز بخواب یا به یه ورِد ! گفتم حج خانوم یقین سری دلم سنگین بوده س ، حج خانوم گفت بیمیرم یخده ماشا قمری سر شب خورده ی ، به کوجاد رسیده س که جخ سری دلدم سنگین باشِد ؟ آ نکونِد دوغا گوشفیلا را که برا بِچا خارم اسده م زِده ی بِش ، ننه ننه! اینا شیرینِس ، براد خب نیس . گفتم نه به خاکی خارم ، وخی برو سری یخچال بیبین من اصش دسشون نیزاشتم . گفت آخه مِگه میشِد ؟  گوشفیل تو این خونه باشِدا شوما سرش نری ؟ گفتم خبِر نداشتم و الا براد خورده بودما خوابیده بودم . گفت حالا میرم هفتا سوراخ قایمش می‌کونم.  آ حالا چه خوابی دیده بودی ؟ بینی گِلی افتاده بود رودون ؟ گفتم نه الحمدلله . دوباره گفت جن بیخی خِرّدا چسبیده بود ؟ گفتم دِ نه حج خانومم،  یه موزا یه پیاز اومده بودن به خوابم . حج خانوم آگیمش رفت تو هما گفت وخی عامو ... برا موزا پیاز منا زا به را کرده ی . آ موز که ترس ندارِد ، شالا به خوابی  من میمِد . گفتم دِ آخه پیاز رییس شده بودا  موزه زیر دسش بود . آ پیازم با اون بو آکِله ش نیشسه بود پشتی یه میزا به این موزی در به در امرا نهی می کرد . گفتم ای روزگاری بیخودی ، بیبین کار به کوجا رسیده س که موز که گیری کِسی نیمیمِدا  اوروزا هر کی می رفت مکه، یخده موز میورد، آسِکی میداد به نوری چشیاش ، حالا مجبوره س نازی پیازا بِخِرِد .  گفتم حجی اتفاقا خوابت تعبیر شده ، آخه خبر رسید قیمت گوجه نزدیک بود بره بالای بالا، اونم تو پوشش گل کلم که جلوش را گرفتند.  از موز هم بالاتر بره . فقط حجی من نمی دونم که چرا تو خوابت پیاز بوده  ؟ گفت بِچِیا ! اینی که گفتم سانسور شدش بود ، گفتم کاری بِچا را زیاد نکونم .دیشب برا حج خانومم روم نشد بگم که بعدش چیطور شد . آ خدا عاقبِتمونا به خیر کونِد . گفتم چطور شد مگه؟ گفت پیشا نگیر ، چشا گوشِد وا میشِد، اما یخده صدقه بزار کنار ، البِته بیمیرم تو که نویسنده ی ،  خودد به نونی شب محتاجی . وردار اون پولم که دادم بِد ، برو سری چا حج میرزا هر چی دلد خواس بسونا بخور یخده رنگ به رود بیاد .دِ جلد باش تا دو تا خواب دیگه برا گرونی ندیدم .

url : http://www.isfahanziba.ir/node/83087

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی