ویژه نامه ها

اشتراک الکترونیکی روزنامه

CAPTCHA ی تصویری

شماره های پیشین

آخرین لحظات زندگی نویسنده

تاریخ درج : شنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۷
شماره روزنامه: 
دهه 40 شمسی، اوج نویسندگی ساعدی است

مهدی وحید  دستجردی

«و حالا ساعدی در کوچه پس‌کوچه‌های سنگ‌فرش غربت قیقاج می‌رود. معده‌اش می‌سوزد. به زخم کهنه‌اش می‌اندیشد و به فرصت اندکی که برای آغاز دوباره دارد. به آنها که هلش دادند می‌اندیشد. به قهرمانی که نبود اما می‌گفتند باش. به خانه‌اش می‌اندیشد. » در این جملات پایانی کتاب «شناختنامه غلامحسین ساعدی» اثر  کورش اسدی که سال 97 توسط انتشارات نیماژ تجدید چاپ شد، می‌توان ردپای آخرین لحظات زندگی نویسنده‌ای را دید که اوج و فرودهای بسیاری را در زندگی ادبی خود تجربه کرد. نوساناتی که به عقیده اسدی نه تنها نتیجه ویژگی‌های فردی ساعدی بود، بلکه می‌توان آن را نتیجه شرایط پیرامونی او و اجتماعی دانست که در آن می‌زیست. زمانه‌ای که جامعه در آن با روند سریع مدرنیزاسیون مواجه بود و اسدی در مقدمه و موخره کتاب به گره خوردن زندگی ساعدی به این برهه تاریخ معاصر ایران اشاره کرده، او را راوی هراس‌های ما می‌داند، چرا که «گذشتن از سنت و ورود به مدرنیسم ( تجدد ) همیشه اضطراب‌آور بوده» است. از سوی دیگر همین اجتماع از نویسنده توقع همراهی با جوّ  زمانه را دارد که منتج به کاستن از خلاقیت او و افزودن به وجه پیام‌آوری، تعهد، تهییج  و مبارزه در آثارش می‌شود و او را از مقام داستان‌نویس دور کرده، چرا که «در تفکر غالب زمانه ساعدی داستان‌نویس نمی‌توانست فقط یک داستان‌نویس باشد. همه از ساعدی تعهد می‌خواستند  نه خلاقیت و تخیل صرف.» این‌گونه است که عاقبت باعث به مسلخ کشیــــده شدنـــــش  می‌شود.آذر ماه مرگ ساعدی است. نویسنده‌ای که دهه 40 شمسی را باید اوج کارنامه نویسندگی او دانست، ده سالی که در آن به صورت متوسط سالی یک مجموعه داستان منتشر کرد. مدیومی که در آن به قله داستان‌نویسی ایران نزدیک شد و بعد از آن در دهه 50 به رمان‌نویسی پرداخت و رو به افول گذاشت. چرا که به گفته اسدی، او «اصلا رمان‌نویس نیست. رمان برای ذهن تند و تیز ساعدی قالبی سخت ناساز و گل‌و‌گشاد است.» ساعدی بیشترین ضربه را از اطراف خود خورد، چرا که در این جامعه روشنفکران هیچ‌گاه وجهی انسانی در مقابل توده مردم نداشتند . جایی در مصاحبه با مجله ایرانشهر ساعدی خود به این نکته اشاره کرده  ومی‌گوید: «در مورد روشنفکر ایرانی زیاده از حد ظلم شده است. همه خیال می‌کنند که آنها باید همه کار می‌کردند؛ هم رفتگر بودند، هم متخصص مسائل اقتصادی، هم معلم، هم مبلغ و هم رهبر سیاسی و ...» شاید هم‌زمانی سالمرگ ساعدی با حمله مجدد رسانه ملی به روشنفکران و در رأس آن صادق هدایت دلیل واضح و مبرهن دیگری بر سعی در نپذیرفتن وجه انسانی نویسنده و روشنفکر در جامعه ایران باشد. 

url : http://www.isfahanziba.ir/node/86165

اصفهان زیبا را در شبکه های اجتماعی دنبال کنید

 

 

ضمائم روز

پیوست‌ها

  

 

 

بایگانی