گروه علم و اقتصادـ مريم كارنامه حقيقى: يكى از مهمترين هزينههاى هر خانواده، هزينههاى مربوط به خريد خانه است كه پيش از خريد خانه، به امكان فراهم كردن پيشپرداخت اوليه آن، بستگى دارد. پس از خريد خانه نيز پرداخت قسطهاى اصلى و سـود وام دريـافـتـى، تاثير مستقيمى بر هزينههاى خانواده مىگذارد. مديريت بهينه هزينههاى خانواده، به دليل تفاوت در تاثيرگذارى به نكتههاى بيشترى در خريد خانه نسبت به اجاره خانه توجه مىكند. از سوى ديگر هزينه ديد و بازديدهاى خانوادگى نيز با توجه به سنتهاى زيباى ما، در صورتى كه به سادگى برگزار نشود و بدتر از آن، اگر اجراى اين سنتها به فضاى پر از رقابت تبديل شود، از هزينههاى برهمزننده تعادل اقتصاد خانواده است. اگر مديريت هدفمند هر خانواده، سطح هزينه معينى را با توجه به درآمدهاى هر خانواده، تعداد فرزندان، سن آنان و غيره تجويز كند، همين دليل توجه به سطح درآمدهاى خانوادههايى كه با آنها در ديد و بازديد هستيم، از نظر خوددارى از وارد كردن فشار مالى بر آنان و يا خجالتزده كردن آنان با هزينههاى مصرفى خود و از جمله هزينه مهمانىهايى كه مىدهيم، بخش ديگرى از مديريت هدفمند اقتصاد خانواده به شمار مىآيد. اگر تقسيم كار و اختيارات در خانواده به گونهاى باشد كه بدون احساس مسووليت همه اعضاى خانواده به هزينه كردن بپردازند و يا به مصرف بينديشند و تامين همه اين هزينهها را از نانآور يا نانآوران خانواده توقع داشته باشند و يا فضاى روانى در خانواده پديدار شود كه نانآوران خانواده، خود اين گونه بينديشند، علاوه بر وجود بىعدالتى، مهمترين اصل مديريت كه اختيار همراه با مسووليت مىباشند، ناديده گرفته شده است. همه افراد خانواده، به ويژه آنان كه از لحاظ سنى بزرگتر و از نظر آگاهىهاى فردى و اجتماعى در وضع بالاترى هستند، مىبايد در برابر كمبودهاى مادى واكنشهاى مناسبترى نشان دهند، همه اعضاى خانواده حتى كودكان بايد از محدوديتهاى درآمد خـانـواده و از تفاوت درآمد خانوارها آگاه باشند تا بتوانند خواستههاى خود را در چهارچوب وضع خانواده خود مطرح بسازند.
عوامل تاثيرگذار بر هزينههاى خانواده
استفاده كامل از كالاهاـ مصرف خانواده بايد همگانى هم باشدـ همبستگى ملى و هزينههاى خانوادهـ خودمصرفى خانوادهـ زمان فراغت خانوادهـ فرزندان و هزينههاى خانوادهـ تدارك مالى دوره سوم زناشويى
ضرورت استفاده كامل از كالاها
عمر مفيد كالاها به چگونگى استفاده و نگهدارى از آنها بستگى دارد. استفاده بيش از اندازه و يا بىتوجهى نسبت به ويژگىهاى كالاها در مصرف، عمر مفيد آنها را به شدت كاهش مىدهد. با پرشدن بازار كالاهاى صنعتى، توليدكنندگان با تغييرات گاه جزئى، همان كالا را به شكلى جديد عرضه مىكنند و با تبليغات بسيار در مزاياى آن اغراق مىكنند و در نتيجه نياز كاذبى در افراد نسبت به گونه جديد كالايى كه خود دارند ايجاد مىكنند، در اين صورت برخى اوقات كالاى كنار گذاشته شده، هنوز داراى عمر مفيد است. مديريت بهينه مصرف و استفاده كامل و درست از كالاها به خانوادهها امكان بهرهمندى بيشتر از نعمتها را با هزينه كمتر مىدهد و باعث توسعه اقتصادى كشور و استقلال اقتصادى آن، افزايش اشتغال و رفاه عمومى جامعه نيز مىشود.
مصرف خانواده بايد همگانى باشد
در انتخاب كالاهاى مصرفى بايد به اين نكته توجه كرد كه همه بتوانند به اين گونه كالاها و خدمات، دسترسى داشته باشند. ضرورت توجه به اين عامل، نخست به دليل سراب نرفتن و امرى ممكن را خواستن و دوم، خود و خانواده خود را تافته جدابافته ندانستن است.
همبستگى ملى و هزينههاى خانواده
در اثر نفوذ فرهنگ غرب و پذيرش بدون چون و چراى آن به وسيله عدهاى از هم ميهنان، )الگوى مصرف( رفته رفته احساس تافته جدا بافته بودن به آنها دست داده و نسبت به هويت ملى خود و احساس همبستگى ملى با مردم و فرهنگ ايران دچار ترديد شدهاند. خانواده به گونههاى مختلفى مىتواند و بايد همبستگى ملى و انسانى خود را براى برخوردارى از تندرستى روانى بروز دهد. مانند كمكهاى مالى به ديگران، پرداخت ماليات و عوارض، كمك به نهادهاى آموزشى، بهداشتى، برخى اقدامهاى عمرانى و غيره.
تدارك مالى دوره سوم زناشويى
اگر دوره نخست زندگى زناشويى را پيش از زايش فرزندان و دوره دوم، بزرگ كردن فرزندان و دوره سوم را تنها شدن دوباره پدر و مادر بدانيم، تدارك لازم براى گذراندن شايسته دوره سوم ضرورت دارد.
هزينههاى خانواده بايد به گونهاى ساماندهى شود كه نه تنها بار اقساط و بدهىها با توجه به بازنشسته شدن نانآور خانواده كمرشكن نباشند، بلكه پساندازى هم داشته باشند كه از محل آن بتوانند كمبود حقوق بازنشستگى را جبران كنند. به علاوه، آمد و رفت فرزندان و نوهها و هزينههاى آن بايد با توجه به درآمد اين دوره، منطقى باشد وگرنه اين خود عامل پرفشارى براى كار كردن نانآور به هر قيمتى و با هر رنج و سختى خواهد شد.
نقش فرزندان در مديريت هزينههاى خانواده
در شيوه تربيتى امروز، كه فرزندسالارى ناميده مىشود، فرزندان بدون تماس واقعى با زندگى وارد جامعه مىشوند. اين فرزندان اكثراً زيادهخواه، راحتطلب، رفاهطلب و بىترحم نسبت به ديگران، هر آنچه را كه در دسترس دارند، بىارزش دانسته و بيش از آنچه دارند، بدون رنج و زحمت مىخواهند.
در تربيت جديد پدر و مادرها بر اين باورند كه نسبت به فرزندان، دينى يك سويه، بىشرط، پايانناپذير و مادامالعمر دارند.
|