روزنامه خبري،فرهنگي،اجتماعي  □  سه شنبه  1386/10/11  □  21 ذی الحجه 1428  □  1 ژانویه 2008  □ شماره  330  □ صفحه جوان
هدفی که نوشته نشود فقط آرزوست. : سخن روز

عناوين مهم خبري




  ‌‌از اين هفته شنبه‌ها و سه‌شنبه‌ها با صفحه جوان باشيد:‌
‌حيف اين همه استعداد، بس كن ديگه!

بس كن ديگه. آخه تا كى مى‌خواى منتظر باشى؟ تا كى مى‌خواى به خودت وعده وعيد بدى كه ديگه از...؟ تا كى مى‌خواى اول هر ترم كه كلاس‌ها شروع مى‌شه به خودت بگى »اين ترم ديگه فرق مى‌كنه؛ مى‌خوام يكى ديـگه بشم«؟ تا كى مى‌خواى بگى ديگه از شنبه‌ى هفته‌ى بعد، همه‌ى كلاس‌هامو مى‌رم؟ تا حالا چند بار اين حرفا رو زدى؟ تا حالا سر چند نفر و با اين حرفا كلاه گذاشتى؟ تا حالا چند بار منو با اين حرفات دست به سر كردى، هان؟ بس كن بابا. آخه تو كه خوب مى‌دونى مشكلت كجاست؛ تو ديگه چرا بلند نمى‌شى؟! چيه؟ دروغ مى گم؟

 تا كى مى‌خواى بگى از فردا ديگه دروغ نمى‌گم؟ ولى پس فردا كه دوستت ده هزار تومان ازَت قرض مى‌خواد؛ مـى‌گـى: »نـه جـون تـو نـدارم. اوضـاع خـودم خيلى بى‌ريخته«. آخه من كه مى‌دونم ديگه. خجالت بكش. همش واسه ده هزار تومان؟! پس چى شد اون همه ادعا؟ نتونستى؟ نه، بگو نخواستم. بگو اولش مى‌خواستما ولى ديدم يه كم مشكله، گفتم بى‌خيال. بسه ديگه.


  تابلوى عبور ممنوع روى اعصاب دوستان!

كلـمـه‌ى «شروع» چه حسى به شما منتقل مى‌كند؟ كمى درباره‌اش فكر كنيد... چه كلماتى مترادف با اين كلمه در ذهنتان نقش مى‌بندد؟... «آغاز» «ابتدا» يا «شروع» كلمات عجيبيند. يكجور ترس، دلهره، هيجان، اميد و شايد حس نو بودن به آدم منتقل مى‌كنند.

‌حالا اگر بخواهيد تصويرى براى اين كلمه ترسيم كنيد، چه مى‌كشيد؟... يك بچه‌ى 7ساله كه كيفش را روى دوشش انداخته، از زير قرآن رد مى‌شود و خندان به سوى مدرسه‌اش مى‌رود؟ عروس و داماد؟ لوك خوش‌شانس، سوار بر اسبش ابتداى جاده‌اى كه تا افق ادامه دارد؟! چند دونده پشت خط آغاز و يك تفنگ كه آماده‌ى شليك است؟ يا شايد حتى يك فلش يا فقط كلمه‌ى «الف»؟...! ‌ ‌


  من يكى ديگه را دوست دارم

ادامه؟؟! ‌ ‌

حرفش را هم نزن. من اصلاً نمى‌خوام ادامه بدم، مگه زوره؟ هان؟ زوره؟ اونم با تو. من مى‌خوام همه چيز را تموم كنم. به همين راحتى. ديگه خسته شدم. ديگه به اينجام رسيده، مگه كم الكيه؟ مگه من دلم، روحم، جونم، محبتم، عشقم، علاقه ام، وقتم، انرژيم و مهمتر از اون پولم (!) را از سر راه پيدا كرده‌ام؟ هان؟ هان؟ هان؟

آره عصبانيم. بدجورى هم عصبانيم چرا عصبانى نباشم؟ اون روزى كه مى‌گفتم بى‌خيال اين حرف‌ها، و تو هى اصرار مى‌كردى كه بالاخره بايد از يه جا شروع كرد را يادته؟ من كه خوب يادمه.  اون روزى كه بهم مى‌گفتى، تو شروع كن، خدا بزرگه را يادته؟ خب من حالا مى‌خوام شروع كنم ولى نه با تو. با يكى ديگه. با يكى كه خيلى بيشتر از تو دوستش دارم. چيه؟ حسوديت مى‌شه؟ خب بشه. به من چه مربوط. اصلاً، اصلاً به تو چه مربوط! نه فكر بى‌خود نكن. نه. من هنوز هم فكر مى‌كنم خدا بزرگه ولى، ولى‌اش را نمى‌دونم چه جورى بگم. من چرا دارم با تو بحث مى‌كنم؟ تو كى هستى كه من بخوام قانعت كنم؟ مى‌خواى قانع شو، نمى‌خواى نشو. من ديگه نه تنها نمى‌خوام اينجورى به اين زندگى ادامه بدم، تازه نمى‌ذارم هم...





PDF دريافت نسخه PDF دريافت نسخه

آرشيو روزنامه

آرشيو ويژه نامه ها




وضعيت آب و هواي اصفهان
امروز:
دماي کنوني: -5 oC
حداكثر دما: 9 oC
حداقل دما: -4 oC
فردا:
حداكثر دما: 12 oC
حداقل دما: -1 oC
 اوقات شرعي


جستجو
  

ثبت نام در ليست ارسال روزنامه از طريق پست الكترونيك
  

نظر سنجي
نظر شما در رابطه با مطالب این صفحه چیست؟
عالی
خوب
متوسط

طراحي و اجرا توسط شركت گل نرگس ، Copyright(©) 2006 - 2007